شمارهٔ ۲۹ - ایضاً له
هوش مصنوعی: این متن شعری است درباره اندوه و مصیبت فقدان یک شخصیت بزرگ و معنوی. شاعر در فراق این شخصیت، زاری و گریه میکند و به مظلومیت و زخمهایی که به جامعه و دین وارد آمده اشاره دارد. او از جدایی این شخص از دنیا بهعنوان یک فاجعه یاد میکند و بر اثرات منفی آن بر دین و مردم تأکید میکند. در ادامه، شاعر از مردم میخواهد که درد و رنجهایشان را درک کنند و نسبت به این فقدان واکنش نشان دهند. او به اهمیت حضور این شخصیت در احیای دین و جامعه اشاره کرده و از دیگران میخواهد که با همبستگی و توجه به او، تلاش کنند تا کارها بر اساس حکمت و درستی پیش برود. این شعر، تجلی احساساتی عمیق از غم و امید به بهبود شرایط بر اثر عشق به آن شخصیت بزرگ است.
خیز تا زار و گریه برگیریمخوش بگرییم و یه در گیریم
هوش مصنوعی: بیا بلند شو و ناراحتی و گریهمان را جمع کنیم، بیایید با شادی و خوشحالی گریه کنیم و در دلمان پذیرای غمها باشیم.
نوحه های جگر خراش کنیمچون بپایان رسد ز سرگیریم
هوش مصنوعی: بیایید در سوگ دلتنگیها و دردهای خود نوای عزاداری سر دهیم، چون که این همه مشکلات و غمها به پایان برسد، از سرگیریم و دوباره شروع کنیم.
سرتابوت خواجه بازکنیمکفن از روی وی بدر گیریم
هوش مصنوعی: بیا تابوت خواجه را باز کنیم و کفن او را کنار بزنیم.
وز جفایی که دوش رفت بروحال پرسیم و گریه برگیریم
هوش مصنوعی: از بیمحلی و کمتوجهی که دیشب داشتیم، حالا از تو حال و احوال میپرسیم و برای دلتنگیام اشک میریزیم.
گردش از روی خوب بفشانیمسزش از خاک تیره برگیم
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی معشوق، زندگی را با شادی سپری میکنیم و از نشیبهای زندگی عبور میکنیم.
بر سر روضۀ مقدس اودیده از اشک در گهر گیریم
هوش مصنوعی: در کنار قبر مقدس او، چشمانمان را با اشک پر میکنیم.
ای دریغا که رکن دین مسعودرخت بر بست از سرای وجود
هوش مصنوعی: آه، کاش که مسعود، که رکن و پایه دین بود، از دنیای وجود ما رخت برنمیبست.
این دگر فتنه بین که چون افتادوه که خونم بدل درون افتاد
هوش مصنوعی: این شعر به احساس شدید و غم و اندوه شاعر اشاره دارد. او به طور استعاری به وضعیتی اشاره میکند که یک بحران بزرگ یا فاجعه رخ داده و این وضعیت باعث درد و رنج عمیق او شده است. او به این فکر میکند که چه بلایی بر سر او آمده و خون دلش به خاطر این مسأله به شدت به جوش آمده است.
فتنه که رفت هیچ نبودفتنه در اصفهان کنون افتاد
هوش مصنوعی: وقتی که فتنهای به پایان میرسد، دیگر هیچ چیز از آن باقی نمیماند، اما در حال حاضر در اصفهان فتنه جدیدی آغاز شده است.
علم شرع و رایت اسلامهر دو در خاک سر نگون افتاد
هوش مصنوعی: معنای این بیت به این صورت است که علم و دانش دینی و نمادهای اسلامی به نوعی در شرایطی قیمت خود را از دست داده و به وضعتی ناگوار رسیدهاند. به عبارت دیگر، ارزش و اهمیت این دو بعد در دنیای امروز تحت تأثیر مشکلات و چالشها کمرنگ شده است.
از دو نیر بگریۀخونینچرخ را دیدگان برون افتاد
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به درد و رنج عمیق خود اشاره میکند که باعث شده است چشمانش از شدت گریه و اندوه به سوی آسمان بلند شود. او با احساسات شدید خود، حالی را تجربه میکند که همهی هستیاش تحت تأثیر قرار گرفته است.
کهکشان راه اشک خونین استکش بران روی نیلگون افتاد
هوش مصنوعی: کهکشان به مانند راهی است مملو از اشکهای خونین که بر روی آبهای آبی رنگ ریخته شده است.
شرع را دست خون و داو تماممهره اندر گشاد خون افتاد
هوش مصنوعی: قوانین و اصول دینی تحت تأثیر بیعدالتی و خونریزی قرار گرفتهاند و در این میان، مهرههای اصلی و تاثیرگذار در وضع قوانین درگیر این شرایط بحرانی شدهاند.
چرخ بدساز شش دری سازیددرلباسات دست خون یازید
هوش مصنوعی: تقدیر ناپسند، مانند چرخوفلک، زندگی سختی را برایتان رقم میزند، و در این راه، شما ممکن است با درد و رنج مواجه شوید.
حالتی سهمناک می بینیمخلق را دردناک میبینیم
هوش مصنوعی: ما به وضوح ناراحتی و درد را در چهرهی مردم مشاهده میکنیم.
مخلصان را درین مصیبت صعبدر مضیق هلاک می بینیم
هوش مصنوعی: در این مشکل بزرگ، کسانی که مخلص و صادق به خداوند هستند را در تنگنا و در معرض نابودی میبینیم.
همه را سینه پاره می یابمهمه را جامه چاک می بینم
هوش مصنوعی: همه را در حالتی میبینم که از دل درد و رنج دارند، و لباسهایشان هم پاره شده است.
تا نمی بینم آن امام هماممن همه بیم و باک می بینم
هوش مصنوعی: هر وقت آن امام بزرگوار را نمیبینم، احساس ترس و نگرانی میکنم.
آفتابی بدان بلندی جاهدر هبوط مغاک می بینم
هوش مصنوعی: من در عمق یک چاله تیره، به سمت آفتابی مینگرم که در اوج شکوه و مقام قرار دارد.
وان همه کار و بارب خواجه همینتودۀ تیره خاک می بینم
هوش مصنوعی: تمام فعالیتها و امور زندگی آقا را فقط در این تودۀ سیاه و بیارزش خاک میبینم.
آنچه ما را ز حالش ادراکستتختۀ چوب و تودۀ خاکست
هوش مصنوعی: ما تنها میتوانیم حال او را از نشانههای بیرونی مانند چوب و تودهای از خاک بفهمیم.
تاکه مسعود صاعد از ما شدکار اسلام زیر و بالا شد
هوش مصنوعی: زمانی که مسعود صاعد از میان ما رفت، وضعیت اسلام دگرگون شد و به شکلی جدید درآمد.
بی جلالش هرانجا ملکیستملکش از دست و پایش ارجاشد
هوش مصنوعی: هرجا که او در آنجا باشد، خود را در عظمت و شان او میبینیم و اگر از لذتهای او بهره ببریم، آن مکان ارزش و اعتبار پیدا میکند.
سد اسکندر از میان برخواستظلم یأجوج فتنه پیدا شد
هوش مصنوعی: دیوار سد اسکندر شکسته شد و ظلم و فساد یأجوج و ماجوج سر برآورده است.
چو حسین علی شهیدشدسترجبش لاجرم عشورا شد
هوش مصنوعی: وقتی حسین، پسر علی به شهادت رسید، طبیعتاً روز عاشورا نام گرفت.
رکن اسلام باد باقی اگررکن دین پیش حق تعالی شد
هوش مصنوعی: اگر رکن دین و ایمان در نزد خداوند باقی بماند و استوار باشد، اسلام نیز پابرجا خواهد ماند.
گل بماناداگرچه بستان نیستدر بماناداگرچه دریا شد
هوش مصنوعی: اگرچه باغی در کار نیست، گل هنوز باقی میماند، حتی اگر به دریا بپیوندد.
اینت شکر که کام پرشیرستگرچه طفلست عقل او پیرست
هوش مصنوعی: اینجا به شیرینی و لطافت بچهای اشاره دارد که با وجود نوجوانی، درک و عقلش به شدت پیشرفته و پیرتر از سنش است. او به خاطر داشتن عقل و فطرتی بالغ، میتواند بهتر از دیگران درک کند و به همین دلیل، لطافت و شیرینیاش بیشتر به چشم میآید.
سرو از اول یکی نهال بودماه تابان همان هلال بود
هوش مصنوعی: سرو از ابتدا یک درخت کوچک بوده و ماه در آغاز شکل خود همچون هلال بوده است.
گل از آن غنچۀ دژم شکفددراز آن نطفۀ زلال بود
هوش مصنوعی: گل از غنچۀ trist (غمگین) شکوفا میشود و این نشان میدهد که در پس آن، یک نطفه یا جنین زلال و پاک وجود دارد.
قوت نطق عیسی اندرمهدپرتو فضل ذوالجلال بود
هوش مصنوعی: توانایی سخن گفتن عیسی ناشی از نور و فضیلت خداوند متعال است.
نه بتعلیم این و آن باشدنه بدوران ماه و سال باشد
هوش مصنوعی: این موضوع به آموزش و تربیت مرتبط نیست و به گذر زمان و تغییرات سالها نیز ارتباطی ندارد.
مردم دیده گر نه خرد بودقوت باصره محال بود
هوش مصنوعی: اگر مردم دارای خرد نباشند، دیدن و درک حقایق برای آنها امکانپذیر نخواهد بود.
بچه شیر باچنان خردیهیبتش سخت با کمال بود
هوش مصنوعی: بچه شیری با وجود سن کم و اندازهاش، به قدری بزرگ و باوقار به نظر میرسد که شگفتانگیز است.
که دهد شرح مشکلات رموز؟که کند حکم لایجوز و یجوز؟
هوش مصنوعی: چه کسی میتواند توضیح دهد مشکلات و رازها را؟ چه کسی میتواند قضاوت کند در مورد مسائلی که قابل قبول و غیرقابل قبول هستند؟
از وفات تو آه و واویلاهکاندر آمد بعالم آب سیاه
هوش مصنوعی: خبر درگذشت تو باعث اندوه و ناامیدی در جهان شده و مانند آب سیاهی در دلها جاری است.
آه ، دردا که دودی آتشباربجهان اندر آمد از ناگاه
هوش مصنوعی: افسوس، که ناگهان دودی از آتش به دنیا وارد شد.
ای دریغا که دست بسته گرفتچون توشیری مکاید روباه
هوش مصنوعی: ای کاش که دست و پای تو بسته شده باشد، زیرا مانند توشیری که در چنگال روباهی گرفتار شده، دچار مشکل میشوی.
شرع را نیست بی تو فروشکوهخلق را نیست بی تو پشت و پناه
هوش مصنوعی: هیچ قانونی و اصولی بدون تو ارزش و معنا ندارد، مانند اینکه زندگی و حمایت مردم بدون تو وجود ندارد.
خواجه از خوابگاه بیرون آیرانکه دیرست ، وقت شد بیگاه
هوش مصنوعی: ای دوست، از خواب بیدار شو که زمان از دست رفت و صبح دیر شده است.
خلق در انتظار دیدارتبرکشید ندصف دور گ همه راه
هوش مصنوعی: مردم بیصبرانه در انتظار دیدن تو هستند و تمام مسیرها را به خاطر تو گشودهاند.
بی تو کلک و دوات را بدرستاین دهان خشک و آن زبان شده ست
هوش مصنوعی: بدون تو، قلم و دوات در این دهان خشک و این زبان بیحرکت بیفایده شدهاند.
دیده را بی تو روشنایی نیستصبر را دل آشنایی نیست
هوش مصنوعی: چشم بدون تو نور و روشنی ندارد و قلبی که صبر را میشناسد، هیچ آشنایی ندارد.
خواجه از خاک تیره بیرون آیزانکه این جای پادشاهی نیست
هوش مصنوعی: ای کسی که از خاک سیاه و کثیف بلند شو، چون این مکان جایگاه پادشاهی نیست.
پشت بر روی مخلصان کردنشیوۀ لطف و پیشوایی نیست
هوش مصنوعی: به معنای این است که رفتار کردن با کسانی که صادق و وفادارند، با بیتوجهی و پشت کردن نمیتواند نشانهای از مهربانی و رهبری درست باشد.
خواجه در خاک و ما چنین خاموشکفر محض است و بیوفایی نیست
هوش مصنوعی: خواجه در خاک قرار دارد و ما در حال سکوت هستیم؛ این نشانهای از کفر خالص و بیوفایی است.
ای دریغا که دین و دنی رابی روای توش روایی نیست
هوش مصنوعی: ای کاش که زندگی و دین بدون تو معنایی نداشتند.
چشمۀ آفتاب گردون رابی جمال تو روشنایی نیست
هوش مصنوعی: چشمۀ آفتاب گردون بدون زیبایی تو روشن نمیشود.
آنکه را تکیه گاه فرقد بودزینهار از چه جای مرقد بود؟
هوش مصنوعی: آن کسی که به ستارههای درخشان تکیه دارد، باید مراقب باشد که چه جایی آرامگاه او خواهد بود.
فتنه بیدار شد زخواب درآیکار دربسته را لبی بگشای
هوش مصنوعی: آشوب و مشکلاتی که زمانی خواب بودند، حالا بیدار شدهاند. باید دست به کار شویم و یک راه حلی برای مسائل بسته پیدا کنیم. تنها با گفتن یا ابراز نظر میتوانیم گامی برداریم.
تا همه کار بسته بگشایدپرده بردار و روی بازنمای
هوش مصنوعی: وقتی که همه چیز در حال آماده شدن است، باید پرده را کنار بزنی و خودت را نشان بدهی.
خلل کار شهر می دانیخواجه زنهار زود بیرون آی
هوش مصنوعی: ای خواجه، دقت کن که مشکلات شهر را میدانی، پس هر چه زودتر از آنجا خارج شو و مراقب باش.
کار مسعود صاعد اندریابخواجه بشتاب از برای خدا
هوش مصنوعی: مسعود به کمک نیاز دارد، ای خواجه، برای خدا سریعاً اقدام کن.
شیر در بیشه نه و بچه ضعیفوای اگر کار درنیابی وای
هوش مصنوعی: وقتی در دل جنگل شیر قدرتمندی وجود دارد و فرزند ضعیفی در آنجا هست، باید مراقب باشی که مشکل و خطر پیش نیاید. اگر به درستی متوجه نشوی و کار را درست انجام ندهی، ممکن است عواقب بدی پیش بیاید.
تا بگویی کزان جفا چونیبا یکی از خواص در سخن آی
هوش مصنوعی: تا بگویی که چگونه به خاطر بیوفایی و ظلم کسی به حال تو هستی، با یکی از افراد خاص صحبت کن.
قلم فتوی و دوات قضاجز بحکمت نمی دهد رضا
هوش مصنوعی: قلم فتوای شرعی و دواتی که برای نوشتن احکام قضایی به کار میرود، تنها با حکمت و درایت میتواند رضایت و آرامش را به ارمغان آورد.
خواجه فریاد از این جفا فریادبوم و بر باز کی کند بیداد
هوش مصنوعی: این شعر به تظلم و ناله اشاره دارد، از بیعدالتی و ستمی که بر فردی یا جامعهای میرود، سخن میگوید. شاعر به وضعیت ناگوار و ظلمی که گریبانگیر اوست، اعتراض میکند و از نبودن اقدام مؤثری برای مقابله با این مشکلات سخن میگوید. او در پی نجات و رهایی است و به شرایط سخت و دردناک خود معترض است.
ای دریغا که از فراز فلکزود نامت بزیر خاک فتاد
هوش مصنوعی: ای کاش که از بالای آسمان، نام تو زود به زیر خاک نرود.
از سماعیل و هاجر و هانیتو خلیلی چرا نیاری یاد
هوش مصنوعی: چرا یادِ خلیل را از اسمائیل، هاجر و هانی نمیآوری؟
مریم روزگار و عیسی وقتهردو را عمر و زندگانی باد
هوش مصنوعی: مریم بهعنوان نماد روزگار و عیسی بهعنوان نماد زمان هر دو زندگی کنند و عمرشان طولانی باد.
در پناه جلال و عصمت اونامدار پدر بکام زیاد
هوش مصنوعی: در سایه شکوه و پاکی او، پدر مشهور و بزرگم به خوبی زندگی میکند.
سرو هرچند سایه بازگرفتباد پاینده سایۀ شمشاد
هوش مصنوعی: سرو هر چند که سایهاش توسط باد گرفته شده، اما سایه شمشاد همیشه محکم و پایدار باقی مانده است.
این دعا را زروم تا ماچینبعد تحسین همی کنند آمین
هوش مصنوعی: در این بیت به دعا و درخواست برای خوب بودن و تحسین کردن اشاره شده است. گویا دعاهایی را انجام میدهند تا پس از آن، دیگران هم از آنها تعریف کنند و به خوشبختی برسند. به نوعی، افراد امیدوارند پس از تلاش و دعا، دیگران از آنها استقبال کرده و دیدگاه مثبتی نسبت به آنها داشته باشند.