شمارهٔ ۸۱۴
هوش مصنوعی: در این شعر، گوینده با دلش صحبت میکند و میگوید که باید این آخرین بار خوبیها را از او ببیند. او ابراز میکند که دوری از او برایش سخت است، اما نزدیکی او به محبوبش آرامشبخش است. دل گوینده میگوید که با دهان و زلف محبوبش در تاریکی و تنگی، همواره مشغول ساختن خاطرات است.
با دل گفتم تو باری آخر نیکیاز من دوری به یار من نزدیکی
هوش مصنوعی: با دل به خودم گفتم که آخرین بار است که از من خوبی نمیکنی، به یار من نزدیکتر شدهای.
دل گفت که با دهان و زلفش عمریستتا می سازم بتنگی و تاریکی
هوش مصنوعی: دل از سالها پیش با مو و لبان محبوبش در نگرانی و سختی زندگی کرده است.