غزل شمارهٔ ۴۷۷
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و کمال محبوبی پرداخته است. شاعر درباره ویژگیهای ظاهری و باطنی محبوبش سخن میگوید و عمیقاً تحت تأثیر زیبایی او قرار دارد. او معتقد است که هر کسی که به مطالعه زیباییها پرداخته، نمیتواند به غیر از محبوب او توجه کند. همچنین، شاعر ابراز میکند که عشق و محبت برای او چنان خوشایند است که تفاوتی میان وصال و فراق احساس نمیکند. در نهایت، او به شدت از غم عشق رنج میبرد و دیگران از حال او بیخبرند. شعر نشاندهندهی عمق احساسات عاشقانه و زیباییهای محبوب است.
چه روی و موی و بناگوش و خط و خال است اینچه قد و قامت و رفتار و اعتدال است این
هوش مصنوعی: این زیبایی و جذابیت چهره و اندام و خصوصیات ظاهری چقدر است. چه قامت و حرکات دلنشینی دارد.
کسی که در همه عمر این صفت مطالعه کردبه دیگری نگرد یا به خود محال است این
هوش مصنوعی: کسی که در طول زندگیاش فقط به مطالعه و تحقیق پرداخته، بعید است به دیگری نگاه کند یا به خود توجه کند، زیرا تمام تمرکز و تلاش او معطوف به یادگیری و دانایی است.
کمال حسن وجودت ز هر که پرسیدمجواب داد که در غایت کمال است این
هوش مصنوعی: هر کسی که از من درباره زیبایی و کمال وجود تو سوال کرد، پاسخ داد که تو در اوج کمال و زیبایی هستی.
نماز شام به بام ار کسی نگاه کنددو ابروان تو گوید مگر هلالست این
هوش مصنوعی: اگر کسی در هنگام نماز شام به بام نگاه کند، ابروهای تو را مشاهده کرده و به اشتباه فکر میکند که هلال ماه را میبیند.
لبت به خون عزیزان که میخوری لعل استتو خود بگوی که خون میخوری، حلال است این؟!
هوش مصنوعی: تو به رنگ قرمز لبان خود مینگری که ناشی از خون عزیزان توست. حال خودت بگو آیا این خون ریخته شده برای تو حلال و مجاز است؟
چنان به یاد تو شادم که فرق مینکنمز دوستی که فراق است یا وصال است این
هوش مصنوعی: من آنقدر به یاد تو خوشحالم که برایم فرقی ندارد که دوری است یا نزدیکی.
شبی خیال تو گفتم ببینم اندر خوابولی ز فکر تو خواب آیدم؟! خیال است این
هوش مصنوعی: شبی تصمیم گرفتم در خواب تو را ببینم، اما نتوانستم از فکر تو رها شوم و خوابم نیا آمد. این فقط یک خیال بوده است.
درازنای شب از چشم دردمندان پرسعزیز من که شبی یا هزار سال است این
هوش مصنوعی: در طول شب، از کسانی که درد و رنج را تجربه کردهاند، بپرس عزیز من که آیا این شب برای تو به اندازهای طولانی است که گویی یک شب یا حتی هزار سال به نظر میرسد.
قلم به یاد تو دُر میچکاند از دستممداد نیست کز او میرود زلال است این
هوش مصنوعی: در دست من فقط قلمی وجود دارد که به یاد تو مینویسد و مداد نیست که از آن، چیزی به تحریر درآید. این نوشته، خالص و زلال است.
کسان به حال پریشان سعدی از غم عشقزنخ زنند و ندانند تا چه حال است این
هوش مصنوعی: برخی افراد به خاطر غم عشق سعدی به او طعنه میزنند و از حال او بیخبرند؛ نمیدانند که چه وضعیت دشواری دارد.