شمارهٔ ۳۴ - و قال ایضاً یمدحه
هوش مصنوعی: این شعر حاکی از دلتنگی و ناامیدی شاعر است که به درگاه بزرگوارانه کسی دعا میکند. او سه ماه است که از غمهایش رها نشده و احساس میکند که دولت و سعادتش بر اساس کوتهفکری خود ساخته شده است. شاعر به یادآوری میپردازد که در زمینه فضل و هنر، تلاشهای زیادی کرده اما هیچگاه نتیجهای نداشته است و از این بابت دچار ناامیدی است. او بر این نکته تأکید میکند که هیچ حسودی در برابر او وجود نداشته و در مقام خلع از آلام، به درگاه بزرگوار رجوع میکند. همچنین از عواطف و حمایتهای آن بزرگوار احساس دلگرمی میکند و امید دارد در مسیر زندگیاش بهبود حاصل شود. در نهایت، شاعر از خداوند درخواست صبر و شکیبایی میکند تا در سختیها به او کمک کند.
درین جناب همایون که تا قیامت بادبیمن معدلت صدر روزگار آباد
هوش مصنوعی: در این مقام والای شما، تا ابد باد خوش شانسی و عدالت بر روزگار و سرنوشت حاکم باشد.
مجال لطف فراخست و من عجب دلتنگنمود خواهم حالّی و هرچه باداباد
هوش مصنوعی: فرصت برای مهربانی و دوستی بسیار زیاد است، اما به طور عجیبی احساس ناراحتی میکنم. میخواهم حال و هوایی عوض کنم و هر چه پیش آید، پیش خواهد آمد.
بزرگوارا ! قرب چهار ماه گذشتکه بنده یک نفس از بنده غم نبود آزاد
هوش مصنوعی: ای بزرگوار! چهار ماه است که من هیچ وقتی از غم و دوری شما آزاد نبودهام.
اگر هزار یکی از غمم نهی برکوهشود چو سوزن زردوز بیضۀ پولاد
هوش مصنوعی: اگر هزاران بار غمهای من را بر کوه بگذاری، در نتیجه مانند سوزنی خواهد بود که در دست خیاطی که با زر کار میکند، درون تخممرغ فولادی گم میشود.
امید برتری از پایۀ خمولم نیستکه نیک پست فکندست دولتم بنیاد
هوش مصنوعی: من انتظار برتری ندارم و از این وضعیت بیخبر و خاموش راضیام، چرا که سرنوشت من بر روی اساس حال نیکو بنا شده است.
برآستان توام خرج شد خلاصۀ عمرکه یک نفس زهنرهای خود نبودم شاد
هوش مصنوعی: من در آستان تو هستم و تمام عمرم در این راه صرف شده است. حتی یک لحظه هم نتوانستم از هنرهای خود لذت ببرم.
نهال فضل و هنر را بآب دیده بسیبپروریدم و هرگز بریم باز نداد
هوش مصنوعی: من با اشکهای خود نهال علم و هنر را بسیار پرورش دادم و هرگز به خاطر زحماتم تلاشم را پس نگرفتم.
نمی ستایم خود را بحضرت تو و لیکتو نیز نیک شناسی مرا ز روی نهاد
هوش مصنوعی: من خود را در پیشگاه تو، تحسین نمیکنم، اما تو هم مرا به خوبی میشناسی و به نیکی میدانی که کدام نهاد و شخصیت دارم.
ازین ستانه فراتر نبوده ام گاهیزعهد آنکه مرا مادر زمانه بزاد
هوش مصنوعی: من هرگز فراتر از این نقطه نرفتهام، که به یاد دارندۀ زمانه، مادرم مرا در این زمان به دنیا آورد.
بجز بخدمت تو بنده انتما نکندهرآنکجا که پژوهش کنند زاصل و نژاد
هوش مصنوعی: جز در خدمت تو، کسی به بندگی نخواهد آمد. هرکجا که تحقیق کنند درباره اصل و نژاد، به تو توجه نمیکنند.
ترازو آسا پیش خسان بیک جو زرنه بوسه داد زمین را و نه زبان بگشاد
هوش مصنوعی: ترازو مانند یک ترازوی دقیق، در برابر افراد پست و بیارزش، نه زمین را به احترام بوسه میزند و نه حرفی میزند.
بزرگ و خرد بمن برنخاست هیچ حسودکه روزگارش بر من مزیّتی ننهاد
هوش مصنوعی: هیچ حسودی در زندگیام به من تعرض نکرد، زیرا زمان هیچ برتری خاصی برای او نسبت به من ایجاد نکرده بود.
شد از تعرّض آسیب روزگار ایمنببارگاه تو هر مجرمی که ساخت ملاذ
هوش مصنوعی: از آسیبهای روزگار نجات یافته، هر کس که مرتکب خطایی شده، به درگاه تو پناه آورده است.
زطالعست که من با برائت ساحتزکمترین کس دایم همی کشم بیداد
هوش مصنوعی: از سرنوشت من است که با پاکی و بیگناهی، همیشه از کمترین انسانها ظلم و ستم میچشم.
رفیع رای تو را با کمال حزم و ثباتچگونه کرد مزلزل عدو ؟ زهی استاد!
هوش مصنوعی: چگونه دشمن توانسته است با تمام احتیاط و ثبات رأی بالای تو را متزلزل کند؟ واقعاً تحسین برانگیز است!
بدان خدای که جلّاد قهر لم یزلشبخاک و خشت بدل کرد تاج و تخت قباد
هوش مصنوعی: بدان خدایی که همیشه قدرت و سلطهاش برقرار است، جلادی که قهر او دوستی و مرتبهی بالای قباد را به خاک و خاکستری بدل کرد.
بلطف او که جز از بهر رحمت عالممحمّد عربی را بخلق نفرستاد
هوش مصنوعی: به لطف خداوند، تنها به جهت رحمت برای جهانیان، پیامبر محمد عربی را به دنیا فرستاد.
بخاک پای امینی که شرع و ملّت اوشد از مکان تو آراسته بدانش و داد
هوش مصنوعی: به خاک پای فردی که به خاطر دانش و عدالتش، دین و ملت را از مکانت زیبا کرده، باید ارزش و احترام گذاشت.
که آنچه در حق من گفت مفسدی بغرضنه کردم و نه روا داشتم ، نه دارم یاد
هوش مصنوعی: من به چیزهایی که درباره من گفتند، نه به قصد بد پاسخ دادهام و نه اجازه دادم که بر من تأثیر بگذارد، و حالا هم به این موضوع فکر نمیکنم.
تبارک الله چندان سوابق خدماتشود بچربک و تضریب مفسدی بر باد
هوش مصنوعی: خداوند را شکر، که چقدر خدمات پیشین میتواند به بهبود وضعیت کمک کند و فسادها را از بین ببرد.
چرا ؟ چه بود ؟ چه کردم؟ زمن چه صادر شد؟که عفو تو نتوانست پیش آن استاد
هوش مصنوعی: چرا اینطور شد؟ چه چیزی باعث این وضعیت شد؟ من چه کردهام که بخشش تو نتوانست جلوی آن مقام را بگیرد؟
گناه گیر که کردم ، ببخش و باک مدارکه هم بطبع کریمی و هم بهمّت راد
هوش مصنوعی: ای گناهی که مرتکب شدم، لطفاً مرا ببخش و نگران نباش، زیرا هم ذات تو بخشنده است و هم ارادهات نیکو.
من آنگهی سپر از دشمنان بیندازمکه تیغ حکم ترا کم شود مضا و نفاد
هوش مصنوعی: زمانی که قدرت تو کاهش یابد و دیگر نتوانی از خود در برابر دشمنان دفاع کنی، من نیز سلاحم را کنار میگذارم.
مرا شماتت اعدا بلا همی داردزیان مالی را ، دولت تو برجا داد
هوش مصنوعی: دشمنان هرچند من را سرزنش میکنند، اما از نظر مالی برایم ضرری ندارد، زیرا نعمت و موهبت تو همیشه پابرجاست.
اگر نباشد دلگرمیی زعاطفتتتنی چگونه برآید بدشمنی هفتاد؟
هوش مصنوعی: اگر محبت و محبت تو نباشد، چگونه ممکن است که انسانی با چنین بدبینی و دشمنی نسبت به دیگران، بتواند به زندگی ادامه دهد؟
زخیط باطل اینها چه طرف بر بندمچو تو که سایه حقّی نمی رسی فریاد
هوش مصنوعی: این ابیات به این معناست که در مقابل باطل و نادرستیها هیچگونه فایدهای ندارد که تلاش کنم، زیرا تو، که در واقع نماد حقیقت و راستی هستی، هیچ گاه به فریاد من نمیرسی. در واقع، بیان میشود که تلاش در برابر نادرستیها بیفایده است وقتی که حقیقتی به اندازه تو وجود دارد.
ترا سعادت باد و مرا شکیباییکه در زمانه ازین صعبتر بسی افتاد
هوش مصنوعی: برای تو آرزوی خوشبختی دارم و برای خودم آرزوی صبر، چرا که در این دنیا مشکلات زیادی به مراتب سختتر از این وجود دارد.
اگر نکو شودم کار از میامن تستو گرنه خسته دلانرا خدای صبر دهاد
هوش مصنوعی: اگر کارهایم خوب شود، به خاطر توست و اگر نه، از خداوند میخواهم که به دلهای غمگین صبر عطا کند.