شمارهٔ ۲
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و دلتنگی است. شاعر از درد و رنجی که عشق به معشوق به او میدهد صحبت میکند و گفتههایش نشان از ناامیدی دارد. او از عشق بینصیب و غم فراق میگوید و به محنتهایی که عشق بر او تحمیل کرده، اشاره میکند. شاعر آرزو دارد که به وصالی با معشوق دست یابد و این احساس را به زیبایی با توصیفاتی در مورد دستان و جلوههای معشوق بیان میکند. در نهایت، او به نابودی و بیپناهی خود در این عشق اشاره میکند و میگوید که اگر غم فراق معشوق نباشد، حسرتی دیگر نخواهد بود.
میندانم چه کنم چاره من این دستان راتا به دست آورم آن دلبر پردستان را
هوش مصنوعی: نمیدانم چه راهی پیدا کنم تا با این دستانم آن معشوق خوشچهره را به دست بیاورم.
او به شمشیر جفا خون دلم میریزدتا به خون دل من رنگ کند دستان را
هوش مصنوعی: او با ظلم و ستمش به قلب من صدمه میزند تا دستهایش را به رنگ خون دل من بیاراید.
من بیچاره تهیدستم از آن میترسمکه وصالش ندهد دست تهیدستان را
هوش مصنوعی: من فقیر و بیچیز هستم و از این میترسم که او به کسانی همچون من که در تنگدستی به سر میبرند، نرسد و محبتش را به ما عطا نکند.
دامن وصلش اگر من به کف آرم روزیندهم تا به قیامت دگر از دست آن را
هوش مصنوعی: اگر روزی بتوانم دامن وصالش را بگیرم، هرگز اجازه نمیدهم که این فرصت را از دست بدهم و حتی تا قیامت هم آن را حفظ خواهم کرد.
در صفاتش نرسد گرچه بسی شرح دهدطوطی طبع من آن بلبل پردستان را
هوش مصنوعی: هرچقدر هم که درباره ویژگیهای او بگویم، باز هم نمیتوانم به زیباییهای او اشاره کنم؛ زیرا طبع من مانند طوطی است که فقط از بلبلان زیبا سخن میگوید.
هوس اوست دلم را چه توان گفت اگردست بر سرو بلندش نرسد پستان را؟
هوش مصنوعی: خواستههای دل من را چگونه میتوان بیان کرد، وقتی که دستم به آن معشوق بلندقد نمیرسد و حسرت میخورم؟
نرگس مست وی آزار دلم میطلبدآنکه در عربده میآورد او مستان را
هوش مصنوعی: چشمان زیبا و مست او باعث دلنگرانی من میشود، زیرا او با شوریدگی خود، دیگران را به رویا و مستی میکشاند.
گر ببینم رخ خوبش نکنم میل به باغزانکه چون عارض او نیست گلی بستان را
هوش مصنوعی: اگر چهره زیبای او را ببینم، دیگر به باغ تمایلی ندارم، زیرا هیچ گلی در باغ به زیبایی چهره او نیست.
هر که دیدست نگارین من اندر همه عمربه تماشا نرود هیچ نگارستان را
هوش مصنوعی: هر کسی که زیبایی من را دیده باشد، در طول زندگیاش هیچ گالری یا نقاشی دیگری را برای تماشا نخواهد رفت.
نیست بر سعدی از این واقعه و نیست عجبگر غم فرقت او نیست کند هستان را
هوش مصنوعی: سعدی در اینجا میگوید که از این رویداد تعجبی نمیکند، زیرا اگر او دلتنگ جداییاش باشد، این برای دیگران هم ممکن است اتفاق بیفتد.