غزل شمارهٔ ۳۸۲
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از زیبایی و دلبری معشوق صحبت میکند و او را بینظیر میداند. شاعر تأکید میکند که در هیچ کجای دنیا مانند او را ندیده و زیباییاش قابل مقایسه نیست. او به ویژگیهای خاص معشوق اشاره میکند، از لبهایش گرفته تا قدرت جذابیتش، و خود را در مقایسه با او ناچیز میبیند. در نهایت، شاعر به گنجینهای از عشق و زیباییها اشاره میکند که هیچ وقت نظیر آن را ندیده است و غم عشق او را عمیقتر از دیگران میداند.
من چون تو به دلبری ندیدمگلبرگ، چنین طری ندیدم
هوش مصنوعی: من مانند تو در زیبایی کسی را ندیدهام، همچنین لطافت گلبرگ را هم هیچگاه تجربه نکردهام.
مانند تو آدمی در آفاقممکن نبود، پری ندیدم
هوش مصنوعی: هیچکس مانند تو در دنیا وجود ندارد و من هرگز موجودی مانند تو را در عالم ندیدهام.
وین بوالعجبی و چشمبندیدر صنعت سامری ندیدم
هوش مصنوعی: این حالت شگفتانگیز و فریبندگی را که در هنر سامری وجود دارد، هرگز ندیدهام.
با روی تو ماه آسمان راامکان برابری ندیدم
هوش مصنوعی: من هرگز ندیدم که ماه در آسمان بتواند با زیبایی تو رقابت کند.
لعلی چو لب شکرفشانتدر کلبهٔ جوهری ندیدم
هوش مصنوعی: گویی مانند لبهای شکری او در خانهی جواهری، زیباییای را ندیدهام.
چون دُرِّ دو رستهٔ دهانتنظمِ سخنِ دَری ندیدم
به زیبایی دو رشته مرواریدی که در دهان داری (دندانهایت)، در شعر زبان دری ندیدم.
مه را که خَرَد که من به کرّاتمه دیدم و مشتری ندیدم
چه کسی خریدار ماه است (در مقابل تو)، چون من بارها ماه را دیدم ولی خریداری ندیدم.
وین پردهٔ راز پارسایانچندان که تو میدری، ندیدم
هرگز این پردهدری که تو از راز زاهدان و پارسایان میکنی (و آنان را وادار به عشقورزی میکنی)، ندیدهام.
دیدم همه دلبران آفاقچون تو به دلاوری ندیدم
هوش مصنوعی: من در تمام دنیا دلبرانی مانند تو را دیدم، اما از لحاظ دلاوری و شجاعت هیچکدام را به اندازه تو نیاریدم.
جوری که تو میکنی در اسلامدر ملت کافری ندیدم
هوش مصنوعی: من هرگز ندیدم که کسی در دین خود به این شیوه و با این شدت رفتار کند که تو در اینجا انجام میدهی.
سعدی! غم عشق خوبرویانچندان که تو میخوری ندیدم
هوش مصنوعی: غم عشق معشوقان زیبا به اندازهای که تو میخوری، من هیچگاه ندیدهام.
دیدم همه صوفیان آفاقمثل تو قلندری ندیدم
هوش مصنوعی: همه زاهدان و عارفان را در دنیا دیدهام، اما هیچکس را مانند تو که اینقدر بیپروا و آزاداندیش باشد، ندیدهام.