بخش ۲ - حکایت
هوش مصنوعی: شخصی سیاهپوست را زشت خطاب میکند و او در جواب میگوید که من تقصیر خود را نمیپذیرم و زیبایی و زشتی را از خودم نمیدانم. او به شخص زشتگو میگوید که من چگونه به تو مربوط هستم، در حالی که زیبایی و زشتی در دست خداوند است. او به قدرت و رحمت خدا اشاره میکند و از او میخواهد که به او کمک کند و بخاطر گناهانش بخشایش بخشد. در نهایت، او اعتراف میکند که در زندگی گناه کرده و به رحمت الهی امیدوار است تا او را از این گناهان نجات دهد.
سیه چَردهای را کسی زشت خواندجوابی بگفتش که حیران بماند
هوش مصنوعی: یک شخصی که پوست تیرهای داشت، به او گفتند که زشت است. او پاسخی داد که فرد گوینده را به حیرت واداشت.
نه من صورت خویش خود کردهامکه عیبم شماری که بد کردهام
هوش مصنوعی: من به خودم توجهی نکردهام که عیبهای من را بشماری، بلکه آنچه انجام دادهام، بدیهایی هستند که باید مورد توجه قرار گیرند.
تو را با من ار زشت رویم، چه کار؟نه آخر منم زشت و زیبانگار
هوش مصنوعی: اگر تو با من زشترو هستی، چه اهمیتی دارد؟ در نهایت، من هم هستم که زشترو و زیبا را از هم تشخیص میدهم.
از آنم که بر سر نبشتی ز پیشنه کمکردم ای بندهپرور، نه بیش
هوش مصنوعی: من از آن دستهام که نه به خاطر تو چیزی از خود کم کردم و نه بیشتر از آنچه هستم، تنها در حد وظیفهام رفتار کردم.
تو دانایی آخِر که قادر نِیَمتوانای مطلق تویی، من کیم؟
هوش مصنوعی: تو خود میدانی که من توانایی مطلق نیستم و این قدرت فقط از آن توست، من چه کسی هستم؟
گرم ره نمایی، رسیدم به خیروگر گم کنی، باز ماندم ز سِیر
هوش مصنوعی: اگر راه را به من نشان بدهی، به مقصد میرسم و اگر گم کنی، باز هم در مسیر خواهم ماند.
جهانآفرین گر نه یاری کند،کجا بنده پرهیزکاری کند؟
هوش مصنوعی: اگر خالق جهان به کسی کمک نکند، چگونه ممکن است که بندهای به تقوای خود ادامه دهد و پرهیزکار باشد؟
چه خوش گفت درویش کوتاهدستکه شب توبهکرد و سحرگه شکست
هوش مصنوعی: در این بیت بیان شده است که شخصی در شب به فکر توبه و اصلاح کارهایش میافتد، اما صبح هنگام، بعد از آن تصمیم، دوباره به اشتباهات خود برمیگردد. این نشاندهنده ناپایداری عزم انسانها در برابر خواستهها و temptations است.
گر او توبه بخشد، بماند درستکه پیمان ما بی ثباتاست و سست
هوش مصنوعی: اگر او بخواهد که توبه را مورد پذیرش قرار دهد، همچنان باقی میماند، اما واقعیت این است که پیمان ما از ثبات و استواری برخوردار نیست و ضعیف است.
به حقّت که چشمم ز باطل بدوزبه نورت که فردا به نارم مسوز
هوش مصنوعی: به حق تو، چشمانم را از باطل بازدار و با نور خود روشن کن، تا فردا در آتش نروم و سوز نخورم.
ز مسکینیَم روی در خاک رفتغبار گناهم بر افلاک رفت
هوش مصنوعی: از روی تنگدستیام، در خاک افتادهام و غبار گناهانم به آسمان رفته است.
تو یکنوبت ای ابر رحمت، ببارکه در پیش باران، نپاید غبار
هوش مصنوعی: ای ابر مهربان، لطفاً یک بار ببار تا اینکه غبارها در برابر بارش تو پاک شوند و باقی نمانند.
ز جُرمم در اینمملکت، جاه نیستولیکن به ملکی دگر راه نیست
هوش مصنوعی: در این سرزمین به خاطر گناهم مقام و منزلتی ندارم، اما در سرزمین دیگری نیز راهی ندارم.
تو دانی ضمیر زبانبستگانتو مرهم نهی بر دل خستگان
هوش مصنوعی: تو میدانی که چه اشخاصی گاهی زبان خود را بسته نگه میدارند و سخن نمیگویند، ولی تو توانایی آن را داری که با کلامت مرهمی بر دلهای خسته و غمین قرار دهی.