شمارهٔ ۵۶ - ایضاً له
هوش مصنوعی: این متن شعری است که به ستایش و تعظیم خدایگان و بزرگان پرداخته و به عدالت و عظمت خدا اشاره دارد. شاعر از کمال و مقام عالی آنها سخن میگوید و مینویسد که همت و تلاش آنها، مانند نردبانی به اوج آسمان رسیده است. او همچنین از تلاشی برای قضاوت در مورد خود و مشکلاتش با دشمنانش یاد میکند و از ناامیدی و فشارهای خارجی به خدا پناه میبرد. در نهایت، بر این نکته تأکید میکند که دعا و لطف خداوند میتواند همه چیز را تغییر دهد و به نوعی به تحولی در وضعیت او منجر شود.
خدایگان بزرگان و مقتدای کرامکه صیت عدل تو معمار ربع مسکون شد
هوش مصنوعی: ای خداوند بزرگان و پیشوای نیکان، نام نیک تو باعث برقراری عدالت در سراسر جهان شده است.
کمال قدر ترا پایه آنچنان عالیستکه اوج قبّۀ چرخش چو صحن هامون شد
هوش مصنوعی: عظمت و ارزش تو به حدی بالاست که حتی بلندیهای آسمان هم به اندازهی زمین هامون میرسد.
هزار بار فزون دیده ام که همّت توبنردبان معالی بر اوج گردون شد
هوش مصنوعی: من بارها دیدهام که تلاش و ارادهی تو همچون یک نردبان، تو را به اوجی بلند در آسمان رسانده است.
زمانه از پی تعویذ بست بر بازوهر آن قصیده که در مدحت تو موزون شد
هوش مصنوعی: دنیا برای هر قصیدهای که در ستایش تو سروده شده، حرز و طلسمی به دور بازو میبندد.
مرا بکام دل بدسگال بنشاندننه مقتضی کرم بود، لکن اکنون شد
هوش مصنوعی: دوست نداشتن و بدسگالی به من جا دهند، به هیچ عنوان نشانهی بزرگی و مهربانی نیست، اما حالا این اتفاق افتاده است.
صداع حضرت عالی نمیتوانم دادکه ماجرای من از مکر دشمنان چون شد
هوش مصنوعی: من نمیتوانم داستان خود را به شما بگویم، چون در مورد درد و رنجی که میکشم، به خاطر ترفندهای دشمنانم، بسیار پیچیده و دشوار است.
ولیکن از سر ضجرت پریر ناگاهاندر آن دعا که بسمع شریف مقرون شد
هوش مصنوعی: اما ناگهان از روی ناامیدی، در آن دعا که با گوش شریف همراه شد، فریاد زد.
بگفتم الحق وان هم نگفته بهتر بودکه از شماتت اعدا مرا جگر خون شد
هوش مصنوعی: من به حق گفتم و حتی اگر هم نمیگفتم، بهتر بود، زیرا از سرزنش دشمنانم دل خونم شد.
خیال بود را کاختر سعادت منبدین دقیقه ز برج و بال بیرون شد
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به لحظهای اشاره میکند که آرزوها و امیدهای او به واقعیت نزدیک میشود. او میگوید که خیالات و آمالش از ارتفاعات و بلندیهای زندگیاش پایین آمده و به زمین واقعیت نزدیک شدهاند. این تغییر نویدبخش لحظهای از خوشبختی و سعادت را برای او به ارمغان میآورد.
ز لطفها که بر الفاظ مولوی میرفتیقین شدم که همه کار من دگرگون شد
هوش مصنوعی: از مهربانیهایی که از کلمات مولوی به من رسید، مطمئن شدم که همه امور من تغییر کرد.
چو بعد از آنکه بکفتم تدارکی بنرفتاز آنچه بود شماتت یکی ده افزون شد
هوش مصنوعی: بعد از اینکه من تلاشی کردم و برنامهریزیهای لازم را انجام دادم، از آنچه که بود، یک نفر به من سرزنش کرد و مشکلات بیشتری برایم ایجاد شد.