غزل شمارهٔ ۹۱
هوش مصنوعی: این متن شعر سعدی است که به اهمیت عشق و دوستی میپردازد. شاعر میگوید که سفر به سوی دوست هر چقدر هم طولانی باشد، ارزشمند است. او تأکید میکند که کسی که به محبوب نظر دارد، باید خود را از غرور و خودپسندی رها کند. همچنین اشاره میکند که اشک فقیر و دلسوخته، ارزش و معنی دارد و دیدن عشق و زیباییها نباید تنها از منظر ظاهر باشد. شاعر به این نکته میپردازد که در برابر مشکلات و دشمنیها، محبت و دوستی باید در پیش باشد و در نهایت، عشق و ارتباط حقیقی باید در عمق وجود انسانها شکل بگیرد.
سفر دراز نباشد به پای طالب دوستکه زندهٔ ابدست آدمی که کشتهٔ اوست
هوش مصنوعی: سفر طولانی برای کسی که به دنبال دوست است، سخت نیست؛ زیرا آدمی که به خاطر او جان سپرده، تا ابد زنده خواهد ماند.
شرابخوردهٔ معنی چو در سماع آیدچه جای جامه که بر خویشتن بدرّد پوست
معنی: حقیقت، معرفت / سماع: نغمه و آواز -> ٧١/٣ / کنایه: پوست بر خود دریدن (رنج فراوان بردن) / معنی: آن کس که شراب حقیقت و معرفت نوشیده باشد، وقتی که به پایکوبی برخیزد، از شوق، جامه نه، بلکه پوست بر تن خویش خواهد درید. - منبع: شرح غزلهای سعدی
هر آن که با رخ منظور ما نظر داردبه ترک خویش بگوید که خصم عربدهجوست
منظور: مقصود و مراد / نظر داشتن: توجه داشتن / عربدهجو: ستیزهجو / جناس اشتقاق: منظور، نظر / مجاز: منظور (معشوق) / معنی: هر کس به چهرهٔ محبوب مورد نظر ما توجهی داشته باشد، باید خویش را فدا سازد، زیرا او چونان دشمنی ستیزهکار و تندخوست. - منبع: شرح غزلهای سعدی
حقیر تا نشماری تو آب چشم فقیرکه قطره قطرهٔ باران چو با هم آمد جوست
تا: زنهار و آگاه باش / با هم آمدن: جمع شدن / جناس لاحق: حقیر، فقیر / تلمیح: اشاره است به ضربالمثل «قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود» / معنی: مبادا به اشک چشم درویش بیتوجّه بمانی و آن را به چیزی نشماری، از آن روی که قطرات اشک او وقتی به هم پیوست جوی میشود. - منبع: شرح غزلهای سعدی
نمیرود که کمندش همیبَرَد مشتاقچه جای پند نصیحتکنانِ بیهدهگوست
مشتاق: شیفته و عاشق / که: بلکه / معنی: مشتاق دوست، خود نمیرود، بلکه کمند عشق او را میبرد و دیگر جایی برای اندرزهای نصیحتکنندگان یاوهسرای باقی نمیماند. - منبع: شرح غزلهای سعدی
چو در میانهٔ خاک اوفتادهای بینیاز آن بپرس که چوگان از او مپرس که گوست
چوگان و گوی: -> ١٧/١ / کنایه: بر خاک افتاده (عاشقِ زار و ناتوان) / معنی: وقتی در میان راه افتادهای را دیدی، از معشوق که مثل چوگان ضربه زده است بپرس که این افتاده کیست، نه از افتاده که همانند گوی ضربه خورده و حیران است. - منبع: شرح غزلهای سعدی
چرا و چون نرسد بندگان مخلص رارواست گر همه بد میکنی بکن که نکوست
چرا و چون: بحث و گفتگو، مناقشه و چگونگی / مخلص: خالص و بیریا / تضاد: بد، نیکو / جناس اشتقاق: بکن، میکنی / معنی: چون و چرا کردن و دلیل خواستن، حق بندگان مخلص نیست، اگر تو یکسره با ما بدرفتاری کنی نیکوست، همان کن که خواهی. - منبع: شرح غزلهای سعدی
کدام سرو سهی راست با وجود تو قدرکدام غالیه را پیش خاک پای تو بوست
سرو سهی: ١٣/١٤ / قدر: ارزش واعتبار / غالیه: ٨٩/٦ / تشبیه تفضیلی: برتری قامت و خاک پای معشوق بر سرو و غالیه / ایهام تبادر: راست (مرکّب از «را+است»)، راست در معنی (مستقیم) را به ذهن متبادر میکند. / معنی: کدام سرو راستقامت با بودن راستی قامت تو قدر و منزلتی دارد؟ و کدام غالیه در برابر خاک خوشبوی کوی تو میتواند ادّعای خوشبویی کند؟ - منبع: شرح غزلهای سعدی
بسی بگفت خداوند عقل و نشنیدمکه دل به غمزهٔ خوبان مده که سنگ و سبوست
خداوند عقل: صاحب عقل، دانا / غمزه: ناز و عشوه، اشاره به چشم و ابرو / خوبان: جمعِ خوب، زیبارویان / کنایه: دل دادن (عاشق و شیفته شدن)، سنگ و سبو (تعبیر از آنکه دو مخالف برابر یکدیگر قرار گیرند، پایداری و فناپذیری) / تشبیه مرکّب: دل به غمزه خوبان دادن به سنگ و سبو مانند شده است. / تضادّ معنوی: سنگ و سبو / معنی: آن که خرد و عقلی داشت، مرا بسیار نصیحت کرد که دل به کرشمه و ناز خوبان دادن، همانند قرار دادن کوزه است در برابر سنگ. (اما دریغا که به نصایح او گوش فرا ندادم!) - منبع: شرح غزلهای سعدی
هزار دشمن اگر بر سرند سعدی رابه دوستی که نگوید به جز حکایت دوست
به دوستی: قسم به دوستی / دوست: معشوق و محبوب / تضاد: دشمن، دوست / جناس زاید: دوستی، دوست / ایهام: بر سر ١-افزون و بیشتر ٢-بر سر و روی. / معنی: اگر بیش از هزار دشمن بر سر سعدی گرد آیند، به دوستی سوگند که او جز حدیث دوست چیزی نخواهد گفت. - منبع: شرح غزلهای سعدی
به آب دیدهٔ خونین نبشته قصهٔ عشقنظر به صفحهٔ اوّل مکن که توبرتوست
توبرتو: لابهلا، به دنبال هم، فراوان و بسیار. / تناسب: نوشتن، صفحه / معنی: داستان عشق با اشک خونین نوشته شده است. فقط به صفحهٔ اوّل و آغاز عاشقی منگر، همهٔ آن را مطالعه کن تا دریابی که حکایت عشق لایهبهلایه است و زیر هر لایه سوز و گدازی دیگر وجود دارد. - منبع: شرح غزلهای سعدی / دکتر محمدرضا برزگر خالقی / دکتر تورج عقدایی