غزل شمارهٔ ۲۹۴
هوش مصنوعی: این شعر به مفاهیمی چون عشق، بیداری و زهد اشاره دارد. شاعر به تغییراتی در احساسات و وضعیت خود میپردازد و میگوید که در دنیای عشق، عطر گلزار میتواند بر خاصیت گلاب عطار غلبه کند. او از خفتگان بیدار میشود و به بیداری بلبلان در سحر میپردازد. شاعر به زهد خود اشاره میکند و از رنگی شدن در عشق صحبت میکند و میگوید که باید از زهد و ریا دور شد. عاشقانه به معشوقهاش دعوت میکند تا احساساتش را با او شریک کند و در نهایت بر این نکته تأکید میکند که هیچ چیز را به خاطر دنیای مادی و آخرت نخواهد فروخت، بلکه عشق را به عنوان ارزش اصلی خود میداند.
آمد گه آن که بوی گلزارمنسوخ کند گلاب عطار
AI: زمان آن رسیده است که عطر گلستان دیگر قدیمی شود و گلاب عطار به پایان برسد. (تصحیح AI: زمان آن رسیده است که عطر گلستان دورهٔ گلاب عطار را به پایان برساند.)
خواب از سر خفتگان به در بُردبیداریِ بلبلان اسحار
هوش مصنوعی: بلبلان در سحرگاهان با آوازهای دلنواز خود، خواب را از سر کسانی که خوابآلود هستند، میربایند و آنها را به بیداری دعوت میکنند.
ما کلبهٔ زهد برگرفتیمسجاده که میبرد به خمار؟
معنی: ما بساط زاهدی برچیدیم. چه
کسی سجّادهٔ ریاکاری را به نزد بادهفروش میبرد؟ - منبع: شرح غزلهای سعدی
یکرنگ شویم تا نباشداین خرقهٔ سترپوش زنار
معنی: از این پس یکرنگی پیش میگیریم
تا این خرقهٔ ریایی پوششی برای زنّار پنهان ما نباشد. - منبع: شرح غزلهای سعدی
برخیز که چشمهای مستتخفتهست و هزار فتنه بیدار
هوش مصنوعی: بیدار شو، زیرا چشمان بیخبر تو بستهاند و هزاران مشکل و فتنه در حال بیدار شدن هستند.
وقتی صنمی دلی ربودیتو خلق ربودهای به یک بار
AI: وقتی که تو دل کسی را به خود مشغول کردی، انگار که همه مردم را در یک لحظه تحت تأثیر قرار دادی. (تصحیح AI: وقتی زیبارویی دل کسی را به خود مشغول کرد، اما تو همه مردم را در یک لحظه تحت تأثیر قرار دادی.)
یا خاطر خویشتن به ما دهیا خاطر ما ز دست بگذار
هوش مصنوعی: یا اینکه دل و فکر خود را به ما بسپار، یا اینکه دل ما را از خود برهان.
نه راهِ شدن، نه روی بودنمعشوقه ملول و ما گرفتار
معنی: نه رفتن امکانپذیر است، نه
ماندن صلاح؛ زیرا اسیر عشقیم و یار از ما ملول و دلتنگ است. - منبع: شرح غزلهای سعدی
هم زخم تو بِهْ، چو میخورم زخمهم بار تو بِه، چو میکشم بار
هوش مصنوعی: من زخمهای تو را میپذیرم و دردهایی که به من میزنی را تحمل میکنم، و بار سنگین عشق تو را هم بر دوش خود حس میکنم.
من پیش نهادهام که در خونبرگردم و برنگردم از یار
هوش مصنوعی: من تصمیم گرفتهام که حتی اگر جانم به خطر بیفتد، از عشق و دلبستم دور نشوم.
گر دنیی و آخرت بیاریکاین هر دو بگیر و دوست بگذار
AI: اگر دنیای خوب و آخرت نیکو را به من بدهی، هر دو را میپذیرم و دوستت را کنار میگذارم. (تصحیح AI: اگر دنیای خوب و آخرت نیکو را به من بدهی، که هر دو را بپذیر و دوستت را کنار بگذار،)
ما یوسف خود نمیفروشیمتو سیم سیاه خود نگه دار
معنی: میگویم: تو متاع خویش؛ یعنی
دنیا و آخرت را که چون پولی سیاه است نگه دار؛ زیرا ما دوست را مثل یوسف به بهای
اندک نمیفروشیم. - منبع: شرح غزلهای سعدی / دکتر محمدرضا برزگر خالقی / دکتر تورج عقدایی