شمارهٔ ۱۳۳ - در مرثیهٔ پسر خود گوید
هوش مصنوعی: این شعر به ابراز اشتیاق و درد جدایی از معشوق میپردازد. شاعر از عشق و وفاداری خود به معشوق سخن میگوید و تمام رنجها و سختیهایی که برای او تحمل کرده را یادآوری میکند. او تأکید دارد که علیرغم نارضایتی دیگران و مشکلات زندگی، همیشه با امید به وصال معشوق زندگی کرده است. در نهایت، شاعر با احساس از دست دادن معشوق و غم و اندوه ناشی از فراق او، تأکید میکند که حتی با دل شکسته، همچنان به یاد اوست و حسرت دیدار او را دارد.
نور دو دیدگان ز لقای تو داشتمیک سینه پر زمهر و هوای تو داشتم
هوش مصنوعی: نور چشمانم از دیدن تو بود و دل من پر از محبت و شوق به تو بود.
من جان و زندگی خودای جان و زندگیگر دوست داشتم ز برای تو داشتم
هوش مصنوعی: من جان و زندگیام را فقط به خاطر تو و برای تو دوست دارم.
هر رنج و هر بلا که ز ایّام داشتماز بهر دفع رنج و بلای تو داشتم
هوش مصنوعی: تمام رنجها و سختیهایی که در زندگی کشیدم، برای این بود که از رنج و سختی تو جلوگیری کنم.
حقّا که گرچه خلق جهان عیب می کنندمحراب روی خود کف پای تو داشتم
هوش مصنوعی: واقعا همین طور است که اگرچه مردم به دنیا و موجودات آن اشکال میگیرند، من به اندازهای از زیبایی و بزرگی تو برخوردارم که به محضر تو میرسم و در رکوع خود، پای خود را در محراب زیبایی تو میگذارم.
تا روز هر شبی بدو پا ایستاده مندو دست برخداز دعای تو داشتم
هوش مصنوعی: در هر شب تا سپیدهدم، من به شبت فکر کردهام و با دوتا دست به دعا برای تو مشغول بودم.
گرچه ز روزگار وفاکس ندیده بوداز روزگار چشم وفای تو داشتم
هوش مصنوعی: هرچند از روزگار وفا ندیدم، اما به وفای تو امید داشتم.
بر بند شد دلم که کلید مرادهارخسار خوب طبع گشای تو داشتم
هوش مصنوعی: دل من به شدت درگیر شده است، چون در صورتی که چهرهای زیبا و خوشایند تو را میداشتم، به تمامی آرزوهایم دست مییافتم.
جای تو بی تو گردش گردون بمن نمودالحق نه این امید بجای تو داشتم
هوش مصنوعی: در نبود تو، گردش زمان به من نشان داد که واقعاً این امیدی که به جای تو داشتم، درست نبود.
با این دل شکسته و این جان ناشکیبکی طاقت فراق لقای تو داشتم؟
هوش مصنوعی: با این دل درد دیده و این روح بیتاب، چگونه میتوانستم دوری و جدایی از دیدارت را تحمل کنم؟
معذور دار، دست شریعت رها نکردگر ماتم تو من نه سزای تو داشتم
هوش مصنوعی: متاسفانه، من نمیتوانم از قوانین و اصول فاصله بگیرم. اگرچه من همچنان به یاد تو هستم و دوست دارم در کنارت باشم، اما نمیتوانم از چهارچوبهایی که در آن قرار دارم خارج شوم.
دردا و حسرتا که همه باد پاک بودامّیدها که من به لقای تو داشتم
هوش مصنوعی: ای کاش که تمام امیدهایی که به دیدنت داشتم، فقط یک خیال و باد هوا بود.
بنگر چه سخت جانم و چون سنگدل که مندم میزنم هنوز و عزای تو داشتم
هوش مصنوعی: به دقت نگاه کن به وضعیت سخت من و به بیاحساسیام، زیرا با وجود اینکه همچنان از تو حرف میزنم، در دل mourning (عزای) تو را دارم.