غزل شمارهٔ ۱۲
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان عشق و علاقهاش به نالیدن دلسوز و حسرت دیدار یار میپردازد. او به زیبایی صبح و چهره معشوق اشاره میکند و بیان میکند که اگر دوباره او را ببیند، تا ابد شکرگزاری خواهد کرد. شاعر همچنین به مشکلات و ناکامیهای عاشقان اشاره میکند و میگوید که آنها باید صبر کنند تا به نوروز برسند. او به عقل و فهم عاشقان اشاره میکند که از عشق غافلند و در نهایت به این نکته میرسد که زمان، فرصتی برای لذتبردن از لحظهها را به ما میدهد و از ما میخواهد از امروز بهرهبرداری کنیم، زیرا دیروز رفته و فردا نامشخص است.
دوست میدارم من این نالیدن دلسوز راتا به هر نوعی که باشد بگذرانم روز را
هوش مصنوعی: من این صدای دلسوز را دوست دارم و میخواهم هر طور که شده، روزم را بگذرانم.
شب همه شب انتظار صبحرویی میرودکان صباحت نیست این صبح جهانافروز را
پس از سپری شدن روز، انتظار محبوبی را که رویش به سانِ صبح، روشن و درخشان است می کشم. زیرا صبحِ طبیعت، یعنی خورشید صبحگاهی که جان را بر می افروزد و روشن می کند به زیبایی روی معشوق نیست. [ شب همه شب = سراسر شب، هر شب / صباحت = جمال و زیبایی / در این بیت روی به صبح تشبیه شده است. ]
وه که گر من بازبینم چهر مهرافزای اوتا قیامت شکر گویم طالع پیروز را
چه زیباست اگر رویِ با محبّتِ او را ببینم. زیرا در آن صورت تا قیامت از بختِ پیروز خود سپاسگزار خواهم بود. [ وه = کلمهای است که برای تحسین و شگفتی بکار میرود، خوشا، نیکا / مهرافزا = افزاینده مهر و محبت / طالع = در لغت به معنی طلوعکننده، اما در اصطلاح نجوم جزوی است از منطقةالبروج که در وقتِ مفروض در افق شرقی باشد. اگر آن وقت ، زمانِ ولادت شخصی بود، آن را طالع مولود یا طالع آن شخص گویند. (فرهنگ اصطلاحات نجومی)، بخت و اقبال ] - منبع: شرح غزلهای سعدی
گر من از سنگ ملامت روی برپیچم زنمجان سپر کردند مردانْ ناوکِ دلدوز را
اگر من از ملامت که مثلِ سنگ به سویم پرتاب میشود، روی برگردانم، مرد نیستم . زیرا مردان در برابر تیر دلخراش، جان خویش سپر میکنند. خلاصه کلام: مردان که از جان خود میگذرند، من چرا از ملامت روی بگردانم. [ ناوک = تیر کوچک / دلدوز = آنچه موجب آزار و رنج دل گردد، دلخراش / ملامت به سنگ تشبیه شده است. ] - منبع: شرح غزلهای سعدی
کامجویان را ز ناکامی چشیدن چاره نیستبر زمستان صبر باید طالب نوروز را
کسانی که به دنبال موفقیت هستند باید سرخوردگی و ناامیدی را تحمل کنند. و کسانی که منتظر بهار هستند باید در زمستان صبر پیشه کنند.
عاقلان خوشهچین از سر لیلی غافلنداین کرامت نیست جز مجنون خرمنسوز را
خوشهچینان حسابگر و عاقل به دلیل توجّه به تمتّعِ آنی و مادّی خویش از آنچه در لیلی نهفته بیخبرند. این کارِ شگفت و بزرگ و تن به سختی دادن، جز از مجنونِ خرمنسوخته و هستی برباد داده برنمیآید. [ خوشهچین = درویش و فقیری را گویند که بعد از درو و جمعآوری محصول، خوشههای باقیمانده را برای خود جمع میکند. / کرامت = در لغت به معنی بزرگواری و بخشندگی است و در اصطلاح صوفیان، امر خارقالعادهای که به سبب عنایت خداوندی از سوی صوفیِ کامل و واصل صادر میشود. مثل اِخبار از معقّبات و اِشراف بر ضمایر و شفای بیماران و رام کردن درندگان و نظایر اینها ] - منبع: شرح غزلهای سعدی / دکتر محمدرضا برزگر خالقی / دکتر تورج عقدایی
عاشقان دین و دنیاباز را خاصیتیستکان نباشد زاهدان مال و جاهاندوز را
هوش مصنوعی: عاشقان حقیقی، چه در امور دین و چه در زندگی دنیوی، ویژگیای دارند که باعث میشود از مال و مقام و ثروت و قدرت زاهدان بیاعتنا باشند.
دیگری را در کمند آور که ما خود بندهایمریسمان در پای حاجت نیست دستآموز را
هوش مصنوعی: دیگران را در دامی بینداز که خود ما نیز بندگی میکنیم و لازم نیست برای برآورده شدن نیازهایمان به کسی وابسته باشیم.
سعدیا دی رفت و فردا همچنان موجود نیستدر میان این و آن فرصت شمار امروز را
هوش مصنوعی: در گذشته زندگی کردهایم و آینده نیز به دست ما نیست. بنابراین، بهتر است که از فرصتهای امروز استفاده کنیم و از زمانی که داریم، بهرهبرداری کنیم.