بخش ۴ - مدح ابوبکر بن سعد بن زنگی
هوش مصنوعی: این متن شعر سعدی است که در ستایش بوبکر بن سعد نوشته شده و به ویژگیهای مثبت و فضائل او میپردازد. سعدی در این شعر، از دورانی سخن میگوید که در آن، عدالت و آرامش حاکم است و مردم از بیعدالتی و سختیهای زمانه شکایت ندارند.
او بوبکر را به عنوان یک پادشاه نمونه و سخاوتمند توصیف میکند که در سایهاش فقرا و درویشان نیز در رفاه و آسایش هستند. سعدی به صفات نیکو و تواضع او اشاره میکند و از اینکه مردم در زمان او از فتنه و ناآرامی در امان هستند، ابراز شادی میکند.
در پایان، سعدی دعا میکند که زندگی بوبکر و پادشاهیاش برکتمند و پایدار باشد و همچنین، بر تربت او رحمت خداوند نازل شود.
مرا طبع از این نوع خواهان نبودسر مدحت پادشاهان نبود
هوش مصنوعی: روحیه و طبع من به این نوع ستایشها علاقهای ندارد و نمیخواهد در مورد پادشاهان دست به تعریف و تمجید بزند.
ولی نظم کردم به نام فلانمگر باز گویند صاحبدلان
من به نام فلان کسی، شعری را سرودهام و امید است کسانی که اهل دل هستند، دربارهاش صحبت کنند.
که سعدی که گوی بلاغت ربوددر ایام بوبکر بن سعد بود
دنبالهی بیت قبل؛ سعدی، شاعری بود که در هنر بیان و بلاغت، مقام والایی داشت و در زمان بوبکر بن سعد زندگی میکرد.
سزد گر به دورش بنازم چنانکه سید به دوران نوشیروان
شایسته است که به دوران زمامداری او افتخار کنم، مانند افتخاری که به دوران شخصی به بزرگی نوشیروان میکنند.
جهانبان دینپرور دادگرنیامد چو بوبکر بعد از عمر
در این جهان، شخصی همچون بوبکر بن سعد بن زنگی که دینپرور و دادگر باشد، پس از عمر، نیامده است.
سر سرفرازان و تاج مهانبه دوران عدلش بناز، ای جهان
او سرور سربلندان و تاج افتخار بزرگان است که باید به خاطر دوران عدالتش، جهان و جهانیان به او افتخار کنند.
گر از فتنه آید کسی در پناهندارد جز این کشور آرامگاه
هوش مصنوعی: اگر کسی از فتنه و مشکل به اینجا بیاید، در این سرزمین جز آرامش و امنیت جایی ندارد.
فطوبی لباب کبیت العتیقحوالیه من کل فج عمیق
هوش مصنوعی: درختی پربار و خوشبو در بهشت وجود دارد که در اطراف آن از همه جا، عمقهای وسیع و عمیق را میتوان دید.
ندیدم چنین گنج و ملک و سریرکه وقف است بر طفل و درویش و پیر
هوش مصنوعی: من چنین ثروت و پادشاهی و تختی را ندیدهام که به خاطر آن، وقف یک کودک، درویش و پیر قرار داده شده باشد.
نیامد برش دردناک غمیکه ننهاد بر خاطرش مرهمی
نشد غم دردناکی به سراغش بیاید که برای آن تسکینی و راه چارهای نیاورد.
طلبکار خیر است امیدوارخدایا امیدی که دارد برآر
آنکه به دنبال خیر و خوبی است، در حق خود از خداوند امیدی در دل دارد. خدایا، آرزوی او را برآورده کن.
کله گوشه بر آسمان برینهنوز از تواضع سرش بر زمین
با اینکه گوشهی تاجش به اوج آسمان رسیده،ولی همچنان تواضع و فروتنی در او وجود دارد.
گدا گر تواضع کند خوی اوستز گردن فرازان تواضع نکوست
هوش مصنوعی: اگر گدا در مقابل دیگران فروتنی کند، این نشاندهنده ذات اوست. اما اگر افراد با مقام و جایگاه بالا هم تواضع کنند، این عمل ستودنی و پسندیدهای است.
اگر زیردستی بیفتد چه خاست؟زبردست افتاده مرد خداست
اگر کسی در موقعیت و جایگاه اجتماعی پایین فروتنی کند، چه اشکالی دارد؟ و اتفاقی نیافتاده ولی در مقابل، اگر فرد با دانایی و جایگاه اجتماعی بالا فروتن باشد، انسان باخدایست.
نه ذکر جمیلش نهان میرودکه صیت کرم در جهان میرود
نه تنها از او به خوبی یاد کردن فراموش نمیشود بلکه آوازه و شهرت نیکوکاری و بزرگواری او در تمام جهان منتشر شده است و همه از آن مطلعند.
چنویی خردمند فرخ نژادندارد جهان تا جهان است، یاد
هیچ خردمندی خوشذات با فطرت و باطن پاک مانند تو در دنیا وجود ندارد و تا زمانی که دنیا برقرار است، نام تو در یادها خواهد ماند.
نبینی در ایام او رنجهایکه نالد ز بیداد سرپنجهای
در روزگاری که او زمامدار امور بود، هیچ فرد رنجدیدهای دیده نشد که از ظلم و ستم ایام حتی به اندازهی نوک انگشتی نالان و شاکی باشد.
کس این رسم و ترتیب و آیین ندیدفریدون با آن شکوه، این ندید
هیچکس شاهد چنین نظم و زیبایی در زمامداری نبوده است حتی فریدون با آن جلال و عظمت هم، اینچنین چیزی را در دوران خود ندید.
از آن پیش حق پایگاهش قوی استکه دست ضعیفان به جاهش قوی است
به خاطر تمام کارهایی که گفته شد و او در دوران زندگانیش انجام داده در پیش خداوند متعال جایگاه والایی دارد و ناتوانان به شکوه و عظمتش تکیه کردهاند و به آن دل بستهاند.
چنان سایه گسترده بر عالمیکه زالی نیندیشد از رستمی
چنان قدرتش بر دنیا سایه افکنده که زال هم از رستم چنین قدرتی ندیده است.
همه وقت مردم ز جور زمانبنالند و از گردش آسمان
هوش مصنوعی: آدمها همیشه از ظلمت و نامهربانیهای زمانه و تغییرات روزگار شکایت میکنند.
در ایام عدل تو ای شهریارندارد شکایت کس از روزگار
هوش مصنوعی: در زمان حکومت تو، ای پادشاه، هیچکس از اوضاع و زمانهی خود شکایتی ندارد.
به عهد تو میبینم آرام خلقپس از تو ندانم سرانجام خلق
در دوران حکومتداری تو، آرامش مردم را میبینم، اما نمیدانم سرنوشت آنها پس از تو چه خواهد شد.
هم از بخت فرخنده فرجام توستکه تاریخ سعدی در ایام توست
فرجام تو به خاطر خوششانسی و بخت خوب است که سعدی در زمان تو زندگی میکند و آثارش در این دوران قابل توجه است.
که تا بر فلک ماه و خورشید هستدر این دفترت ذکر جاوید هست
تا زمانی که ماه و خورشید در آسمان وجود دارند (تا دنیا دنیاست)، یاد و نام تو در این دفتر (کتاب بوستان) باقی خواهد ماند.
ملوک ار نکو نامی اندوختندز پیشینگان سیرت آموختند
پادشاهان اگر نام نیکویی از خود به یادگار داشته باشند، آنها را از رفتار و سیرت نیکوی اجداد خود یاد گرفتهاند.
تو در سیرت پادشاهی خویشسبق بردی از پادشاهان پیش
هوش مصنوعی: تو در رفتار و شخصیت پادشاهیات از تمامی پادشاهان قبل از خود، برتری و سبقت گرفتهای.
سکندر به دیوار رویین و سنگبکرد از جهان راه یأجوج تنگ
اسکندر با ساخت دیوار محکم و سنگی، راه یأجوج را از ورود به جهان بست.
تو را سد یأجوج کفر از زر استنه رویین چو دیوار اسکندر است
دیواری که تو در برابر دشمنان (مغولان) با تدبیر خود ساختی از طلاست و نه تنها محکم است بلکه محکمتر و نفوذناپذیرتر از دیواری است که اسکندر در برابر یاجوج ساخت.
زبان آوری کاندر این امن و دادسپاست نگوید زبانش مباد
هوش مصنوعی: کسی که در این امنیت و آرامش زندگی میکند، باید قدردان باشد و زبانش هرگز ناسپاسی نکند.
زهی بحر بخشایش و کان جودکه مستظهرند از وجودت وجود
آفرین بر تو ای دریای بخشندگی و ای معدن بزرگواری که همگان از وجود تو، وجود خود را به دست آوردهاند و به تو تکیه دارند.
برون بینم اوصاف شاه از حسابنگنجد در این تنگ میدان کتاب
دنبال ویژگیهای شاه هستم، ولی صفات ویژهی شاهنشاه آنقدر زیاد است که هرگز نمیتوان آنها را در این کتاب محدود گنجاند.
گر آن جمله را سعدی انشا کندمگر دفتری دیگر املا کند
معنی این بیت در دنبالهی بیت قبل است؛ اگر سعدی بخواهد آن صفات را بنویسد، میبایست کتاب دیگری را برای این کار بنویسد (به عبارتی منظور آن است که آنچنان صفات و ویژگیهای شاه زیاد و فراوان است که در چند صفحه در بوستان جا نمیشود و نیاز به کتابت کتاب دیگری دارد).
فروماندم از شکر چندین کرمهمان به که دست دعا گسترم
من از وجود این همه بزرگواری و سخاوت شاه شگفتزدهام و بهتر میبینم که دست دعا به سوی خدا بگشایم.
جهانت به کام و فلک یار بادجهان آفرینت نگهدار باد
جهان به مراد دلت باشد و شاد باشی و آسمان بر تو رحمت آورده و خالق جهان از تو حمایت کند.
بلند اخترت عالم افروختهزوال اختر دشمنت سوخته
ستاره بلند بخت و اقبال تو روشن و جهان همواره با آن روشن باشد و ستاره دشمنت، به زوال و سوختگی دچار شود.
غم از گردش روزگارت مبادوز اندیشه بر دل غبارت مباد
خدا نکند که غم به زندگی تو وارد شود و افکار منفی دل تو را آلوده کند.
که بر خاطر پادشاهان غمیپریشان کند خاطر عالمی
اگر موضوعی در ذهن پادشاهان نگرانی ایجاد کند، میتواند خاطر کل عالم را پریشان کند.
دل و کشورت جمع و معمور بادز ملکت پراکندگی دور باد
هوش مصنوعی: دل و دیارت همیشه شاداب و پررونق باشد و از پراکندگی و ناهمگونی دور بماند.
تنت باد پیوسته چون دین، درستبداندیش را دل چو تدبیر، سست
همواره به مانند دینت درست و سالم باشی و افرادی که دربارهی تو فکر بد دارند به مانند افکارشان ضعیف و مریض باشند.
درونت به تأیید حق شاد باددل و دین و اقلیمت آباد باد
هوش مصنوعی: درونت خوش و پر از انرژی مثبت باشد و آروزی سلامتی و شادی برای دلت و دینت داشته باشی و از زندگیات در آرامش و آبادانی لذت ببری.
جهان آفرین بر تو رحمت کناددگر هرچه گویم فسانهست و باد
هوش مصنوعی: خداوندی که جهان را خلق کرده، بر تو رحمت کند، زیرا هر چه من بگویم، تنها داستانی است و حرفی بیاساس.
همینت بس از کردگار مجیدکه توفیق خیرت بود بر مزید
موجب شادی و دلگرمی است این که توفیق انجام کارهای نیک از سوی خداوند بزرگ نصیبت شده است.
نرفت از جهان سعد زنگی به دردکه چون تو خلف نامبردار کرد
سعد زنگی با درد و رنج از دنیا نرفت زیرا پسری همانند تو نامدار به جانشینی خود برگزید.
عجب نیست این فرع از آن اصل پاککه جانش بر اوج است و جسمش به خاک
وجود پسری مانند تو از از آن پادشاه بزرگ که در حال حاضر جسمش در خاک و روحش در آسمانهاست اصلا عجیب نیست.
خدایا بر آن تربت نامداربه فضلت که باران رحمت ببار
خدایا، آن آرامگاه پاک ان فرد مشهور را به برکتت رحمتباران گردان.
گر از سعد زنگی مثل ماند یادفلک یاور سعد بوبکر باد
امیدوارم هچنانکه یاد و خاطرهی سعد زنگی به جا ماند، دنیا یار و همراه ابوبکر بن سعد باشد تا یاد و خاطرهی خوش در جهان از او هم به یادگار بماند