غزل شمارهٔ ۹۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و زیبایی محبوبش میگوید. او اشاره میکند که در خواب به یاد محبوبش بوده و حالا با او روبهرو شده است. شاعر به زیباییهای محبوب مانند هلال و سرو بلند اشاره میکند و از عشق و شیفتگیاش سخن میگوید. او ابراز میکند که در این عشق، دیگر به چیز دیگری نمیاندیشد و تنها در پی محبوبش است. شاعر همچنین توجه میکند که شاید دیدن محبوب چون خواب و خیال باشد و از چنین افکاری آزرده خاطر است.
گفتم مگر به خواب ببینم خیال دوستاینک علی الصباح نظر بر جمال دوست
گفتم: ای کاش خیال دوست را به خواب ببینم، امّا شگفتا که اکنون در بامدادان نگاهم بر جمال دوست افتاده است. [ خیال = تصوّر چیزی که که در پیش چشم نباشد، تصویر معشوق / اینک = اکنون / علیالصباح = قید زمان است به معنی بامدادان، هنگام صبح / نظر = نگاه / جمال = حسن و زیبایی ] - منبع: شرح غزلهای سعدی
مردم هلال عید ندیدند و پیش ماعیدست و آنک ابروی همچون هلال دوست
مردم برای ورود به عید باید هلال عید را مشاهده کنند. امّا در نزد ما اکنون عید است و نشانهٔ آن ابروی همچون هلال دوست است. [ عید = مراد عید فطر است / آنک = قید زمان است به معنی اکنون، حالا ] - منبع: شرح غزلهای سعدی
ما را دگر به سرو بلند التفات نیستاز دوستی قامت بااعتدال دوست
ما از زمانی که با قامت معتدل یار دوستی یافتهایم، دیگر به قامت بلند سرو توجّهی نداریم. [ التفات = توجّه و عنایت / بااعتدال = موزون و متناسب ] - منبع: شرح غزلهای سعدی
زان بیخودم که عاشق صادق نباشدشپروای نفس خویشتن از اشتغال دوست
از آن روی از خود بیخود گشتهام که دوستدار راستین از پرداختن به دوست فارغ نمیشود تا به خود توجّه و التفاتی داشته باشد. [ بیخود = بیخویش و بیقرار / پروا = توجّه / اشتغال = سرگرم کردن و مشغول داشتن ] - منبع: شرح غزلهای سعدی
ای خواب، گرد دیده سعدی دگر مگردیا دیده جای خواب بود یا خیال دوست
ای خواب، دیگر در اطراف دیدگان سعدی پرسه مزن، زیرا چشمان او جای خیال دوست است و ناگزیر جایی برای خواب در آن وجود ندارد. - منبع: شرح غزلهای سعدی / دکتر محمدرضا برزگر خالقی / دکتر تورج عقدایی