شمارهٔ ۱۵۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر حکیم، از دنیا و مادیات پرهیز میکند و هشدار میدهد که دنیا چیزی پایدار نیست. او تأکید میکند که برخی افراد از جنبههای فریبنده و ظاهری دنیا غافلند و زهر را در شکر نمیشناسند. شاعر به برادر خود توصیه میکند که از دنیا چشم بپوشد و به ارزشهای واقعی زندگی توجه کند، زیرا زمان به سرعت میگذرد و هیچ چیز دائمی نیست. در نهایت، بیان میکند که زندگی و مرگ هر دو بد هستند، چرا که هیچ چیز از ثروت و جواهرات باقی نمیماند.
دل مبند ای حکیم بر دنیاکه نه چیزیست جاه مختصرش
هوش مصنوعی: دل را به دنیا وابسته نکن ای حکیم، زیرا که دنیا چیز مهمی نیست و مقامش بسیار کوتاه و ناپایدار است.
شکر آنان خورند ازین غدارکه ندانند زهر در شکرش
هوش مصنوعی: اینان که از این خیانتکار لذت میبرند و شیرینی او را میچشند، از این موضوع بیخبرند که در این شیرینی، زهر نهفته است.
پیش ازان کز نظر بیفکندتای برادر بیفکن از نظرش
هوش مصنوعی: ای برادر، قبل از اینکه کسی از تو غافل شود، خودت به فکر دور کردن او از نظرت باش.
هیچ مهلت نمیدهد ایامکه نه برمیکند به یکدگرش
هوش مصنوعی: روزگار به کسی مهلت نمیدهد و زمان به هیچکس درنگ نمیکند تا لحظات را به هم پیوند دهد.
خرد بینش به چشم اهل تمیزکه بزرگی بود بدین قدرش
هوش مصنوعی: بینش و عقل افراد با درک و تمیز به خوبی مشخص میشود، و این نشاندهنده عظمت و بزرگی شخص است.
زندگانی و مردنش بد بودکه نماند و بماند سیم و زرش
هوش مصنوعی: زندگی و مرگ او به قدری ناخوشایند بود که نه زندگیاش باقی ماند و نه ثروت و طلاهایش.