تناجی
ظهیر فاریابی

شمارهٔ ۱۲

بس دل که ز تو خون شده در برمانده ستبس دست که از هجر تو در سر مانده ست
وی بس سخنان نغز چون گوهر و زرکز گوش تو همچو حلقه بر در مانده ست