بخش ۴۰ - گفتار اندر حذر از دشمنی که در طاعت آید
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به خطرات دوستی با افرادی که در ظاهر دوست به نظر میرسند اما در باطن دشمنند، هشدار میدهد. او توصیه میکند که از کسانی که دارای نیتهای بد هستند، حتی اگر کلامشان شیرین باشد، باید دوری کرد؛ زیرا ممکن است این افراد، دشمنی را در دل پنهان کرده باشند. همچنین به اهمیت شناخت خوب و بد و حفظ وفاداری به دوستان واقعی اشاره میکند. شاعر بر ضرورت احتیاط در برخورد با دیگران، به خصوص در موقعیتهای خطرناک و جنگی تأکید میکند و از لزوم عدم اعتماد به کسانی که میتوانند آسیبرسان باشند، یادآوری میکند. در نهایت، او بر ضرورت حفاظت از شهر و رعیت و مراقبت در برابر دشمنان تأکید میکند.
گرت خویش دشمن شود دوستدارز تلبیسش ایمن مشو زینهار
هوش مصنوعی: اگر دوستت به دشمنی تبدیل شود، از حقههایش نترس و مراقب باش.
که گردد درونش به کین تو ریشچو یاد آیدش مهر پیوند خویش
هوش مصنوعی: وقتی یاد محبت و پیوند خویش به دلش میافتد، قلبش پر از کینه و حسادت میشود.
بد اندیش را لفظ شیرین مبینکه ممکن بود زهر در انگبین
هوش مصنوعی: به کسی که دل و نیت بدی دارد، نباید با سخنان شیرین و خوش بر خورد کرد، زیرا ممکن است آن ظاهر زیبا پنهان کنندهی چیزهای تلخ و خطرناک باشد.
کسی جان از آسیب دشمن ببردکه مر دوستان را به دشمن شمرد
هوش مصنوعی: کسی میتواند از خطر دشمن فرار کند که دوستان خود را دشمن بداند و از آنها فاصله بگیرد.
نگه دارد آن شوخ در کیسه درکه بیند همه خلق را کیسه بر
هوش مصنوعی: آن شخص شاداب و بازیگوش، در کیسهای که در دست دارد، همه افرادی را که نگاه میکند، در آن کیسه میبیند.
سپاهی که عاصی شود در امیرورا تا توانی به خدمت مگیر
هوش مصنوعی: اگر سربازی نسبت به فرماندهاش سرکش و نافرمان شود، تا جایی که میتوانی از او در خدمت خود استفاده نکن.
ندانست سالار خود را سپاستو را هم ندارد، ز غدرش هراس
هوش مصنوعی: سالار (رئیس یا فرمانده) نمیداند که باید سپاسگزار تو باشد و از بدعهدیاش ترسی ندارد.
به سوگند و عهد استوارش مدارنگهبان پنهان بر او بر گمار
هوش مصنوعی: به عهد و پیمان محکم او اعتماد نکن و از مراقبتی که در خفا بر او قرار داده شده، اطمینان حاصل نکن.
نو آموز را ریسمان کن درازنه بگسل که دیگر نبینیش باز
هوش مصنوعی: کسی که تازه یاد میگیرد، باید به گونهای آموزش داده شود که به آن علم وابسته و متصل بماند، نه اینکه به راحتی از آن جدا شود و دیگر نتواند به یادگیری ادامه دهد.
چو اقلیم دشمن به جنگ و حصارگرفتی، به زندانیانش سپار
هوش مصنوعی: وقتی که سرزمین دشمن را محاصره کردی و به جنگ پرداختی، اسیران او را به خود او بسپار.
که بندی چو دندان به خون در بردز حلقوم بیدادگر خون خورد
هوش مصنوعی: مانند دندانی که با قدرت و خشونت، خون را از حلوق ستمگر میمکد.
چو بر کندی از دست دشمن دیاررعیت به سامان تر از وی بدار
هوش مصنوعی: وقتی از دست دشمن آزاد شوی، زندگی مردم در دیار بهتر و منظمتر از قبل خواهد شد.
که گر باز کوبد در کارزاربر آرند عام از دماغش دمار
هوش مصنوعی: اگر دوباره در میدان جنگ ضربهای به او وارد شود، عموم مردم به شدت از او آسیب میبینند و متحمل خسارت میشوند.
وگر شهریان را رسانی گزنددر شهر بر روی دشمن مبند
هوش مصنوعی: اگر به مردم شهر آسیبی برسانی، نباید بر روی دشمن در شهر خودت دروازهای بگشایی.
مگو دشمن تیغ زن بر در استکه انباز دشمن به شهر اندر است
هوش مصنوعی: نگو که دشمن با شمشیرش در دروازه ایستاده است، چرا که همراه دشمن در شهر حضور دارد.