شمارهٔ ۲۴
هوش مصنوعی: این شعر درباره تلاش و امیدوار بودن به قدرت و قهر خداوند است. شاعر به خداوندی اشاره میکند که ایوانش از قدرت و نور مجلل است و دشمنان را ناتوان میبیند. او به وضعیت خود و مشکلاتش اشاره دارد و میگوید که با وجود سختیها، از روزگار شکایت نمیکند و نسبت به آینده امیدوار است. به جزئیات دردها و خطرات زندگیاش نیز اشاره میکند و به زیباییهای تازهای که از hardships به دست آورده، اشاره میکند. این شعر حس امید و مقاومت را منتقل میکند.
خدایگانا آنی که طاق ایوانتز راه قدر و محل باستاره باشد جفت
هوش مصنوعی: خداوندا، آنکه طاق ایوانت به وسیله تقدیر و مکان ستارهوار باشد، یاریگر و همراه توست.
نماند خصم تو را هیچ مهره در گردونکه دست قهر تو آن را به نوک نیزه نسفت
هوش مصنوعی: هیچ دشمنی نمیتواند مقابل تو بایستد، زیرا قدرت و قهر تو آنقدر قوی است که همه چیز را از بین میبرد.
ز حال و قصّه من بنده آگهی دانمکه پیش رای تو پیداست رازهای نهفت
هوش مصنوعی: من از حال و قصهی خودم آگاه هستم و میدانم که رازهای پنهان من برای تو مشخص و روشن است.
ز روزگار به روزی نشسته ام نه چنانکدگر دو شب به یکی جایگه توانم خفت
هوش مصنوعی: من از روزگار به وضعی رسیدهام که نمیتوانم مانند گذشته، دو شب را در یک جا آرام بگیرم.
زمین ز خون قزل ارسلان هنوز گلستمرا ز حادثه صد گل به تازگی بشکفت
هوش مصنوعی: زمین هنوز از خون قزل ارسلان سرسبز و پرگل است و من از حادثهای که اتفاق افتاده، صد گل به تازگی شکفتهام.
بدین که بر سر من رفت هر کجا باشمچه شکرها که من از روزگار خواهم گفت
هوش مصنوعی: اینکه هر کجا که باشم، هر آنچه بر سر من آمده است، شکر و سپاسگزاریهایی را از روزگار بیوقفه بیان خواهم کرد.