غزل شمارهٔ ۵۹
هوش مصنوعی: شاعر در این قطعه به خداوند خطاب میکند و از رحمت و بخشش او یاد میکند. او میگوید که اگر خداوند از بندگانش روی بگرداند، چه فایدهای در نیکبختی آنها خواهد بود. شاعر به دردی پنهان اشاره میکند و میتواند به خداوند رازهای دل خود را بازگو کند، زیرا او میداند که خداوند کریم و آگاه است. حتی اگر بندگان به گناهان خود از در خداوند رانده شوند، باز هم ناامید نمیشوند و به درگاه او روی میآورند. شاعر همچنین به عظمت و صفات خداوند اشاره میکند و از او طلب عفو و کمک میکند، زیرا او میداند که خداوند مالک عالم و بیهمتاست. در انتها، شاعر به فقر و نیازمندی خود اعتراف میکند و به عجز و درخواست دعا از خداوند میپردازد.
یارب از ما چه فلاح آید اگر تو نپذیریبه خداوندی و فضلت که نظر باز نگیری
هوش مصنوعی: ای پروردگار، اگر تو به رحمت و کرم خود توجهی نداشته باشی، چگونه میتوانیم به سعادت و رستگاری برسیم؟
درد پنهان به تو گویم که خداوند کریمییا نگویم که تو خود واقف اسرار ضمیری
هوش مصنوعی: درد خود را با تو در میان میگذارم، زیرا تو خدای مهربانی هستی. یا اینکه نیازی به گفتن نیست، چون تو خود به رازهای درون من آگاهی.
گر برانی به گناهان قبیح از در خویشمهم به درگاه تو آیم که لطیفی و خبیری
هوش مصنوعی: اگر به خاطر گناهان زشت من مرا از خود برانی، باز هم به درگاه تو میآیم، زیرا تو مهربان و باخبر هستی.
گر به نومیدی از این در برود بندهٔ عاجزدیگرش چاره نماند که تو بی شبه و نظیری
هوش مصنوعی: اگر بندهی ناتوان از این در ناامید شود، دیگر چارهای نخواهد داشت، زیرا تو بیهمتا و بینظیری.
دست در دامن عفوت زنم و باک ندارمکه کریمی و حکیمی و علیمی و قدیری
هوش مصنوعی: من به دامن عفویت پناه میبرم و نگران نیستم که تو بخشنده، دانا و توانا هستی.
خالق خلق و نگارندهٔ ایوان رفیعیخالق صبح و برآرندهٔ خورشید منیری
هوش مصنوعی: خالق آسمان و زمین، کسی است که ایوان بلند را طراحی کرده و صبح را به وجود میآورد و خورشید درخشان را نیز برمیافرازد.
حاجت موری و اندیشهٔ کمتر حیوانیبر تو پوشیده نماند که سمیعی و بصیری
هوش مصنوعی: نیاز و خواستهای ساده و عادی از یک مورچه و اندیشهای محدود از یک حیوان، بر تو پنهان نیست که تو هم شنوای خوبی هستی و هم بینای خوب.
گر همه خلق به خصمی به در آیند و عداوتچه تفاوت کند آن را که تو مولا و نصیری
هوش مصنوعی: اگر تمامی مردم دشمنی کنند و با یکدیگر در جدال باشند، این برای کسی که تو سرپرست و حامی او هستی، هیچ تفاوتی نخواهد داشت.
همه را ملک مجاز است بزرگی و امیریتو خداوند جهانی که نه مردی و نه میری
هوش مصنوعی: همه موجودات در این دنیا ممکن است مقام و قدرتی داشته باشند، اما تو ای خداوند، برتر از همه هستی و نه به عنوان یک انسان و نه به عنوان یک شاه شناخته میشوی.
سعدیا من ملکالموت غنیام تو فقیریچاره درویشی و عجز است و گدایی و حقیری
هوش مصنوعی: ای سعدی، من صاحب مرگ و قدرت هستم و تو فقیر و نیازمند. چاره جویی برای فقر و ناتوانی تنها در بینیازی و زدن سر به زیر است.