غزل شمارهٔ ۲۸۶
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی عشق و انتظار را بیان میکند. شاعر از معشوقش که وعده شکسته، گلهمند است و میگوید که اگر آن معشوق با وعدهاش بیاید، جانش را از دست خواهد داد. او میگوید که هر شب، روزی به خاطر جمال معشوقش روشن میشود و همه غمها را با امید به تریاقی برای دردها پیش بینی میکند. شاعر به بندگی خود اشاره میکند و از خداوندی با اخلاق نیکو و سیرت خوب میخواهد. زیبایی معشوقش چنان است که حتی اگر همه زیبارویان جمع شوند، جمال او برتر است. او عشق را به بخل و احسان دیگران ترجیح میدهد و نگران است که شرافت معشوقش در صورت رفتن محو شود. در نهایت، شاعر میگوید که عشق واقعی نیاز به فداکاری دارد و کسی که حاضر به جانفشانی نیست، شایسته عشق نیست.
اگر آن عهدشکن با سر میثاق آیدجان رفتهست که با قالب مشتاق آید
AI: اگر آن فرد پیمانشکن دوباره به سر وعدهاش برگردد، جان آدمی که در انتظار اوست، رفته و از دست رفته است. (تصحیح AI: اگر آن فرد پیمانشکن دوباره به سر وعدهاش برگردد، آدمی که در انتظار اوست، گویا جان رفتهاش به کالبد مشتاق بازمیگردد.)
همه شبهای جهان روز کند طلعت اوگر چو صبحیش نظر بر همه آفاق آید
هوش مصنوعی: هر شب در جهان نور چهره او باعث روشنایی میشود، اگر او همچون صبحی بر همه جا نظر افکند.
هر غمی را فرجی هست ولیکن ترسمپیش از آنم بکشد زهر که تریاق آید
هوش مصنوعی: هر درد و اندوهی بعد از مدتی برطرف میشود، اما من نگرانم که قبل از اینکه راه حل بیاید، درد و غم مرا از پا درآورد.
بندگی هیچ نکردیم و طمع میداریمکه خداوندی از آن سیرت و اخلاق آید
هوش مصنوعی: ما هیچ خدمت و عبادتی انجام ندادهایم، اما همچنان امید داریم که خدای بزرگ و صاحب صفات نیکو به ما رحمت کند.
گر همه صورت خوبان جهان جمع کنندروی زیبای تو دیباچه اوراق آید
هوش مصنوعی: اگر همه زیباییهای دنیا را جمع کنند، زیبایی چهرهات مانند مقدمهای بر صفحات خواهد بود.
دیگری گر همه احسان کند از من بخل استوز تو مطبوع بود گر همه احراق آید
هوش مصنوعی: اگر کسی تمام خوبیها را به من انجام دهد، برای من بخل محسوب میشود و اگر از تو بدی هم بیاید، باز هم برای من خوشایند است.
سرو از آن پای گرفتهست به یک جای مقیمکه اگر با تو رود شرمش از آن ساق آید
هوش مصنوعی: سرو به خاطر زیبایی و استقامتی که دارد در یک مکان ثابت مانده است. اگر با تو بیاید، از زیبایی تو شرمنده خواهد شد.
بی تو گر باد صبا میزندم بر دل ریشهمچنان است که آتش که به حراق آید
هوش مصنوعی: بدون تو اگر نسیم صبایی به سراغ دل زخمخوردهام بیاید، مثل آتش است که به کندهسوزی که در حال سوختن است برسد.
گر فراقت نکشد جان به وصالت بدهمتو گرو بردی اگر جفت و اگر طاق آید
تصحیح AI: اگر جدایی تو جانم را نگیرد، برای وصالت خود را فدای تو میکنم. تو اگر (طاسهایت) جفت باشد یا تنها (تک)، دلبران را به چنگ آوردهای.(این قمار عاشقانه را بردهای.)
سعدیا هر که ندارد سر جانافشانیمرد آن نیست که در حلقه عشاق آید
هوش مصنوعی: ای سعدی! هر کسی که جان خود را فدای عشق نکند، به راستی مرد عشق و محبت نیست و نمیتواند در جمع عاشقان قرار گیرد.