غزل شمارهٔ ۴۲۹
هوش مصنوعی: در این شعر شاعر به بیان عشق و تعلق خاطر خود به معشوق میپردازد. او از اینکه بخواهد از این مکان با ملامت و سرزنش برود، ابراز نارضایتی میکند و تأکید میکند که قلبش همیشه در اینجا خواهد ماند. شاعر خود را هوادار قدیم میداند و قصد دارد تا جانش را برای معشوق فدای کند. همچنین، اگر از معشوق خبری از مرگ به او برسد، باز هم با احترام و ارادت به سوی او خواهد رفت و حتی اگر بداند در مرگش ناگزیر به قرار از معشوق خواهد بود، با شادی و رقص به جهان دیگر خواهد رفت.
تو مپندار کز این در به ملامت برومدلم اینجاست بده تا به سلامت بروم
تصحیح AI: اشتباه مکن که فکر کنی من از این در به سرزنش میروم، دل من اینجاست، آن را به من پس بده که به سلامت بروم. (AI: مکن اشتباه که فکر کنی من از این در به سرزنش میروم، دل من اینجاست، پس به من اجازه بده که به سلامت بروم.)
ترک سر گفتم از آن پیش که بنهادم پاینه به زرق آمدهام تا به ملامت بروم
هوش مصنوعی: از قبل تصمیم به کنار گذاشتن خودم گرفتم، قبل از اینکه قدمی بردارم. من به خاطر فریب و تزویر نیامدهام تا مورد سرزنش قرار بگیرم.
من هوادار قدیمم بدهم جان عزیزنو ارادت نه که از پیش غرامت بروم
تصحیح AI: من از طرفداران قدیمی هستم و جانم را برای عشق میدهم. از آنهایی که تازه به تو ارادت یافتهاند، نیستم که از بهای خسارت بگریزم. (AI: من از طرفداران قدیمی هستم و جانم را برای عشق جدیدم میدهم. این عشق که به من ارادت دارد، بر من واجب نیست که از قبل بهایی بپردازم.)
گر رسد از تو به گوشم که بمیر ای سعدیتا لب گور به اعزاز و کرامت بروم
تصحیح AI: اگر خبر از تو به گوش من برسد که (گفتهای): ای سعدی، بمیر! تا لب گور با احترام و بزرگی خواهم رفت. (AI: اگر خبر مرگ تو به من برسد، ای سعدی، تا لب گور با احترام و بزرگی خواهم رفت.)
ور بدانم به در مرگ که حشرم با توستاز لحد رقص کنان تا به قیامت بروم
هوش مصنوعی: اگر بدانم که پس از مرگم حشر و نشر من با تو خواهد بود، از قبر با شادی و رقص خارج میشوم تا قیامت را ببینم.