غزل شمارهٔ ۳۱
هوش مصنوعی: این شعر دعوت به خارج شدن از زندگی زهد و ریاضت است. شاعر از صومعه به خرابات (محل مجلسی و خوشگذرانی) میرود و از دیگران میخواهد که با او در مناجات و شادی شریک شوند. او به کسانی که به عبادت مشغولند میگوید که مانند فرشتگان به آسمان بالا بروند و در باغ زندگی شاخ عبادت بکارند. در انتها، شاعر خواستار این است که زهد و ریا را کنار بگذارند و به لذتهای زندگی توجه کنند، زیرا به سفرهخانه (خرابات) رفتن و شراب نوشیدن، از فریبهای دنیا آزادشان میکند.
از صومعه رختم به خرابات برآریدگرد از من و سجادهٔ طامات برآرید
هوش مصنوعی: از مکان های مذهبی و عبادتگاه خود بیرون بروید و به مکان های سرشار از شادی و آزادی بیایید. از من و بندهای ظاهری که به آنها عادت کردهام، فاصله بگیرید و هرگونه قید و زنجیر را کنار بگذارید.
تا خلوتیان سحر از خواب درآیندمستان صبوحی به مناجات برآرید
هوش مصنوعی: وقتی که شبنشینان سحر از خواب بیدار شوند، بیداران خوشی به راز و نیاز مشغول خواهند شد.
آنان که ریاضت کش و سجاده نشینندگو همچو ملک سر به سماوات برآرید
هوش مصنوعی: آنانی که به سختی و مجاهدت پرداخته و زندگی روحانی دارند، اگرچه در ظاهر در زمین زندگی میکنند، میتوانند همچون فرشتگان به آسمانها پرواز کنند.
در باغ امل شاخ عبادت بنشانیدوز بحر عمل دُرِّ مکافات برآرید
هوش مصنوعی: در باغ آرزوها، شاخههای عبادت را بکارید و از دریای عمل، پاداش و نتیجه کارهایتان را به دست آورید.
رو ملک دو عالم به می یکشبه بفروشگو زهد چهل ساله به هیهات برآرید
هوش مصنوعی: به دنیا و تمام زیباییهایش در یک شب حاضرم، اما زهد و ریاضت چهل ساله را نمیتوان با آن معامله کرد.
تا گرد ریا گم شود از دامن سعدیرختش همه در آب خرابات برآرید
هوش مصنوعی: برای اینکه هر گونه تزویر و فریب از وجود سعدی پاک شود، همه آنچه را که به او تعلق دارد، در آب خرابات بیندازید.