غزل شمارهٔ ۱۳۸
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به بیان احساساتش پس از از دست دادن عشق میپردازد. او میگوید که عشق در دلش باقی مانده، اما محبوبش رفته است. دوستانش هم قدرتی برای کمک ندارند و او در حسرت روزهای گذشته به سر میبرد. بخت و قدرت و ثروتش نیز در این غم از دست رفته است. عشق، آرزو و هوس در سر دارد، اما صبر و آرامش را از دست داده است. او در مییابد که با وجود درد و رنج، دیگران نیز در وضعیتش هستند. در پایان، او اشاره میکند که عشق در کنار یار آسان است، اما حالا که یار از دست رفته، عشق بیمعنا شده است.
عشق در دل ماند و یار از دست رفتدوستان دستی، که کار از دست رفت
معنی: دوستی و عشق در دل ماند، ولی یار راه جدایی گزید و رفت. ای دوستان، همتی کنید که کار عاشقی از حد گذشت. [ یار ازدست رفت: یار از پیش ما رفت و جدا شد / دستی: یاری و کمکی/ کنایه: کار از دست رفتن (بیسامان شدن کار، اختیار از دست رفتن) / آرایهٔ تکرار: دست / جناس زاید : دست، دوست ] - منبع: شرح غزلهای سعدی
ای عجب گر من رسم در کام دلکی رسم چون روزگار از دست رفت؟
معنی: شگفتا اگر بتوانم به کار و بار دل و عاشقی دست یابم! هرگز نمیتوانم، زیرا عمر و روزگار را از دست دادهام و زمانی برای این کار ندارم. [ به کار دل رسیدن: مشغول کار دل شدن، به دل توجه کردن./ کنایه: از دست رفتن ( گذشتن و سپری شدن) ] - منبع: شرح غزلهای سعدی
بخت و رای و زور و زر بودم دریغکاندر این غم هر چهار از دست رفت
معنی: بخت و اقبالی و اندیشه و ثروت و قدرتی داشتم، اما صد حیف که این چهار چیز را در غم عشق از دست دادم! [جناس زاید: زور، زر] - منبع: شرح غزلهای سعدی
عشق و سودا و هوس در سر بماندصبر و آرام و قرار از دست رفت
مهرورزی و خیال عشق و تمایل به آن در دل ماند و در مقابل، شکیبایی و آرامش و قرار از دست رفت.
گر من از پای اندرآیم گو درآیبهتر از من صد هزار از دست رفت
اگر من در راه عشق از پای در آیم اهمیتی ندارد، زیرا هزاران نفر بهتر از من در این راه از دست رفتهاند. [ کنایه: از پا در آمدن، افتادن، بیچاره و درمانده شدن ] - منبع: شرح غزلهای سعدی
بیم جان کاین بار خونم میخوردور نه این دل چند بار از دست رفت
معنی: این بار بیم آن دارم که جانم را بر سر کار عشق گذارم. نگران دل نیستم، زیرا آن را چند بار از دست دادهام. [ کنایه: خون خوردن (غم و اندوه بسیار بردن) ] - منبع: شرح غزلهای سعدی
مرکب سودا جهانیدن چه سود؟چون زمام اختیار از دست رفت
چه سود که اسب خیال را به حرکت درآورم؟ زیرا عنان اختیار را از دست دادهام. - منبع: شرح غزلهای سعدی
سعدیا با یار عشق آسان بودعشق باز اکنون که یار از دست رفت
ای سعدی، عشق ورزیدن با یاری که در پیشت حاضر است آسان است، اگر عاشق صادقی، اینک که یار از دست رفته و غایب است عشق بورز. - منبع: شرح غزلهای سعدی / دکتر محمدرضا برزگر خالقی / دکتر تورج عقدایی