قصیدهٔ شمارهٔ ۳۵ - در تنبیه و موعظه
هوش مصنوعی: این شعر دربارهٔ ناپایداری زندگی و فریبندگی دنیا صحبت میکند. شاعر به انسانها میگوید که هوای نفس آنها را به اشتباه سوق میدهد و باید از خواب غفلت بیدار شوند. او به fleeting بودن زمان و گذر عمر اشاره میکند و بر لزوم آمادگی برای مرگ و حسابرسی تأکید میورزد. شاعر موشکافی میکند که انسانها نباید به دنیا و زیباییهای آن مغرور شوند زیرا همه چیز زودگذر است و در نهایت به فنا میانجامد. در نهایت، شاعر از خداوند طلب یاری میکند و بر اعتماد به کرم الهی تأکید میکند. این شعر حاوی نکات عرفانی و تربیتی است و خواننده را به تفکر در مورد زندگی و ارزشهای واقعی دعوت میکند.
إِنَّ هَوَی النَّفْسِ یَقُدُّ الْعِقاللا یَتَهَدّیٰ وَ یَعِی ما یُقال
هوش مصنوعی: علاقه و میل نفس انسان، میتواند به حدی قوی باشد که فرد را از محدودیتها و موانع آزاد کند و در عین حال به او درک عمیقتری از سخنان و مفاهیم ارائه شده بدهد.
خاک من و توست که باد شَمالمیبردش سوی یَمین و شِمال
هوش مصنوعی: خاک ما تحت تاثیر باد است و به سمت راست و چپ میرود.
ما لَکَ فِی الْخَیمةِ مُسْتَلْقیاً؟وَ انْتَهَضَ الْقَومُ وَ شَدُّوا الرِّحال
هوش مصنوعی: چرا در خیمه دراز کشیدهای؟ در حالی که مردم برخاستند و سفر را آغاز کردند.
عمر به افسوس برفت آنچه رفتدیگرش از دست مده بر مُحال
هوش مصنوعی: عمر به اندوه و پشیمانی گذشت و آنچه گذشته دیگر بر نمیگردد، پس وقت را بیهوده نگذران و به امور غیر ممکن فکر نکن.
قَدْ وَعَرَ الْمَسْلَکُ یا ذَا الْفَتیٰأَفْلَحَ مَن هَیَّأَ زَادَ الْمَآل
هوش مصنوعی: راه و مسیر روشن شده است، ای جوان! کسی که توشهٔ مسیر را آماده کند، در نهایت موفق و کامیاب خواهد بود.
بس که در آغوشِ لَحَد بگذردبر من و تو روز و شب و ماه و سال
هوش مصنوعی: روزها و شبها، ماهها و سالها به قدری در آغوش مرگ میگذرد که ما حتی متوجه نمیشویم.
لا تَکُ تَغْتَرُّ بِمَعْمُورَةٍیَعْقَبُهَا الْهَدْمُ أَوِ الْاِنْتِقال
هوش مصنوعی: فریب نخور از زیبایی و رونق چیزی که بعدها نابود یا تغییر میکند.
گر به مَثَل، جام جمست آدمیسنگِ اجل بشکندش چون سُفال
هوش مصنوعی: اگر به طور مثال، اگر انسان مانند جام جم، تمام دانایی و قدرت را در دست داشته باشد، اما سرنوشت و مرگ میتواند او را به سادگی مانند یک کوزه بشکند.
لَو کُشِفَ التُّربةُ عَنْ بَدْرِهِملَمْ یُرَ إِلّا کَدَقیقِ الْهِلال
هوش مصنوعی: اگر پرده از چهره آنها برداشته شود، تنها مثل نور کم رنگ هلال ماه دیده خواهند شد.
بس که درین خاک، مُمَزَّق شدستپیکرِ خوبانِ بَدیعُ الْجَمال
هوش مصنوعی: این زمین پر از خُسروانی است که به خاطر زیباییهایشان، از هم پاشیده و پراکنده شدهاند.
وَ انْدَرَسَ الرَّسْمُ بِطُولِ الزَّمانوَ انْتَخَرَ الْعَظْمُ بِمَرِّ اللَّیال
هوش مصنوعی: با گذشت زمان، نشانهها و آثار فراموش میشوند و استخوانها نیز با گذر شبها متلاشی میشوند.
ای که درونت به گنه تیره شدترسمت آیینه نگیرد صَقال
هوش مصنوعی: ای کسی که با گناه، دلت تاریک شده است، از این میترسم که آینهای نتواند حقیقت تو را نشان دهد.
ما لَکَ تَعْصِی؟ وَ مُنادِی الْقَبولمِنْ قِبَلِ الْحَقِّ یُنادِی تَعال
هوش مصنوعی: چرا از اطاعت سرپیچی میکنی؟ در حالی که نداکنندهی پذیرش از جانب حق تو را فرا میخواند.
زندهٔ دلمرده ندانی که کیست؟آنکه ندارد به خدای اِشْتِغال
هوش مصنوعی: کسی که به دل مرده زندگی میدهد، را نمیشناسی؟ او تنها کسی است که دغدغهای نسبت به خدا ندارد.
عِزٌ کریمٌ أَحَدٌ لایَزولجَلٌّ قَدیمٌ صَمَدٌ لایَزال
هوش مصنوعی: وجودی باعزت و بخشنده است که هیچگاه زوال نمیپذیرد و قدرتی فراموشنشدنی دارد که در تمامی اوقات پایدار است.
پادشهان بر در تعظیم اودست برآورده به حکمِ سؤال
هوش مصنوعی: پادشاهان در برابر او احترام میگذارند و دست به سوی او دراز میکنند تا سوال بپرسند.
کَمْ حَزَنٍ فی بَلَدٍ بَلْقَعٍمَنَّ عَلَیْها بِسَحابٍ ثِقال
هوش مصنوعی: چقدر در دیاری بینشان، اندوه و غم وجود دارد که بر آن بارانی سنگین خوشحالی نازل شده است.
بار خدایی که درون صدفدُر کند از قطرهٔ آب زلال
هوش مصنوعی: پروردگارا، تو که در دل صدف، مروارید را از قطرهٔ آب پاک میسازی،
إِنْ نَطَقَ الْعارِفُ فی وَصْفِهِیَعْجِزُ عَن شَأْنِ عَدیمِ الْمِثال
هوش مصنوعی: اگر عارف بخواهد وصف او را بیان کند، در توصیف مقام و ویژگیهای او ناتوان و عاجز خواهد بود.
کار مگس نیست درین ره پریدبلکه بسوزد پَرِ عَنقا و بال
هوش مصنوعی: پرواز در این مسیر کار هر کس نیست و فقط مگس نمیتواند در آن پرواز کند. بلکه در این راه، شاید باید بالهای پرندهای افسانهای مانند عَنقا بسوزد.
کَمْ فَطِنٍ بادَرَ مُسْتَفْهِماًعادَ وَ قَدْ کَلَّ لِسانُ الْمَقال
هوش مصنوعی: چند نفری که با درک و توجه، سوال کننده را درک کرده و پاسخ دادند، اما سخن آنها به دلیل نداشتن مهارت بیان، ضعیف بود.
فهم بسی رفت و نبودش طریقوهم بسی گشت و نماندش مَجال
هوش مصنوعی: درک و فهم عمیق از موضوعی بسیار فراتر رفته و دیگر راهی برای تصورات و تخیلات باقی نمانده است.
لَو دَنَتِ الْفِکرةُ مِنْ حُجْبِهِلَاحْتَرَقَتْ مِنْ سُبُحاتِ الْجَلال
هوش مصنوعی: اگر اندیشه به مقام او نزدیک شود، از تابش جلالش میسوزد.
بر دل عُشّاقِ جمالش خوشستتلخی هجران به امید وصال
هوش مصنوعی: عاشقان زیبایی او، حتی تلخی جدایی را با امید به رسیدن دوباره به او تحمل میکنند.
أَصْبَحَ مِنْ غایةِ أَلْطافِهِیَجْتَرِمُ الْعَبْدُ وَ یُبْقِي النَّوال
هوش مصنوعی: او با نهایت لطف و محبتش باعث میشود که بنده خطا کند و در عین حال کرم و احسانش را همچنان بر جای بگذارد.
بنده دگر بر که کند اعتماد؟گر نکند بر کَرَمِ ذُوالجَلال
هوش مصنوعی: هیچ بندهای نمیتواند به کسی دیگر اعتماد کند اگر به لطف و کرم خداوند بزرگ اعتماد نکند.
إِنَّ مَقالي حِکَمٌ فَاعْتَبِرْمَوعِظةٌ تُسْمِعُ صُمَّ الْجِبال
هوش مصنوعی: سخن من پر از حکمت است، پس عبرت بگیر؛ این پندها حتی میتواند کوههای کر را به شنیدن وادار کند.
هر که به گفتار نصیحت کنانگوش ندارد بخورَد گوشمال
هوش مصنوعی: کسی که به نصیحت دیگران توجه نکند، باید عواقب کارش را ببیند و از آن درس گیرد.
بادیةُ الْمَحْشَرِ وادٍ عَمیقتَمْتَحِنُ النَّفْسَ وَ تُمْضِی الْجَمال
هوش مصنوعی: دشت محشر، درهای عمیق است که روح را آزمایش میکند و زیبایی را میبرد.
گر قدمت هست چو مردان بروور عملت نیست چو سعدی بنال
هوش مصنوعی: اگر مثل مردان قدم برمیداری، پیش برو، اما اگر نمیتوانی عمل کنی، مثل سعدی شکایت و ناله کن.
رَبِّ أَعِنِّی وَ أَقِلْ عَثْرَتیأَنْتَ رَجائی وَ عَلَیْکَ اتِّکال
هوش مصنوعی: ای پروردگارا، به من کمک کن و لغزشهایم را کم کن، تو امید منی و بر تو توکل دارم.