غزل شمارهٔ ۲۳۷
هوش مصنوعی: این شعر به عشق و دوستی اشاره دارد و بر اهمیت وفاداری و توجه به محبتی که داریم تأکید میکند. شاعر میگوید که باید آزادی و اختیار در روابط عاشقانه را شناسایی کنیم و از کسانی که در غم دیگران به بیگانگان راز میگویند، دوری کنیم. همچنین تاکید میکند که در عشق، نباید به شهرت یا نام نیک فکر کنیم، زیرا عشق واقعی در مکانهای ساده و غیررسمی نیز وجود دارد. شاعر به نقش قاضی در امور عاشقان اشاره میکند و میگوید که باید در این زمینه با دقت عمل کرد. در نهایت، او به شرایط خاصی که در زندگی عاشقانه وجود دارد و ضرورت توجه به آنها میپردازد.
یار باید که هر چه یار کندبر مراد خود اختیار کند
مراد: آرزو خواست / اختیار کردن: برگزیدن و
پسندیده داشتن. / معنی: دوست کسی است که هر چیز را که یار برگزید آن را بر خواست
خویش ترجیح دهد. - منبع: شرح غزلهای سعدی
زینهار از کسی که در غم دوستپیش بیگانه زینهار کند
زینهار (اول) شبه جمله است، بپرهیز و برحذر باش /
زینهار کردن: امان خواستن، پناه جستن / جناس تام و ردّ الصدر على العجز: زینهار /
تضاد: دوست، بیگانه. / معنی: بر حذر باش از دوستی که از
اندوه یار در پیش بیگانگان شکوهای کند و از آنان امان بخواهد! - منبع: شرح غزلهای سعدی
بار یاران بکِش که دامنِ گلآن بَرَد کاحتمالِ خار کند
احتمال کردن: تحمل و بردباری کردن / کنایه: بار
کسی را کشیدن (درد و رنج کسی را تحمل کردن) / استعاره مکنیه: دامن گل / جناس لاحق:
بار، یار، خار / تناسب: گل، خار / جناس خط: بار، یار / معنی: جور یار را تحمل کن؛
زیرا کسی میتواند دامنی از گل فراهم آورد که بتواند نیش خار را تحمل نماید. - منبع: شرح غزلهای سعدی
خانه عشق در خراباتستنیکنامی در او چه کار کند ؟
خرابات: -> ۲۸٫۱ / تشبیه: عشق به خانه (اضافه
تشبیهی) / معنی: سرمنزل عشق کوی خرابات است. نیکنامی در خرابات که جای رندان عاشق
است، چه ارزشی خواهد داشت و چه کاری میتواند کرد؟ - منبع: شرح غزلهای سعدی
شهربند هوای نفس مباشسگ شهر استخوان شکار کند
کنایه: شهربند (زندانی و گرفتار) / تشبیه مرکب:
مصراع اول مشبّه، مصراع دوم مشبّهبه. / معنی: اسیر و زندانی هوای نفس و آرزوهای
باطل خویش مباش؛ زیرا سگانی که در شهر زندگی میکنند چیزی جز استخوان نصیبشان نمیشود. - منبع: شرح غزلهای سعدی
هر شبی یار شاهدی بودنروز هشیاریت خمار کند
شاهد: معشوق زیبا / خمار: ملالت و سردردی که ساعتی
پس از خوردن شراب و زایل شدن نشئه آن عارض میشود که با نوشیدن جامی دیگر این خماری
برطرف میگردد. / تضاد معنوی: هشیاری، خمار / معنی: اگر هر شب با شاهدی سپری کنی و
عمر در شاهدبازی به سر بری، در روز هوشیاری در اندوه عمر از دست رفته خمارآلوده و پریشانی. - منبع: شرح غزلهای سعدی
قاضی شهر عاشقان بایدکه به یک شاهد اختصار کند
اختصار کردن: بسنده و اکتفا کردن. / آرایه استخدام:
شاهد ۱ - در پیوند با قاضی، آن که شهادت دهد ۲ - در پیوند با عاشقان، معشوق. / معنی:
آن قاضی که در شهر عاشقان به داوری میپردازد باید برخلاف رسم و سنت، که برای داوری به دو شاهد نیاز هست، به یک شاهد
برای شهادت یا به یک معشوق بسنده نماید. - منبع: شرح غزلهای سعدی
سر سعدی سرای سلطانستنادر آن جا کسی گذار کند
سرّ: درون و نهان / نادر: قید، به ندرت و کمتر. / مجاز:
سر (دل) سلطان (عشق) / واجآرایی: تکرار حرف «س». / معنی: محل راز سعدی، یعنی
دل او، جایی است که سلطان عشق در آن منزل دارد و بعید است که کسی بتواند در سراپرده سلطان عشق راه
یابد. - منبع: شرح غزلهای سعدی / دکتر محمدرضا برزگر خالقی / دکتر تورج عقدایی