حکایت شمارهٔ ۲۱
حضرت سعدی حکایت جوانی عاشقپیشه و وارسته را بازگو میکند که با معشوقهاش بر کشتیای سوارند. آنان در دریا گرفتار گردابی بزرگ میشوند، ناخدا به کمک جوان میشتابد ولی جوان میگوید که او را رها کند و یارش را نجات دهد. جوان که اکنون در حال غرق شدن است، فریاد میزند و یادآوری میکند که هرگز در سختیها نباید یار و معشوقه را فراموش کرد تا ثابت کند عشق واقعی اینگونه است نه آنچه که مدعیان و تظاهرکنندگان به عشق میگویند و انجام میدهند. حضرت سعدی در این روایت به اهمیت وفاداری و عشق واقعی اشاره میکند و به این نتیجه میرسد که اگر کسی عاشق باشد، باید تمام توجهش تنها به یار و معشوق خودش باشد و تنها او را ببیند.
جوانی پاکباز و پاکرو بودکه با پاکیزهرویی در گرو بود
جوانی عاشق و نجیب به همراه دختری زیباروی بر کشتی سوار بودند.
چنین خواندم که در دریای اعظمبه گردابی درافتادند با هم
چنین شنیدم که در حین سفر و در دریایی بزرگ گرفتار گردابی شدند.
چو مَلّاح آمدش تا دست گیردمبادا کاندر آن حالت بمیرد
زمانیکه ناخدا دستش را برای کمک به جوان دراز کرد تا جان او را نجات دهد
همی گفت از میان موج و تشویرمرا بگذار و دست یار من گیر
پسر جوان در میان امواج و آشوب به ناخدا گفت، مرا فراموش کن و یار مرا نجات بده!
در این گفتن جهان بر وی برآشفتشنیدندش که جان میداد و میگفت:
در همین موقع، امواج بزرگتر و سهمگینتر شدند، جوان در حال غرق شدن بود ولی صدایش شنیده میشد که میگفت:
حدیث عشق از آن بطّال منیوشکه در سختی کند یاری فراموش
حقیقت و واقعیت عشق را هرگز در سخنان شخصی که به عشق تظاهر میکند و ادعای عاشقی دارد ولی در مشکلات، معشوق و یارش را فراموش میکند، نخواهی یافت.
چنین کردند یاران زندگانیز کار افتاده بشنو تا بدانی
عاشقان واقعی اینگونه بودند و چنین زندگی کرده اند، این را از کسی بشنو که تجربه های بسیاری دارد.
که سعدی راه و رسم عشقبازیچنان داند که در بغداد تازی
سعدی به همان خوبی و مهارتی که در بغداد به عربی فصیح و روان اشراف دارد، به همان اندازه نیز به راه و رسم درست عاشقی کردن اشراف و آگاهی دارد.
دلارامی که داری دل در او بنددگر چشم از همه عالم فرو بند
اگر معشوقی داری که با او در آرامشی و او را دوست داری، فقط به او متعهد باش و چشم از بقیه بردار.
اگر مجنون لیلی زنده گشتیحدیث عشق از این دفتر نبشتی
اگر مجنون که عاشق لیلی بود، الان زنده میشد، او نیز از عشق اینگونه مینوشت و آنرا همینطور که گفتیم تعریف میکرد.