حکایت شمارهٔ ۱
از حسن میمندی میپرسند که سلطان محمود که بندههای زیبا و جذابی دارد، چرا هیچکدام برایش مانند ایاز عزیز نیستند. او اشاره میکند که عشق و محبت واقعی به فردی بستگی دارد و اگر کسی مورد توجه سلطان باشد، حتی اگر بد رفتاری کند، همچنان در نظر او خوب و پسندیده خواهد بود. برعکس، اگر کسی از نظر سلطان بیفتد، حتی زیباترین افراد هم به نظر او ناپسند خواهند آمد. در نهایت، حسین میمندی تاکید میکند که نحوه نگاه ما به دیگران میتواند زیبایی یا زشتی را در آنها نمایان کند. اگر با نگاهی مثبت (ارادت) به چیزی نظر کنیم، آن را زیبا و ارزشمند میبینیم و بالعکس.
حسن میْمندی را گفتند: «سلطان محمود چندین بندهٔ صاحبجمال دارد که هر یکی بدیعِ جهانیاند. چگونه افتاده است که با هیچ یک از ایشان میل و محبتی ندارد، چنان که با اَیاز که حسنی زیادتی ندارد؟» گفت: «هر چه به دل فرو آید، در دیده نکو نماید.»
معنی «هر چه به دل فرو آید در دیده نکو نماید»: هرچه در خاطر نشیند، در چشم خوش آید.
هر که سلطان مریدِ او باشدگر همه بد کند، نکو باشد
هر کس که شاه دوستار و هواخواهِ وی باشد، اگرچه یکباره ستم و درشتی کند، به حرمتِ سلطان، داد و خوبی شمرده میشود؛
و آن که را پادشه بیندازدکَسش از خیل خانه ننوازد
و آن که شهریار وی را از نظرِ عاطفت دور کند، از هیچیک از چاکران و گماشتگان نیز احترام و نواخت نبیند.
کسی به دیدهٔ انکار اگر نگاه کندنشانِ صورتِ یوسف دهد به ناخوبی
اگر کسی به چشمِ بدبینی بنگرد، سیمای زیبای یوسف را هم به زشتی عیب کند؛
و گر به چشمِ ارادت نگه کنی در دیوفرشتهایت نماید به چشم کَرّوبی
ولی اگر به دیدهٔ دوستاری و هواخواهی در اهرمنِ زشتروی نگاه کنی، در نظر تو از ملائکهٔ مقرّب نماید.