شمارهٔ ۱۶۷ - فی التوحید
هوش مصنوعی: این متن شعری است که به ستایش و عظمت الهی میپردازد و به تبیین تاثیرات و برکات وجود خداوند در عالم و در دل انسانها میپردازد. شاعر به زیبایی توصیف میکند که چطور ذات الهی باعث شگفتی و حیرت عقل و احساسات انسانی میشود و در عین حال، محبت و لطف الهی در زندگی انسانها اثر میگذارد. در شعر، بر این نکته تأکید میشود که وجود خداوند سبب شور و شوق در دلهای مشتاقان است و با جاذبههای معنوی خود، دلها را به سوی خویش میکشاند. همچنین، به نیاز انسانها به درک و نزدیک شدن به خداوند و تاثیرات مشیت الهی بر سرنوشت آنها اشاره میشود. در نهایت، شاعر از قدرت و حکمت الهی که باعث میشود آدمی در این دنیا به دنبال حقیقت و شناخت قرب الهی باشد، سخن میگوید.
ای جلال تو بیانها را زبان انداختهعزت ذاتت یقین را در گمان انداخته
هوش مصنوعی: ای جلال تو، باعث شدهای که زبانها از بیان ویژگیهای تو ناتوان شوند و عظمت وجود تو، یقین را به شک و تردید انداخته است.
عقل راادراک صنعت دیده هابردوختهنطق راوصف تو قفلی بر دهان انداخته
هوش مصنوعی: عقل تلاش کرده تا هنر را درک کند، اما زبانش به بیان وصف تو بند شده و خاموش است.
هرچه آنرا برنهاده دست حس و وهم وعقلکبریایت سنگ بطلان اندر آن انداخته
هوش مصنوعی: هر چیزی که حس، خیال و عقل بزرگ تو آن را ارائه میدهند، تو بر آن استدلالی قاطع کرده و آن را نادرست میدانی.
یک کرشمه کرده فضلت با بنی آدم وزانغلغلی درجان مشتی خاکیان انداخته
هوش مصنوعی: فضیلت تو یک ناز و کرشمهای کرده که باعث شده در دل انسانها هیاهویی ایجاد شود و گروهی از خاکیان (آدمیان) تحت تأثیر آن قرار بگیرند.
با حجاب کبریا دلهای مشتاقان توهرزمان شوری وسوزی درجهان انداخته
هوش مصنوعی: حجاب بزرگ و عظمت تو باعث شده است که دلهای مشتاقانت در هر زمانی شوق و هیجانی در جهان ایجاد کنند.
باکمال بی نیازی جذبه های لطف تودم بدم در حلق جانها ریسمان انداخته
هوش مصنوعی: با وجود بی نیازی کامل، زیبایی و لطف تو دائماً در دلها تأثیر میگذارد و مانند ریسمانی به جانها وصل میشود.
قدرتت در آفرینش بهر فهم ناقصاندر جهان آوازه یی از کن فکان انداخته
هوش مصنوعی: قدرت تو در خلقت، به گونهای است که برای درک ناقص ما انسانها، صدایی از "کن فیکن" به وجود آورده است.
چیست دنیای دنی؟ مشتی از این خاشاک و خسموج دریای عطایت بر کران انداخته
هوش مصنوعی: دنیا چیست جز تکهای از خاک و علف؟ تنها مقداری از نعمتهای تو مثل امواج دریا به ساحل رسیده است.
در مصاف کنه ادراک تو حکم انداز عقلدر هزیمت تیربشکسته کمان انداخته
هوش مصنوعی: در نبرد با عمق فهم و دانش خود، به عقل اجازه بده تا به دنبال راهی برای غلبه بر مشکلات برود، حتی اگر ابزارهایش ضعیف یا آسیب دیده باشند.
گرچه بسیاراست نامت،بی نشانی،زان خردنام تو در جان گرفتست ونشان انداخته
هوش مصنوعی: هرچند که نام تو بسیار شناخته شده است، اما نشانی از تو نیست. از آن عقل و خرد، نام تو در دلها نفوذ کرده و آثار و نشانههایی از تو باقی گذاشته است.
آه سرد عاشقانت هرسحر چون صبحدمشعله های آتش اندرآسمان انداخته
هوش مصنوعی: در هر صبح زود، آههای سرد عاشقان مانند شعلههای آتش در آسمان روشن میشود.
بر در امرت فلکها حلقه کرده بنده وارواختران هم خویشتن رادرمیان انداخته
هوش مصنوعی: در درگاه تو، آسمانها به احترام ایستادهاند و ستارهها نیز در صف ایستادهاند تا خود را در میان تو نشان دهند.
در دبیرستان علم لایزالت عقل پیرهمچو طفلان از بغل لوح بیان انداخته
هوش مصنوعی: در دبیرستان، دانش بیپایان به گونهای است که عقل پیر و با تجربه نیز مانند کودکان از سینهی مادر یادگیری را فراموش کرده و به نزدیکی علم و یادگیری میرسد.
درضیافت خانۀ فیض نوالت منع نیستدر گشاده ست وصلادرداده، خوان انداخته
هوش مصنوعی: در مهمانی فیض و نعمت تو، امتیازی وجود ندارد؛ دروازه به روی همه گشوده است و سفرهای گسترده شده است.
سالکان راه تو توشه ز ناکامی کنندورچه باشد کام عالم پیششان انداخته
هوش مصنوعی: سفرکنندگان راه تو، از شکستها و ناکامیهای خود بهره میبرند، حتی اگر دنیا خواستههای زیادی را جلوی آنها قرار دهد.
جان بتو چون آورم ای درره سودای توصدهزاران جان ودلها رایگان انداخته؟
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم جانم را به تو تقدیم کنم ای کسی که در دل من جای داری؟ هزاران جان و دل دیگر را بیدریغ فدای تو کردهام.
دردمندان غمت رادربیابان بلامرغ شوقت مغزخورده، استخوان انداخته
هوش مصنوعی: دردمندان در شرایط سخت و بیابان غم، به یاد تو هستند و مرغ شوقی که از عشق تو بیتاب شده، تنها استخوانی از خود به جا گذاشته است.
ازپی آرایش جان دست ارباب القلوبجامۀ درد ترا برقد جان انداخته
هوش مصنوعی: برای زینت بخشیدن به روح، دست محبوب دلها، لباس رنجی را بر قامت جان تو افکنده است.
هرکه گویا گشته دروصف تودست عزتتهمچو شمعش آتشی اندرزبان انداخته
هوش مصنوعی: هر که درباره تو به زبان میآید، عزت و مقام تو را چون شمعی میسوزاند و به نورش میافزاید.
صورت آدم بلطف وصنع خود بنگاشتهپس بقهر اهبطوا درخاکدان انداخته
هوش مصنوعی: آفرینش انسان به لطف و هنر الهی صورت گرفته است، اما به سبب عصبانیت، او را به زمین و خاک انداختند.
برجمال سودمندی،دفع هرنا اهل راحکمت توروی بندی اززیان انداخته
هوش مصنوعی: شکوه زیبایی مفید است و با حکمت، هر اهل بیخود را از ضرر دور میکند.
دست لطفت برگرفت ازخاک آدم را که بوددرمیان مکه وطایف چنان انداخته
هوش مصنوعی: دست مهربان تو، انسان را که در خاک و گناه غوطهور بود، از آن وضعیت نجات داد و او را در کنار امکانات و نعمتهای مکه و طایف قرار داد.
آرزوی قرب توهرساعت ازروی طمعیک جهان آواره را ازخان ومان انداخته
هوش مصنوعی: هر ساعت به خاطر آرزوی نزدیکی به تو، دنیای پریشان و سرگردان را از خانه و کاشانهاش دور کردهام.
هرکجاکرده ز ذکرت خاکپایان حلقه ییجبرئیل ازسدره خودرادرمیان انداخته
هوش مصنوعی: هر کجا که بخواهی و یاد خدا به زبان بیاوری، مانند حلقهای است که جبرئیل از درخت سدر به زمین انداخته است.
در دو عالم جای اودرکنج خذلان آمدههرکرا قهرتو دور ازآستان انداخته
هوش مصنوعی: در دو جهان، جایی برای او باقی نمانده است، هر کس که با خشم تو روبهرو شده و از درگاه تو دور شده، در گوشهای بینوا مانده است.