غزل شمارهٔ ۱۸۰
هوش مصنوعی: غزلی با مضامین عاشقانه و دلانگیز که در آن شاعر به پردهنشینی و زیبایی معشوق اشاره میکند. او میگوید که این زیبایی قابل تحمل نیست و نشان میدهد که عشق به معشوق دائماً بر دلها فشار میآورد. شاعر به شکایت از دوری و فراق میپردازد و برای توصیف احساسات شدید خود از طبیعت و تغییرات جوی بهره میگیرد. در نهایت، او امیدوار است که روزی با بازگشت معشوق، زندگیاش جوان تازهای بگیرد و تغییرات مثبتی در زندگیاش ایجاد شود.
انصاف نبود آن رخ دلبند نهان کردزیرا که نه روییست کز او صبر توان کرد
معنی: اینکه معشوق چهرهٔ دلربای خویش را پنهان کرد،
انصاف نبود؛ زیرا چهرهٔ او رویی نیست که بشود آن را ندید و شکیبا ماند. - منبع: شرح غزلهای سعدی
امروز یقین شد که تو محبوب خداییکز عالم جان این همه دل با تو روان کرد
معنی: امروز بر من مسلّم شد که تو مورد توجه خدایی
و او تو را دوست دارد؛ زیرا خدا از عالم جان دلهای بیشماری را برای عشق ورزیدن
به تو همراهت روانه کرده است. - منبع: شرح غزلهای سعدی
مشتاق تو را کی بود آرام و صبوری؟هرگز نشنیدم که کسی صبر ز جان کرد
معنی: چگونه ممکن است دوستدار و مشتاق تو شکیبا
بماند؟ تو مثل جان هستی و هیچ کس نمیتواند دور از جان صابر بماند. - منبع: شرح غزلهای سعدی
تا کوه گرفتم ز فراقت مژهام آبچندان بچکانید که بر سنگ نشان کرد
هوش مصنوعی: در اثر دوری تو، چنان اشکی ریختم که به کوه رسید و بر سنگها نشانهای از آن باقی ماند.
زنهار که از دمدمهٔ کوس رحیلتچون رایت منصور چه دلها خفقان کرد
معنی: بدان که وقتی صدای نواخته شدن طبل کوچ تو
شنیده شد، دلهای بسیاری مثل درفش پیروز پادشاه به حرکت درآمد. - منبع: شرح غزلهای سعدی
باران به بساط اول این سال بباریدابر این همه تأخیر که کرد از پی آن کرد
معنی: باران فقط در آغاز این سال به گستره زمین
بارید و تأخیر و دیرکردِ ابر در باریدن برای آن بود که، - منبع: شرح غزلهای سعدی
تا در نظرت باد صبا عذر بخواهدهر جور که بر طرف چمن باد خزان کرد
معنی: تا باد صبا فرصت بیابد و در پیش تو از ستمی
که باد خزانی به چمنزاران کرده است، عذر بخواهد. - منبع: شرح غزلهای سعدی
گل مژدهٔ بازآمدنت در چمن انداختسلطان صبا پُر زر مصریش دهان کرد
معنی: گل خبر خوش بازآمدنت را در چمن پخش کرد به
همین مناسبت باد صبا چونان فرمانروایی دهان گل را به مژدگانی آن خبر خوش پر از طلای
ناب کرد. / . گل: گل سرخ / زر مصری: «زر خالص تمام عیار،
در ملک مغرب کانی است که زر بهتر حاصل نمیشود، چون مصر به ملک مغرب قرب دارد،
بیشتر از مغرب به مصر فروخته میشود؛ لهذا زر مذکور را به مصر نسبت کنند.» (لغتنامه) - منبع: شرح غزلهای سعدی
از دامن کُه تا به در شهر بساطیاز سبزه بگسترد و بر او لالهفشان کرد
معنی: (باد صبا) از دامنه کوه تا دروازه شهر فرشی
از سبزه پهن کرد و روی آن لالهافشانی کرد. - منبع: شرح غزلهای سعدی
شاید که زمین حله بپوشد که چو سعدیپیرانه سرش دولت روی تو جوان کرد
معنی: شایسته است که زمین لباس حریر سبزه به تن
کند؛ زیرا دولت دیدار تو (معشوق) زمین را مثل سعدی در سر پیری جوان و تازهروی کرده
است. - منبع: شرح غزلهای سعدی / دکتر محمدرضا برزگر خالقی / دکتر تورج عقدایی