حکایت شمارهٔ ۱۸
هوش مصنوعی: در این متن، یک توانگرزاده بر سر مزار پدرش نشسته و با پسر درویش در مورد عظمت گور پدرش بحث میکند. او به زیبایی و سنگینی قبر خود اشاره میکند و درویش پاسخ میدهد که با وجود گور مجلل، پدرش به بهشت رفته، در حالی که پدر توانگر در زیر آن سنگها نمیتواند حرکت کند. در ادامه، درویش تأکید میکند که کسی که در سختی و مشقت زندگی کرده، در لحظه مرگ راحتتر و سبکبارتر خواهد بود، برعکس کسی که در نعمت و آسایش زندگی کرده و مرگ برای او دشوارتر خواهد بود. در نهایت، او بیان میکند که آزادی یک اسیر بهتر از وضعیت یک امیر گرفتار است.
توانگرزادهای را دیدم بر سر گور پدر نشسته و با درویشبچهای مناظره در پیوسته که: صندوق تربت ما سنگین است و کتابه رنگین و فرش رخام انداخته و خشت پیروزه در او به کار برده. به گور پدرت چه ماند؟ خشتی دو فراهم آورده و مشتی دو خاک بر آن پاشیده.
هوش مصنوعی: نوجوان ثروتمندی را دیدم که بر سر قبر پدرش نشسته بود و بهطور مداوم با پسربچهای فقیر بحث میکرد. او میگفت که قبرشان با صندوقی سنگین، کتابهایی زیبا و فرشی از سنگ مرمر تزئین شده، در حالی که آن پسربچه فقیر جواب میداد که قبر پدرش فقط دو تکه آجر و کمی خاک دارد.
درویش پسر این بشنید و گفت: تا پدرت زیر آن سنگهای گران بر خود بجنبیده باشد، پدر من به بهشت رسیده بود.
هوش مصنوعی: درویش پسر این را شنید و گفت: وقتی پدرت زیر آن سنگهای سنگین حرکت میکرد، پدر من در بهشت بود.
خر که کمتر نهند بر وی باربیشک آسودهتر کند رفتار
هوش مصنوعی: خر اگر بار کمتری بر دوش داشته باشد، بیشک رفتاری راحتتر و آرامتر خواهد داشت.
مرد درویش که بار ستم فاقه کشیدبه در مرگ همانا که سبکبار آید
هوش مصنوعی: مرد درویش که بار سنگین ستم و مشکلات را تحمل کرده، در زمان مرگ با دلی سبک و آزاد خواهد رفت.
وآن که در نعمت و آسایش و آسانی زیستمردنش زین همه شک نیست که دشخوار آید
هوش مصنوعی: کسی که در رفاه و آرامش زندگی کرده است، مرگش به یقین با دشواری و سختی همراه خواهد بود.
به همه حال اسیری که ز بندی برهدبهتر از حال امیری که گرفتار آید
همیشه حال یک زندانی که از بند و زندان آزادمیشود حالش بهتر از پادشاه یا رییسی است که زندانیمیشود.