شمارهٔ ۲۵
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف ویژگیها و صفات مثبت یک پادشاه میپردازد و نقش او را در نظام اجتماعی و سیاسی نشان میدهد. شاعر با استفاده از استعارهها و تصویرسازیهای زیبا، صفات پادشاه را که حکمرانی عادل و توانمند است، موردستایش قرار میدهد. او به قدرت، دانش و مهارتهای پادشاه اشاره میکند و بر این نکته تأکید دارد که تحت فرمان او، زمین و مردم در آرامش و رفاه زندگی میکنند. همچنین، شاعر به مقایسههای دقیق با شخصیتهای تاریخی و افسانهای میپردازد و از برکات وجود پادشاه یاد میکند که به بهبود وضعیت کشور و مردم منجر میشود. در انتها، شاعر دعا میکند که پادشاهی او همیشه برقرار و مقبول آسمانیان باشد.
نقش هر دولت که آن بر هفت منظر یافتندنظم هر صورت که آن در چار گوهر یافتند
هوش مصنوعی: هر حکومتی که در هفت سمت مختلف مشاهده شد، نظم هر شکلی را که در چهار عنصر اصلی یافتند.
چون مرصع شد بهم فهرست آن مجموع رادر کلاه مر زبان هفت کشور یافتند
هوش مصنوعی: زمانی که فهرست این مجموعه به شکلی زیبایی تزئین شد، در آن کلاه، زبان هفت کشور را مشاهده کردند.
داور اعظم اتابک نصرة الدین کز دعاشگوش هفت اقلیم را از در توانگر یافتند
هوش مصنوعی: داور بزرگ، اتابک نصرة الدین، به قدری نیکوکار است که دعایش به گوش هفت اقلیم رسیده و همه از برکت او بهرهمند شدهاند.
خسرو عادل ابو بکر محمد کز علوآفرینش را ز عونش بر سر افسر یافتند
هوش مصنوعی: خسرو عادل، ابوبکر محمد، که به خاطر مقام و جایگاهش در آفرینش، به عنوان پناهی با ارزش شناخته میشود.
پادشاه بحر و بر کشور گشای خشک و ترکز محیط فیض او طبع زمین تر یافتند
هوش مصنوعی: پادشاهی که دریا و زمین را در اختیار دارد، به سرزمینها شکوفایی و زندگی میبخشد، به گونهای که به برکت وجود او، خاک زمین بارور و سرسبز میشود.
مُهره گل شد زمین وز روی مِهر آن مهره رابر بساط امر او نقش مششدر یافتند
هوش مصنوعی: زمین به زیبایی گل آراسته شد و به واسطهٔ نور مهر، آن مهره را بر بستر فرمان او با نقشی شگفت پیدا کردند.
آسمان شد شکل گوی و شک مدان کان شکل رادر خم چوگان او گوی مدور یافتند
هوش مصنوعی: آسمان به شکل یک توپ در آمده و در اینجا شک و تردید معنی ندارد، چون این شکل را در خم چوگان او، گوی گرد پیدا کردهاند.
هرچه شاید گفت کانرا ابتدا یا انتهاستز ابتدا تا انتها پیشش مسخر یافتند
هوش مصنوعی: هر چیزی که بتوان درباره آن صحبت کرد، دارای شروع و پایانی است. از آغاز تا پایان، همه چیز در برابر او به نوعی تسلیم شده است.
ای جهانگیر آفتابی کاسمانت را دو قطرقطری اندر باختر قطری به خاور یافتند
هوش مصنوعی: ای کسی که مانند خورشید بر جهان حکومت میکنی، در آسمانت دو قطره باران را در سمت باختر و خاور کشف کردند.
در حساب طالع تو خسف میزان باد شدکارتفاع این رصد بالای اختر یافتند
هوش مصنوعی: در محاسبه و پیشگویی درباره سرنوشت تو، وضعیت ستارهها تغییر کرده و مانند سدی در برابر باد قرار گرفتهاند. این نشان میدهد که آنچه برای تو رقم خورده، تحت تأثیر موقعیت ستارگان است.
هر که در پیمان ملکت چون رسن شد پیچ پیچگر ملکشاه است حلقش زیر چنبر یافتند
هوش مصنوعی: هرکس که در حکومت و سلطنت دچار دورویی و فساد شود، حتی اگر شاه باشد، در نهایت به دام گرفتار میشود و محکوم به نتیجه کارهای خود خواهد شد.
وانک جز بر نقش نامت سکه ای را نظم دادگر نظام الملک شد خطش مزور یافتند
هوش مصنوعی: اگر جز بر نام تو کسی سکهای ضرب کند، حتی اگر سرپرستالملک باشد، خطش را تقلبی خواهند دانست.
فتح کز سی سال باز آواره بود اندر جهاننوبه داران تواش در گرد لشکر یافتند
هوش مصنوعی: پس از سی سال بیخانمانی، در پی پیروزی به جمعی از نوادهها پیوستند و در میان لشکر پیدایش کردند.
نعل می بستند روزی یکدشانت را به رومحلقه ای گم شد از آن در گوش قیصر یافتند
هوش مصنوعی: روزی نعل اسب تو را به روم میزدند و حلقهای که در گوش قیصر گم شده بود، پیدا کردند.
شرح می دادند روزی جرعه ریزت را به شامقطره پالود از آن در حلق شکر یافتند
هوش مصنوعی: روزی یکی از دوستان، دربارهٔ زهر شیرینی که مینوشی، برای دیگران توضیح میداد و به آنها میگفت که چگونه از آن یک قطره، چیزی شیرین و خوشمزه به دست میآید.
بردرت ظلماتیان را بوسه خشک آرزوستکان سخن تر بود کز لفظ سکندر یافتند
هوش مصنوعی: برادرت آرزوی بوسهای خشک بر ظالمین دارد، زیرا این سخن از کلمات سکندر دلنوازتر است.
هست بر کار خراسان تیغ تو چون تیر راستکان کمان کژ بود کز طغرای سنجر یافتند
هوش مصنوعی: تیغ تو مانند تیر راست بر کار خراسان است، زیرا کمان به شکل کژ و نادرستی در اینجا قرار دارد که از نشان سنجر به دست آمده است.
هر که چون مهتاب یکشب بر درت بیدار گشتکافتاب آمد چو صبحش تاج بر سر یافتند
هوش مصنوعی: هر کس مانند ماه شب چهارده، یک شب در کنار در تو بیدار و منتظر بود، خورشید صبح که درخشید، او را با تاج بر سر دیدند.
وانک عصیان کرد یک ره با ترازو طالعتطالعش را چون ترازو سنگ بر در یافتند
هوش مصنوعی: اگر کسی یک بار با ترازوی سرنوشت خود سرکشی کند، سرنوشت او همچون سنگی است که در دروازهای پیدا میشود.
در ترازوی جهان از دعوی همسر مرنجهر کجا زری ست با او جو برابر یافتند
هوش مصنوعی: در زندگی، به اعتبار و ادعای همسر خود دل خوش نکن، زیرا هر جا که ارزش واقعی وجود دارد، برابری و توازن برقرار است.
لیک فرق آن شد که چون تقویم عدل آمد پدیدقیمت یک من جو اندر نیم جو زر یا فتند
هوش مصنوعی: اما تفاوت اینجا در این است که وقتی اصل انصاف و عدالت به میان آمد، قیمت یک من جو به اندازه نصف من زر خواهد بود.
سایه طوبی فکندی بر ظهیر ای شه از آنکشتگان در زیر طوبی آب کوثر یافتند
هوش مصنوعی: ای پادشاه، تو مانند درخت طوبی سایهات را بر زمین افکندهای. از میان کسانی که در زیر سایهات جان باختهاند، آنها به آب کوثر دست یافتهاند.
گر سخن نغز آمد اقبال تو اورده ست از آنکعزت عیسی است آنک اندر سم خر یافتند
هوش مصنوعی: اگر سخن زیبا و دلنشینی میشنوی، بدان که این کامیابی از جانب توست، زیرا مانند عیسی که در موقعیتهای دشوار هم افتخار و مقام را حفظ کرده، گاهی فردی در شرایط نامحتمل نیز به مقام و اعتبار میرسد.
آب من این بس که گر جمشید و گر کیخسرو استبا منش در خواجه تاشی خاک این در یافتند
هوش مصنوعی: من تنها آبم کافی است که اگر جمشید و کیخسرو با شخصیت من مواجه شوند، در خاک این در دریافت میکنند.
تا سر آغوش زمین از فرق گنج آویختندتا طبق پوش عرض بر روی جوهر یافتند
هوش مصنوعی: تا زمانی که سیاهی گنج بر فراز زمین آویخته شد، شرایط به گونهای شد که زمین گنج به دست آورد و آن را به نمایش گذاشت.
بیش از آنت باد جوهر بیش از آنت باد گنجوین دعا را عرشیان مقبول دفتر یافتند
هوش مصنوعی: بیش از تو، ای عزیز، در جوهر و گنج وجود نداری و این دعا را کسانی که در آسماناند، پذیرفته و به ثبت رساندهاند.