شمارهٔ ۴۰
هوش مصنوعی: در حدود ری، مردی دیوانه وجود داشت که به مدت یک سال و هر چند بار به شهر میآمد. او در مورد وضعیت زندگی مردم صحبت میکرد و میگفت که اگر شما راحت هستید و رنجی ندارید، برای من مشکلات و رنجهایم ادامه دارد. او به تفاوتهای زندگی اشاره میکرد و از شرایط مختلف در دماهای متفاوت سخن میگفت. در نهایت، او به این نتیجه میرسید که هر دو گروه، هم راحتی و هم رنج را تجربه کردهاند.
در حدود ری یکی دیوانه بودسال و مه کردی به کوه و دشت گشت
هوش مصنوعی: در اطراف ری، یک دیوانهای وجود داشت که سال و ماهها را در کوه و دشت میگذرانید و به گشت و گذار مشغول بود.
در بهار و دی به سالی یک دو بارآمدی در قلب شهر از طرف دشت
هوش مصنوعی: در فصل بهار و زمستان، سالی یک یا دو بار به قلب شهر از سمت دشت آمدی.
گفت ای آنان که تان آماده بودگاه قرب و بعد این زرینه طشت
هوش مصنوعی: ای کسانی که خود را برای نزدیک شدن به محبوب آماده کردهاید، باید بدانید که این زمان، لحظهای است که برای شما در نظر گرفته شده است.
توزی و کتان به گرما پنج و ششقندز و قاقم به سرما هفت و هشت
هوش مصنوعی: پارچهها و الیاف مختلف در دماهای متفاوت واکنشهای متفاوتی نشان میدهند. برای مثال، کتان و توزی در هوای گرم بهتر عمل میکنند، در حالی که قندز و قاقم مناسب هوای سرد هستند.
گر شما را بانوایی بد چه شد؟ور مرا بینوایی بد چه گشت؟
هوش مصنوعی: اگر شما به مقام و اصالت رسیدید، این چه مشکلی دارد؟ و اگر من به فقر و تنگدستی دچار شدم، این چه تاثیری دارد؟
راحت هستی و رنج نیستیبر شما بگذشت و بر ما هم گذشت
هوش مصنوعی: زندگی شما بدون مشکل و زحمت بوده و در عوض، ما هم سختیها و رنجها را تجربه کردهایم.