غزل شمارهٔ ۱۸۹
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر حسرت و اندوه شاعر در دل عاشقانهاش است. شاعر به تألم از دوری و جدایی از معشوق پرداخته و احساس میکند که اگر نتواند به عشق خود دست یابد، درد و رنجش بیشتر خواهد شد. او از زیباییها و لذتهای زندگی یاد میکند که در غیاب معشوق بیمعنا هستند. همچنین، شاعر به ناامیدی از رسیدن به وصال عشق اشاره میکند و تأکید میکند که اگر دوری و فاصله دائمی باشد، هجر را بر میگزیند. در نهایت، او به سختکوشی برای رسیدن به معشوق و ارزشهای خود میپردازد و میگوید که کسی نمیتواند بدون تلاش به عشق و وصال دست یابد.
آه اگر دستِ دلِ من به تمنا نرسدیا دل از چنبرِ عشقِ تو به من وا نرسد
معنی: آه و حسرت، اگر دلم با دستان
خویش دامن تمنای تو را نگیرد و به کام نرسد! و فریاد اگر دلم از عشق تو که چنبروار آن را احاطه کرده، رهایی نیابد و به من
بازنگردد! - منبع: شرح غزلهای سعدی
غم هجران به سَویّتتر از این قسمت کنکاین همه درد به جانِ منِ تنها نرسد
معنی: ای محبوب من، غم هجران خویش
را به گونهای مساویتر و درستتر تقسیم کن تا این همه درد و غم هجران نصیب من
تنها نگردد. - منبع: شرح غزلهای سعدی
سروبالای منا! گر به چمن بَر گذریسروِ بالای تو را سرو به بالا نرسد
معنی: ای سرو بالای من اگر از
چمنزاران بگذری آشکار خواهد شد که سرو بستانی به قامت بلندت نمیرسد. - منبع: شرح غزلهای سعدی
چون تویی را چو منی در نظر آید هیهاتکه قیامت رسد این رشته به هم یا نرسد
معنی: بعید است زیبارویی چون تو به
عاشقی چون من نظر افکند! زیرا وقتی قیامت فرا میرسد، معلوم نیست که پیوند میان من
و تو برقرار بشود یا نشود. - منبع: شرح غزلهای سعدی
زآسمان بگذرم اَر بر منت اُفتد نظریذره تا مِهر نبیند به ثریا نرسد
معنی: اگر به من التفاتی کنی، سر بر
آسمان میسایم. آری، تا خورشید بر ذره نتابد نمیتواند تا خوشه پروین بالا رود. / ايهام: مهر ۱- محبت ۲- خورشید که در این صورت با
ذره متناسب است؛ زیرا ذراتی که در هوا سرگردانند، به طرف خورشید صعود کرده جذب آن
میشوند؛ چون قدما معتقد بودند این ذرات از خورشید جدا شدهاند و دوباره میروند
تا به اصل خود بپیوندند. - منبع: شرح غزلهای سعدی
بر سر خوانِ لبت دستِ چو من درویشیبه گدایی رسد آخر چو به یغما نرسد
معنی: اگر دست درویشی چون من نتواند
از مایدهٔ لبانت به زور و غارت بهرهمند گردد ناگزیر به گدایی به سوی آن دراز خواهد
شد. - منبع: شرح غزلهای سعدی
ابرِ چشمانم اگر قطره چنین خواهد ریختبوالعجب دارم اگر سیل به دریا نرسد
معنی: اگر چشمانم بهسان ابری این
چنین قطرات اشک را فرو ریزد، در شگفتم اگر سیل به جانب دریا جاری نگردد. - منبع: شرح غزلهای سعدی
هجر بِپْسندم اگر وصل میسر نشودخار بردارم اگر دست به خرما نرسد
معنی: اگر وصل ممکن نباشد، هجران او
را هم دوست دارم و میپسندم و اگر نتوانم به خرمای وصال او دست یابم خار هجران او
را برمیگزینم. - منبع: شرح غزلهای سعدی
سعدیا! کنگرهٔ وصل بلندست و هر آنکپای بر سر ننهد دست وی آن جا نرسد
معنی: ای سعدی، برج و باروی وصال
بلند است و هر کسی که پای بر سر خویش نگذارد و از سر خویش نردبانی نسازد نمیتواند
بر بلندای آن برسد. / کنگره: دندانههای بالای دیوار قصر و قلعه / ایهام: پای بر سر ننهد ۱- مفهوم حقیقی آن (پا را زیر
سر نهادن برای رسیدن) ۲- مفهوم کنایی آن (ترک
سر کردن). - منبع: شرح غزلهای سعدی / دکتر محمدرضا برزگر خالقی / دکتر تورج عقدایی