شمارهٔ ۱۰۸ - و قال ایضآ یمدح الصّدر السّعید رکن الدّین صاعد
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و خصوصیات گل نرگس و نمادهای زیبایی اشاره دارد و به توصیف چهره و زیبایی عاشقانه میپردازد. شاعر با استفاده از تشبیهات و استعارههای زیبا، نرگس را به عنوان نماد عشق و زیبایی مطرح میکند. در این اثر، تضادهایی از قبیل شادی و غم، عشق و حسادت، و زیبایی و زوال در کنار هم قرار گرفته و تصویرهای زنده و قابل لمسی از گلابی، گلها و زیباییهای طبیعت به شکلی هنرمندانه ترسیم شده است. به طور کلی، شعر جستجوی زیبایی و عشق را به تصویر میکشد و نشان از تغیرات درونی انسانی دارد که به عشق و زیبایی وابسته است.
سزد که تا جور آید به بوستان نرگسکه هست بر چمن باغ مرزبان نرگس
هوش مصنوعی: بسیار مناسب است که در میان باغی پر از نرگس، به زیبایی و لطافت آن توجه شود؛ چرا که این گلها در چمنزار، نشانهای از هنر و مراقبت باغبان هستند.
به خنده زان چو ستاره سپید دندان استکه زرد کرد دهان را به زعفران نرگس
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی و دلربایی دندانهای سفید و درخشان شبیه به ستارهها اشاره دارد که با زعفران نرگس، رنگ زردی به دهان میدهد. در واقع، شاعر به مقایسه زیبایی دندانها و اثر رنگی که زعفران بر دهان میگذارد، پرداخته است.
نمود در نظر سعد چهره چون که بدیدبه فرق خود بر تسدیس روشنان نرگس
هوش مصنوعی: سعد چهرهاش را که دید، به یاد زیبایی خاصی افتاد که مانند نورانیترین نورها در چشمش نقش بست.
ز آبداری سوسن چو طرف زر بر بستبه تشت داری گل رفت بعد از آن نرگس
هوش مصنوعی: سوسن وقتی که آبیاری شد، زیباییاش مانند زری که در کنار آن قرار دارد، بیشتر شد. بعد از آن، نرگس به دنبال گل رفت.
میان صبحدمان، آفتاب زرد نمودببین چه بلعجب آورد داستان نرگس
هوش مصنوعی: در طلوع صبح، خورشید رنگی زرد به خود گرفت و ببین چه داستان شگفتانگیزی درباره نرگس رقم خورد.
سری چو طاس و در او آن دماغ و رعناییکه بر شکست کله گوشه ناگهان نرگس
هوش مصنوعی: سری بیمو و بدون پوشش دارد، اما درون آن دماغی زیبا و خوشفرم وجود دارد که ناگهان به زیبایی چشمان نرگس شباهت دارد.
پی نثار، طبقهای دیده پر زر کردچو خواند خیل چمن را به میهمان نرگس
هوش مصنوعی: چشمها برای دیدن نرگس، گل زیبایی که از طبیعت دعوت کرده، چنان زینت داده شده است که مانند ظرفهایی پر از طلا به نظر میرسند. وقتی که دستهجمعی گلهای چمن به این میهمانی آمدهاند، زیبایی طبیعت به اوج خود میرسد.
ببست باد صبا خواب نرگس جمّاشچنین ز رنج سپر گشت ناتوان نرگس
هوش مصنوعی: باد صبا خواب نرگس را به هم زد و او از شدت رنج و ناراحتی، دیگر توان تحمل ندارد.
به حکم آنکه فزاید ز سبزه نور بصرشدست شیفته بر شاخ ضمیران نرگس
هوش مصنوعی: به دلیل افزایش زیبایی و سرسبزی، چشمان دل به گل نرگس درخشان و دلفریب جذب شدهاند.
صبا به شعبدهاش بیضه در کلاه شکستکه با سپید و زر دست، بیضهسان نرگس
هوش مصنوعی: وزش نسیم به گونهای خاص و جادوئی، گلی را که شبیه به بیضه است در کلاهی شکست. این گل در سفیدی و زردی، شبیه به نرگس جلوهگری میکند.
چو سود از آنکه به پیکر نیام زر سیماستچو نیست بهرهور از خنجر زبان نرگس
هوش مصنوعی: اگر زیبایی تنها ظاهر باشد، سودی نخواهد داشت، همانطور که از خنجر زبان نرگس نمیتوان بهرهای برد.
به طرف جبهه بر اکیل دارد از پروینوگرچه هست به صوت چو فرقدان نرگس
هوش مصنوعی: به سمت جبهه، سربازان با شجاعت میروند و با وجود اینکه صداهای بلندی چون نرگس دارند، باز هم با اراده و محکم به هدف خود میرسند.
ز نوبهار نظر یافت شش درم هر سالاز آن قبل که خراب است جاودان نرگس
هوش مصنوعی: در آغاز بهار، هر سال شش درم از نرگس زیبا به دست میآید، اما پیش از آنکه بندر جار و ویرانی بر آن بیفتد، این زیبایی همیشه پایدار است.
دو کفّه است و عمودی به شکل میزانیکه یک تن است و دو سر همچو توامان نرگس
هوش مصنوعی: این جمله به تصویری از تعادل و سنجش اشاره دارد. گویی در یک ترازوی بزرگ، دو طرف وجود دارند که به یکدیگر وابستهاند. در این تصویر، یک طرف نشاندهنده یک وزن با یک تن است و سمت دیگر به دو طرف آغوشت، که مشابه چشمهای جذابی مانند گل نرگس است، اشاره دارد. این متن احساس تعادل و زیبایی را در قیاس با دو طرف ترازوی زندگی بیان میکند.
ز تنگچشمی اگر بست غنچه دل در زرنهاد باری سرمایه در میان نرگس
هوش مصنوعی: اگر به خاطر کینه و تنگنظری، دل غنچهای بر روی زر و زینت بسته شود، در این حالت تنها سرمایهای که باقی میماند، زیبایی و قدری حساسیت است که در میان نرگسها یافت میشود.
چو پلک چشم ز هم باز کرد و سبزه بدیدخوش ایستاد بر آن فرش پرنیان نرگس
هوش مصنوعی: زمانی که پلک چشمش را باز کرد و سبزه را دید، خوشحال شد و بر روی فرش لطیف نرگس ایستاد.
به بوی پیرهن گل بصیر شد، ورنیسپید دیده بد از هجر ارغوان نرگس
هوش مصنوعی: به خاطر عطر پیراهن گل، او آگاه و بینا میشود، اما در عوض، چشمهایش به خاطر جدایی از ارغوان، سفید و بیروح میگردند.
هر آن دقیقه که دارد ضمیر غنچه نهانبه چشم سر همه بیند همی عیان نرگس
هوش مصنوعی: هر لحظهای که راز گل هنوز در دلش پنهان است، به چشم ظاهر همگان مانند نرگس، نمایان است.
ز جام لاله مگر خورد در شراب افیونکه مینگردد هشیار یک زمان نرگس
هوش مصنوعی: شاید از جام لاله مشروباتی بخورد که در اثر آن، نرگس به سختی میتواند هوشیار بماند و هرگز به حالت طبیعی برنگردد.
کلاه زرّ مغرّق به فرق بر یاربچه خوش برآمد در سبز پرنیان نرگس
هوش مصنوعی: عطری از گل نرگس در فضایی سبز و دلانگیز به مشام میرسد، و در این میان، کلاهی طلایی به زیبایی بر سر شخصی نشسته است که توجهها را به خود جلب میکند.
ز پیکر شجر الاخضر آتشی افروختکه سرفراز شد از وی به هر مکان نرگس
هوش مصنوعی: از درخت سبز آتشی برپا شد که باعث افتخار و زیبایی نرگس در هر جایی گردید.
به سان چنگ از آن سرفکنده میداردکه خیرهسر شد از آشوب زندخوان نرگس
هوش مصنوعی: آن گل نرگس همچون چنگی است که در اثر آشوب و ناآرامی، سرش به سمت زمین افتاده و حالت سست و کمرنگی پیدا کرده است.
چو نای از آنکه تهیچشمی است عادت اوفرو نیارد سر جز به سوزیان نرگس
هوش مصنوعی: چون نی از کسی که چشمش خالی است، همواره به درد و اندوه مبتلاست و جز به سوز نرگس نمیرسد.
ز سیم خام و زر پخته طبلکی برساختکه خفتگان چمن راست پاسبان نرگس
هوش مصنوعی: از فلزات و مواد مختلف، ساز کوچک و زیبایی ساخته شد که همانند نگهبانی برای خوابآوران گلزار، از گل نرگس محافظت میکند.
کلاه داری اگر میکند به موسم گلسزد، که مست و خراب است و کامران نرگس
هوش مصنوعی: اگر کسی در بهار کلاهی برای خود بر میدارد، این کار درستی است، زیرا در این زمان، مستی و شادابی وجود دارد و او در اوج خوشبختی است.
مرا چو چشم و چراغ است شکل خرّم اوکه شیوهایست ز چشم تو ای فلان نرگس
هوش مصنوعی: شکل خوشایند او مانند نور و روشنی من است، زیرا او راه و روش خاصی دارد که از چشمان تو، ای نرگس زیبا، نشأت میگیرد.
زهی حدیقۀ چشمت چنانکه هندوییبگسترد همه اطراف خان و مان نرگس
هوش مصنوعی: چه باغ زیبایی در چشمانت وجود دارد، مانند کسی که تمام اطراف خانهاش را با گلهای نرگس آراسته است.
بعینه ابرو و چشمت بدان همی ماندکه از بنفشۀ تر ساخت سایبان نرگس
هوش مصنوعی: چشمانت مانند ابروانت زیبا و خاص است، گویی که از بنفشهای تازه سایهبان نرگس را ساختهاند.
وبازتابش خورشید عارضت گوییکه از بنفشۀ تر ساخت سایبان نرگس
هوش مصنوعی: و بازتاب نور خورشید روی چهرهات، همچون سایبانی ساخته شده از گل بنفشه برای نرگس است.
خیال ابرو و چشم و رخت نمود مراچنانکه در سپر گل کشد کمان نرگس
هوش مصنوعی: تصویر ابرو و چشم و چهرهات برای من به قدری جذاب است که شبیه به این است که کمان نرگس، گلی را در دل سپر خود قرار دهد.
زر و درم چه بود، بویی از سر زلفتاگر دهد، بخرد از صبا به جان نرگس
هوش مصنوعی: پول و ثروت چه ارزشی دارند؟ اگر نسیم سروی از عطر موهای تو را به مشام برساند، یک فرد عاقل از بوی آن به خود جان میدهد.
ز بس که زلف تو بر باد داد جانها رابه گلستان صبا یافت بوی جان نرگس
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه زلفهای تو جانهای زیادی را تحت تأثیر قرار داد، بوی جان نرگس را در گلستان صبحگاهی احساس کردم.
برون کند ز سر الحق خمار و صفرا نیزاگر بیابد از آن لب دو ناردان نرگس
هوش مصنوعی: اگر حقیقت از دل ما خشم و کینه را دور کند، حتی اگر لبهای دو گل نرگس به شیوهای دیگر بر ما تأثیر بگذارند، باز هم آن تأثیرات نتوانند ما را تحت تأثیر قرار دهند.
کلاه سایه به سر برنهاد تا باشدز تاب پرتو روی تو در امان نرگس
هوش مصنوعی: کلاه سایهای بر سر گذاشت تا از تابش نور چهره زیبای تو محافظت کند، ای نرگس.
ز شوق آنکه تو ریزی به خاک بر جرعهکند ز کاسهٔ سر شکل جرعهدان نرگس
هوش مصنوعی: از هیجان و شوقی که نسبت به تو دارم، به قدری زیاد است که دلم میخواهد از زلال عشق تو، همانند جرعهای، بر زمین بریزم؛ مانند ظرفی از گل نرگس که حاکی از زیبایی و لطافت است.
جدا نگشت ز چشم تو طُرفةالعینیبلی به چشم تو بیند همه جهان نگس
هوش مصنوعی: هیچگاه از چشمان تو دور نمیشوم، آری، همه جهان در چشم تو میبیند و حرکاتی که تو انجام میدهی، همه را تحت تأثیر قرار میدهد.
مگر به پشتی چشم تو شوخ گشت چنینکه پیش خواجه رود مست هر زمان نرگس
هوش مصنوعی: مگر چشمان تو اینقدر بازیگوش شدهاند که هر بار که کسی به حضور تو میآید، مانند فردی مست و شگفتزده به او نگاه میکند؟
چو بخت و دولت صدر زمانه بیدار استکه از شمایل او میدهد نشان نرگس
هوش مصنوعی: زمانی که بخت و ثروت در اوج خود قرار دارد، نشانههای آن در زیبایی چشمان او مشهود است.
شدست پای همه چشم و چشم شد همه سرچو عزم و حزم خداوند انس و جان نرگس
هوش مصنوعی: چشمها به یکدیگر پیوستهاند و سرها به هم متصل شدهاند، همانطور که اراده و تدبیر خداوند بر انسانها و جانها حاکم است، مانند نرگس که زیبایی و جذابیت خاصی دارد.
گل حدیقۀ معنی ابوالعلا صاعدکه از شمایل او میدهد نشان نرگس
هوش مصنوعی: این بیت به تصویر کشیدن زیباییها و ویژگیهای معنایی است که از شخصیت و طرز تفکر ابوالعلا کمک میگیرد. در اینجا، شاعر به این نکته اشاره میکند که وجود او، مانند گل، نشاندهنده زیبایی و لطافت است و از جنس نرگس، سمبل زیبایی و ظرافت، قضاوت میشود.
عجب نباشد اگر از برای آزادیشچو سوسن از دهن آرد برون زبان نرگس
هوش مصنوعی: تعجبی ندارد اگر برای آزادیاش، مانند سوسن، زبان نرگس را از دهنش بیرون بیاورد.
بیافت روز زرافشان جود او در باغسه چار بدره زر عین، رایگان نرگس
هوش مصنوعی: یک روز درخشان که نور و برکت او در باغ میتابید، مانند این بود که سه یا چهار سبد پر از زر بهصورت رایگان در کنار نرگسها پراکنده شده است.
زهی ز غیرت خلق تو دل سبک لالهزهی ز شربت لطف تو سرگران نرگس
هوش مصنوعی: ای کاش به خاطر غیرت تو دل مثل لاله سبکبال شود و در پی نوشیدن شربت لطف تو، سر نرگس خوشحال و شاداب گردد.
پیاز گنده شود رغم انف حاسد راچو با مشام حسودت کند قران نرگس
هوش مصنوعی: پیاز بزرگ میشود هرچند که حسودان بخواهند؛ وقتی بویی از گل نرگس به مشام آنها برسد.
رضای طبع تو جوید به خاک در، ورنهنگشت عاشق این محنتآشیان نرگس
هوش مصنوعی: اگرچه طبع تو خواهان خاک و سرزمین توست، اما عاشق این مکان پر از درد و رنج نرگس نشده است.
کشید سرمه ز خاک در تو زین قبل استکه چشم زرّین دارد چو آسمان نرگس
هوش مصنوعی: به خاطر این که چشمانت مانند آسمان نرگس طلایی است، از خاک برایت سرمه کشیدم.
ز بهر خقنۀ تو خیل ماه و پروین رابه رسم سنجق بستست بر سنان نرگس
هوش مصنوعی: برای خاطر زیبایی تو، ستارهها و ماه را به مانند پرچم بر سر نیزههای نرگس نصب کردهاند.
نهاد در دل پنبه تنورۀ آتشچو فرّ عدل ترا کرد امتحان نرگس
هوش مصنوعی: در دل آتش، نرمی و لطافت پنبه قرار دارد. وقتی که قدرت عدالت تو آزمایش میشود، آن نرگس به تماشا مینشیند.
ز علّت یرقان هم به یمن تو برهداگر تو گیری یک راه در بنان نرگس
هوش مصنوعی: اگر تو بتوانی از زیبایی و دلربایی خود بهرهبرداری کنی، حتی بیماری یرقان (زردی) هم میتواند به خوشبختی و سعادتی برای تو بیانجامد.
شب دراز به یک پای بر بود بیدارکه هست داعی آن دست درفشان نرگس
هوش مصنوعی: شب طولانی است و من به یک پا بیدار ماندهام، زیرا صدای دعوت کنندهای از دست زیبای نرگس به گوش میرسد.
شود ز ناخنه چشمش درست اگر یابدجلای دیده ازین گرد آستان نرگس
هوش مصنوعی: اگر ناخن چشم او درست شود، شاید دیدگان از این غبار آستان گیاه نرگس روشنشود.
خط تو هست مثال بنفشۀ مهموزز کلک اجوف معتلّ همچنان نرگس
هوش مصنوعی: خط تو مانند بنفشهای زیبا و معطر است که از قلمی نازک و خالی نوشته شده، درست مانند نرگس که شکلی دلربا و خاص دارد.
ز زرّ رسته و از سیم تر دهن پر کردچو کرد شمّهای از خلق تو بیان نرگس
هوش مصنوعی: ز طلا و نقره دور شده و دهنش را پر کرد، همانطور که وقتی پارهای از زیبایی تو را توصیف کردند، مانند نرگس است.
مسیح لطف تو گر بر جهان دهد نفسینروید ابرص و اکمه به بوستان نرگس
هوش مصنوعی: اگر رحمت تو به دنیا برسد، حتی بیماریهایی مانند برص و کوری نیز در گلستان نرگس، جایی نخواهند داشت.
ز لطف و قهر تو گویی همی سخن راندکه آب و آتش دارد به یک دهان نرگس
هوش مصنوعی: در اینجا بیان میشود که گویی از محبت و خشم تو سخن میگوید، چنان که نرگس میتواند هم آب و هم آتش را در یک دهان داشته باشد. یعنی احساسات متضاد و پیچیدهای را به نمایش میگذارد.
برای سرمۀ خاک در تو از صد میلنهاد دیده به ره بر چو دیدهبان نرگس
هوش مصنوعی: برای خاک وجود تو، از صد آرزو و خواسته، چشمانم را به راه تو دوختهام، همچون دیدهبانی که بر گل نرگس مراقبت میکند.
ز تاب خاطرت اندیشه کرد پنداریکه شد گداخته مغزش در استخوان نرگس
هوش مصنوعی: از شدت فکر و یاد تو به نظر میرسد که مغزش مانند شعلهای درون استخوانهای نرگس ذوب شده است.
به عهد جود تو از زر چه چشم میداردمگر ز صیت تو نشنید حال کان نرگس؟
هوش مصنوعی: در زمان رحمت و generosity تو، طلا چه ارزشی دارد؟ مگر اینکه نرگس خبر از وضع تو شنیده باشد؟
به حرص دیدن رویت دو چشم چار کندچو سر برآورد از سبز آشیان نرگس
هوش مصنوعی: دو چشم به خاطر دیدن روی تو به شدت مشتاق و حریص میشوند، مانند اینکه وقتی نرگس از آشیان سبزش سر برمیدارد.
مگر ثنای تو بر دیده نقش خواهد کردکه باز کرد ورقهای دیدگان نرگس
هوش مصنوعی: آیا ممکن است ستایش و زیبایی تو بر چشمان من اثر بگذارد و باعث شود که پردههای دیدگانم رازها و زیباییهای پنهان را آشکار کنند؟
ز شرم عدل تو سر بر نمیتواند داشتکه تا چراست درین وقت شادمان نرگس
هوش مصنوعی: از خجالت عدالت تو، کسی نمیتواند سرش را بالا بگیرد، زیرا در این لحظه، نرگس (گل) خوشحال است.
ز واقعات سپاهان عجب نباشد اگرچو غنچه گردد خونین دل و روان نرگس
هوش مصنوعی: از رویدادهای سپاهان تعجبی نیست اگر دل و جان نرگس مانند غنچهای رنگین و خونین شود.
ز بس که چشم جوانان کفیده شد در خاکز حد برفت و بر آمد ز هر کران نرگس
هوش مصنوعی: به دلیل گم شدن و پژمردگی زیاد چشم جوانان در خاک، گل نرگس از هر طرف بیش از حد رشد کرده و نمایان شده است.
ز بس که قدّ چو سرو اوفتاده بر خاک استز گل برآید خیزان و اوفتان نرگس
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه قامت او همچون سرو بر زمین افتاده، از میان گلها نرگس به آرامی سر برمیآورد و خمیده و افتاده به نظر میرسد.
به رسم سوگ عزیزان کلاه زر اندودکند به ترک سپید اندرون نهان نرگس
هوش مصنوعی: در رسم عزاداری برای عزیزان، کلاهی طلایی میسازند و در درون آن، نرگسهایی با رنگ سفید پنهان میکنند.
کجا ز امن در او تاج زرنگار به سربه شب بخفت همی مست بردکان نرگس
هوش مصنوعی: کجا میتواند در جایی که تاج زرین بر سر دارد، در امنیت بخسبد؟ در حالی که همچنان در خواب، مستی میکند و به باغی پر از نرگس مینگرد.
کنون همی کند از بیم سر تهی پهلواز آن دیار چو از موسم خزان نرگس
هوش مصنوعی: اکنون از ترس بیپناهی، در کنار آن دیار مانند نرگسی که در فصل خزان در حال پژمرده شدن است، در حالت درماندگی و بیحالی به سر میبرم.
نظاره را چو برآورد سر ز خاک و بدیدنهیب ناوک دلدوز جانستان نرگس
هوش مصنوعی: وقتی که نگاهی از زمین برداشت و به مشاهدهی زیباییهای دنیا پرداخت، متوجه شد که تیر زهرآگین عشق و جذابیت چشمهای نرگس، جانش را به خطر میاندازد.
نهاد بر طرف دیده شش سپر وآنگهنگاه کرد به بازار اصفهان نرگس
هوش مصنوعی: شعر به توصیف زیبایی گل نرگس در بازار اصفهان میپردازد. شاعر از منظر دلربایی و جلوه خاص این گل سخن میگوید و به نحوی نمایانگر زیبایی اطرافش میشود. نرگس به عنوان یک نماد از جذابیت و دلنشینی، توجه و نگاهها را به خود جلب میکند.
به صد تأمّل و اندیشه باز مینشناختسواد رنگرزان را ز هفتخان نرگس
هوش مصنوعی: با دقت و تفکر بسیار، نتوانسته بودم رنگهای نقاشان را از دشواریهای مختلفی که در کارشان وجود دارد، تشخیص دهم.
سپاس و شکر خداوند را که بار دگربر او به عین رضا گشت مهربان نرگس
هوش مصنوعی: خدا را شکر میکنم که بار دیگر با رضایت قلبی به دیدن نرگس مهربان آمدهام.
چنان شود پس ازین کز برای نزهت عیشز خلد سوی وی آید به ایرمان نرگس
هوش مصنوعی: پس از این، به خاطر لذت زندگی، نرگسی از بهشت به سمت او خواهد آمد.
فتور را پس ازین جز به چشم خوبان دربه خواب نیز نبیند به سالیان نرگس
هوش مصنوعی: از این به بعد، کسانی که زیبایی را در خوابهایشان تنها در چشمان خوبان مییابند، باید سالها بگذرانند تا دوباره آن را ببینند.
کنون چه عذر سقیم آرد ار بخسبد بازبه اهتمام تو خوش خوش به گلستان نرگس
هوش مصنوعی: حالا چه عذری دارد کسی که اگر دوباره بخوابد، با جدیت و تلاش تو، به زیبایی گلهای نرگس شکوفا خواهد شد؟
بزرگوارا ! گفتم چو زرّ تر شعریکه میکند ز بر دیده جای آن نرگس
هوش مصنوعی: ای بزرگوار، گفتم که مانند طلا، شعری که زیبایی آن به چشمان نرگس میافزاید، ارزشمند است.
به سان دستهٔ گل نغز و آبدار و لطیفولی ببسته بر او بر به ریسمان نرگس
هوش مصنوعی: مانند دستهای از گلهای زیبا و خوشبود که لطافت و تازگی دارند، اما به وسیلهی ریسمانی از نرگس محکم بسته شدهاند.
به شکل افسر خود پای تخت قافیههاشگرفته در زر چون گنج شایگان نرگس
هوش مصنوعی: شخصی مانند افسر با وقار و احترام در مرکز قافیهها ایستاده است و زیباییاش همچون گنجی ارزشمند به چشم میآید.
تر است شعر من و چشم او مگر ز غممگریستست برین گفتۀ روان نرگس
هوش مصنوعی: شعر من مانند چشمان او زنده و پرشور است، آیا این نشانهای از این است که به خاطر غمم، نرگس گریه کرده است؟
چه سود شعر لطیفم چو نیست رنگ قبولچه سود از افسر چون نیست از کیان نرگس
هوش مصنوعی: شعری که زیباست، وقتی مورد استقبال قرار نگیرد، فایدهای ندارد. همچنین، زیبایی و ارزشی که در ظاهری مانند تاج یا افسر وجود دارد، وقتی از نیکی و مقام حقیقی بیبهره باشد، ارزش چندانی ندارد.
برین قصیده اگر نیستی ز گفتۀ منفشاندی سر و زر هر دو بیگمان نرگس
هوش مصنوعی: اگر در این شعر تو وجود نداری، پس چرا با سخنان من گلهمند میشوی؟ حتماً زیبایی و ارزش تو همچون نرگس است.
برای آنکه دو چشمش قفای شعر تر استردیف شعر من آمد ز همگنان نرگس
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و جذابیت چشمان او، شعر من تحت تاثیر دیگران قرار گرفت و به نوعی به او شبیه شد.
همیشه تا که بود همچو باز دوخته چشمچو ناشکفته بماند به گلستان نرگس
هوش مصنوعی: چشمها همیشه باز بودهاند و همچون پرندهای آماده پرواز، اما در عین حال همچنان در انتظار و خاموش ماندهاند، مانند گلی که هنوز شکفته نشده و در باغ نرگس قرار دارد.
نهال بخت جوان تو سبز و تر بادابر آن مثال که در بدو عنفوان نرگس
هوش مصنوعی: امیدوارم شانس و سرنوشت جوان تو همیشه پرنشاط و شاداب باشد، مثل اولین شکوفههای نرگس در آغاز فصل بهار.
حسود جاه تو حیران و مستمند و نژندبرآن مثال که در فصل مهرگان نرگس
هوش مصنوعی: حسودان و کسانی که به مقام و جایگاه تو حسادت میکنند، در شگفتی و ناتوانی به سر میبرند، مانند نرگسی که در فصل پاییز، در حالی که گلها در حال خشک شدن هستند، هنوز به زیبایی خود ادامه میدهد.