شمارهٔ ۷۲ - ایضاً له
هوش مصنوعی: این شعر به ستایش فردی میپردازد که جایگاه او در دین و ملت به شدت اهمیت دارد. شاعر با احساسات عمیق، از زیبایی و روشنایی وجود او صحبت میکند و بیان میکند که در غیبت این شخص، زندگی برای او تلخ و سخت شده است. او به غم و درد فراق این فرد اشاره میکند و همچنین به تاثیر مثبتی که این شخص بر هنر و جامعه دارد. در پایان، شاعر ابراز امیدواری میکند که وصال و reunion با این فرد در آینده نزدیک محقق خواهد شد. در کل، شعر با زبان شاعرانه و استعاری، احساسات عمیق عشق و longing را به تصویر میکشد.
فروغ روی شریعت تویی که هموارهسواد مسند تو پشت ملّت و دین بود
هوش مصنوعی: نور و درخشش شریعت تو باعث روشنی و هدایت ملت و دین بوده و همواره پشتوانهای برای آنها بوده است.
تو شهسوار بدی در صف کرم آنگاهکه نقره خنگ سپهر از هلال نوزین بود
هوش مصنوعی: تو در دنیای زیبایی و لطف مانند سوارکاری ماهر هستی، به ویژه زمانی که درخشش و زیبایی ماه نو بر آسمان نمایان میشود.
ز شوق گوهر لفظ تو ای بسا شبهاکه آستین من از روی من گهر چین بود
هوش مصنوعی: از شوق و علاقه به کلمات تو، شبهای زیادی را گذراندهام که آستینم پر از اشک و حسرت بوده است.
اگر ز هجر تو تلخست زندگانی منعجب مدار که وصل تو جان شیرین بود
هوش مصنوعی: اگر زندگی من به خاطر دوری از تو تلخ و سخت است، تعجب نکن که خوشبختی و لذت واقعی در کنار تو قرار دارد.
هر آن نفس که زدم در فراق خدمت توچو صبح تعبیه دروی هزار زوبین بود
هوش مصنوعی: هر نفسی که به خاطر دوری از تو کشیدم، همانند صبحی است که هزار زوبین به سوی من پرتاب شده باشد.
جهانیانرا در غیبت تو شد معلومکه شرع راز شکوهت چه مایه آیین بود
هوش مصنوعی: جهانیان متوجه شدند که در غیبت تو، چه مقدار آیین و قوانین مذهبی به خاطر عظمت و زیبایی تو وجود دارد.
ز یکدگر بپراکند چون بنات النعّشزمانه جمعی کان رشک نظم پروین بود
هوش مصنوعی: چون که زمانه به هم میریزد و افراد از هم پراکنده میشوند، مانند ستارگان که در آسمان به شکل خاصی جمع شدهاند، کسی که در آن زمان وجود دارد، حسرت نظم و زیبایی ستارگان پروین را در دل میپروراند.
چو شاه شرع ز ما در عرای غیبت شدهمه تسلّی اهل هنر بفرزین بود
هوش مصنوعی: وقتی که پیشوای دین از ما غایب شد، تمامی آرامش و دلگرمی اهالی هنر از بین رفت.
زمانه ناگهش از ما بر غم ما بر بودزهی زمانه که با ماش اینهمه کین بود
هوش مصنوعی: زمانه ناگهان از ما دور شد و غم ما را برد. چه بدبختی است که این همه کینه با ما در این دوران وجود دارد.
اگرچه فرقت آن صدر هر یکی ده کردجراحتی که درین سینه های غمگین پود
هوش مصنوعی: با اینکه جدایی او هر کدام از ما را زخمی کرده است، اما جراحتی که در دلهای غمگین ما ایجاد شده، به گونهای است که ما را به هم متصل میکند.
امید وصل تو اکنون محقّقست از آنکوصال یوسف و یعقوب ز ابن یامین بود
هوش مصنوعی: اکنون امید دیدار تو به حقیقت پیوسته است، چراکه وصال یوسف و یعقوب به برادرش ابن یامین وابسته بود.