شمارهٔ ۱۶۰ - ایضاً له
هوش مصنوعی: این شعر به نوعی ناله و زاری شاعر از رنج و دردهای بیپایان اوست. شاعر از بزرگوار صدرا میخواهد که از زندگی آسان او خبر داشته باشد و از رنجهای خودش بگوید. او به ناپایداری و بیعدالتیهای موجود اشاره میکند و میگوید که گناهانش فراموش شده، ولی سزاوار توجه و عفو است. شاعر از این که دعوت حمایت از جانب بزرگان را دارد، ابراز ناامیدی میکند و میگوید که نباید آیات الهی مانند سوره اخلاص به خاطر گناهانش به فراموشی سپرده شوند. او بر این باور است که هنر و خلاقیتش تحت تأثیر رنجها و دشواریها قرار دارد و اگر بخواهد، میتواند به نقطهعطفهای بزرگ برسد. در نهایت، او حس میکند که دیگران دربارهاش چه بگویند و چطور او را قضاوت خواهند کرد، در حالی که خود در تبلیغ و احتجاج شایستگیها و نواقصش در عالم میکوشد.
بزرگوارا! صدرا! تو از تن آسانیخبر نداری از رنج بی نهایت من
هوش مصنوعی: ای بزرگوار! ای صدرا! تو هیچ اطلاعی از سختیها و زحمتهای بیپایان من نداری، چرا که در روزگاری آسایش زندگی میکنی.
نگویی آخر بی آنکه او گناهی کردچرا دریغ بود از فلان عنایت من
هوش مصنوعی: نگو که چرا من به او بیدلیل بیمهری کردم؛ او که هیچ خطایی نکرده بود و نباید از محبت من محروم میشد.
دمی نباشد کز صوب بی عنایتیتبرید عزل نیاید سوی ولایت من
هوش مصنوعی: هیچ لحظهای نیست که از سوی بیتوجهی تو، ارتباط من قطع شود و به حاکمیت و سلطنت من بازنگردد.
قفای محنت بسیار میخورم بی آنکه روشنست بنزدیک کس جنایت من
هوش مصنوعی: من از درد و رنج بسیار رنج میبرم، بدون آنکه کسی از نزدیک در مورد گناه من چیزی بداند یا قضاوتی داشته باشد.
خلاقت چو منی جستن از بزرگی نیستکه خود پدید بود ابتدا و غایت من
هوش مصنوعی: خلاقیت تو، مانند من، نمیتواند از بزرگی فاصله بگیرد، چون خودت آغاز و پایان را به وجود آوردهای.
گرفتم آنکه ز من صد گناه حادث شدنه واجبست بر انعام تو رعایت من؟
هوش مصنوعی: من کسی را در نظر دارم که به خاطر من صد گناه انجام داده است، اما آیا بر تو لازم نیست که به خاطر من مرا رعایت کنی؟
مرا توقّع آن بد که اهل زلّت رابرات امن رسد از تو در حمایت من
هوش مصنوعی: من امید ندارم که تو بتوانی به کسانی که در اشتباهند، کمک و حمایت کنی تا از خطر رهایی یابند.
کجا تصوّر کردم که بی خطا و زللبکام خویش رسد دشمن از سعایت من
هوش مصنوعی: هرگز فکر نمیکردم که دشمن من بتواند به خواستهاش برسد و بدون خطا و اشتباه به هدفش دست پیدا کند، در حالی که من او را به بدی و زشتی یاد کردهام.
روا مدار که ناگه ز سورة الاخلاصچنین بیک ره منسوخ گردد آیت من
هوش مصنوعی: مشتاقم که این نکته را در نظر بگیری که ناگهان ممکن است آیهام به خاطر خواندن یک سوره به کلی بیاعتبار شود.
مرا بفضل خدا هست آن قدر هنریکه سوی عیش مهّنا کند هدایت من
هوش مصنوعی: خدا را شکر که آنقدر استعداد دارم که مرا به سمت لذت و خوشی هدایت میکند.
منم که گر سخنم را سپهر دریابدبرای فخر عطارد کند روایت من
هوش مصنوعی: من کسی هستم که اگر آسمان به سخنانم گوش دهد، به خاطر افتخار، داستان من را مانند عطارد نقل خواهد کرد.
اگر بخدمت گردون سرم فرود آیدهمه ز قرص مه و خور دهد جرایت من
هوش مصنوعی: اگر ستارههای آسمان به من نزدیک شوند، حتی از نور ماه و خورشید هم برای من بهرهای نخواهد بود؛ زیرا آنچه که من میخواهم تنها در پایین آمدن خدمت آسمان است.
کشند حلقه پیراهنش سپاه قبولهر آن کجا که هنر بر کشید رایت من
هوش مصنوعی: وقتی که هنرش را به نمایش میگذارد، سپاه عشق به دنبالش میآید و حلقه زیر پیراهنش، نشانهای از پیروزی و جاذبهاش است. هر جا که هنر او خود را نشان دهد، به راحتی افراد را جذب میکند.
مده بدست خران مالشم که حیف بودکه ریش گاوی گوید: زهی کفایت من
هوش مصنوعی: این بیت به این معنی است که نباید ثروت و داراییات را به افرادی بیتوجه و نالایق بسپاری، زیرا این کار به نوعی بیاحترامی به آن مال است. در واقع، این بیانگر این است که هر کس باید ارزش و اهمیت داراییاش را درک کند و آن را در اختیار کسانی قرار ندهد که لایق آن نیستند.
ترا چه گوید و در حقّ من چه فرض کند؟کسی که بشنود از دیگران حکایت من
هوش مصنوعی: او در مورد من چه نظری خواهد داشت و چه تصوّری دربارهام خواهد کرد؟ آنچه دیگران از من میگویند، چه تاثیری بر او خواهد گذاشت؟
نشسته من بسپاهان سفیر اشعارمبچار گوشۀ عالم برد شکایت من
هوش مصنوعی: من در سپاهان نشستهام و به عنوان پیامآور اشعارم به چهار گوشه دنیا شکایت خود را میبرم.