قصیدهٔ شمارهٔ ۶۱ - تغزل و ستایش صاحب دیوان
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت یک مجلس خاص اشاره میکند و میگوید که از هیچ چیزی به جز این زیبایی تمنایی ندارد. او به فرشتهای که به جمال مجلسش رشک میبرد اشاره میکند و بیان میکند که عشق و دلباختگی، آدمی را به شدت تحت تأثیر قرار میدهد. شاعر تأکید میکند که هیچکس در جهان به زیبایی معشوقش نمیرسد و بزه و درد عشق را ضروری میداند. او از مشکلی که دلباختگان با آن مواجه هستند، صحبت میکند و بر این باور است که در دنیای امروز، تنها مقصد واقعی، درگاه معشوق است. در نهایت، شاعر از مؤمن بودن و وفادار ماندن به عشقش سخن میگوید و بر این نکته تأکید میکند که میخواهد در عشق خود ثابتقدم باشد.
شبی و شمعی و گویندهای و زیباییندارم از همه عالم دگر تمنایی
هوش مصنوعی: شبی دارم که در آن شمعی نمیسوزد و گویندهای نیست. زیبایی نتوانم دید و از همه چیز دیگر در دنیا هیچ آرزویی ندارم.
فرشته رشک برد بر جمال مجلس منگر التفات کند چون تو مجلس آرایی
هوش مصنوعی: فرشتهای به زیبایی من در محفل حسرت میبرد اگر تو به این مجلس نگاه کنی و آن را آراستهسازی.
نه وامقی چو من اندر جهان به دست آیداسیر قید محبت، نه چون تو عذرایی
هوش مصنوعی: هیچ کس در دنیا همچون من، گرفتار محبت نیست و هیچ کس به زیبایی تو هم در عذابی چنین قرار ندارد.
ضرورتست بلا دیدن و جفا بردنز دست آنکه ندارد به حسن همتایی
هوش مصنوعی: ضروری است که انبوهی از مشقات و سختیها را از کسی تحمل کنی که هیچ کس به زیبایی او نمیرسد.
دلی نماند که در عهد او نرفت از دستسری نماند که با او نپخت سودایی
هوش مصنوعی: دلها در زمان او هیچکدام آرامش و آسایش نداشتند و هیچکسی نبود که با او همدلی نکرده باشد و دچار شور و شوق نشود.
قیامتست که در روزگار ما برخاستبه راستی که بلاییست آن نه بالایی
هوش مصنوعی: روزگار ما به قدری پر از مشکلات و چالشهاست که گویی روز قیامت فرارسیده است. واقعاً این وضعیت بلایی است بزرگ و فراگیر، نه اینکه به معنای دانایی یا پیشرفت باشد.
دگر چه بینی اگر روی ازو بگردانیکه نیست خوشتر از او در جهان تماشایی
هوش مصنوعی: اگر روی او را ترک کنی، دیگر چه چیزی را میتوانی ببینی در حالی که در دنیا هیچ چیز زیباتر از او وجود ندارد؟
وگر کنی نظر از دور کن که نزدیکستکه سر ببازی اگر پیشتر نهی پایی
هوش مصنوعی: اگر نگاهت را از دور برگردانی، باید بدانی که چیزی که میخواهی نزدیک است. اگر قدمی جلوتر برداری، ممکن است که به موفقیت برسی.
چنان مکابره دل میبرد که پنداریکه پادشاه منادی زده است یغمایی
هوش مصنوعی: چنان دل را به شور و شوق میآورد که گویی پادشاه ندا داده و همه چیز را در اختیار گرفته است.
ز رنج خاطر صاحبدلان نیندیشدکه پیش صاحب دیوان برند غوغایی
هوش مصنوعی: کسانی که دلهای حساس و نیکو دارند، به خاطر رنج و درد خود، فکر نمیکنند که چه مشکلاتی ممکن است برای صاحبدیوان به وجود بیاید و چه جنجالی در پیش است.
که نیست در همه عالم به اتفاق امروزجز آستانهٔ او مقصدی و ملجایی
هوش مصنوعی: در تمامی جهان امروز، تنها جایی که میتوان به آن پناه برد و آن را مقصدی مطمئن دانست، درگاه اوست.
اجلّ روی زمین کآسمان به خدمت اوچو بندهایست کمربسته پیش مولایی
هوش مصنوعی: مرگ مانند خدمتکاری است که در زمین و آسمان در انتظار فرمان است و مانند بندهای است که آماده انجام دستورهای مولایش است.
مراد ازین سخنم دانی ای حکیم چه بودسلامی ار نکند حمل بر تقاضایی
هوش مصنوعی: مراد من از این صحبت چیست، ای حکیم؟ اگر کسی سلامی نکند، به این معنی نیست که از چیزی درخواست دارد.
مراست با همه عیب این هنر بحمداللهکه سر فرو نکند همتم به هر جایی
هوش مصنوعی: من با تمام نقصها و عیوبی که دارم، خوشحالم که همت و ارادهام در هیچ شرایطی کم نمیشود و سرم را در برابر هر چیزی پایین نمیآورم.
خدای راست به عهد تو ای ولی زمانبر اهل روی زمین نعمتی و آلایی
هوش مصنوعی: ای ولی زمان، خداوند راستین به وعدهات وفا کرده و بر ساکنان زمین نعمتی بزرگ و زیبایی ارزانی داشته است.
کسان سفینه به دریا برند و سود کنندنه چون سفینهٔ سعدی نه چون تو دریایی
هوش مصنوعی: برخی از افراد کشتیها را به دریا میفرستند و از این راه سود میبرند، ولی این کار نه مانند کشتی سعدی است و نه شبیه به تو که خود دریایی.