غزل شمارهٔ ۶۱۹
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار به معشوق خود میگوید که چرا از او دوری میکنی و به او بیتوجهی. او بیان میکند که عشق معشوق اثر عمیقی بر او دارد و حتی اگر بخواهد، نمیتواند عشقش را فراموش کند. شاعر از معشوق میخواهد که به یاد او باشد و نشان میدهد که علاقهاش به او همچنان پابرجاست. او به تأثیرات رنجآور دوری و غم عشق اشاره میکند و در نهایت تأکید میکند که همیشه وفادار به این عشق خواهد ماند و هرگز از آن دست نخواهد کشید.
چرا به سرکشی از من عنان بگردانیمکن که بیخودم اندر جهان بگردانی
هوش مصنوعی: چرا انگیزه و تسلط خود را بر من از دست میدهی؟ نکن که بدون دلیل مرا میان این دنیا به این سو و آن سو ببری.
ز دست عشق تو یک روز دین بگردانمچه گردد ار دل نامهربان بگردانی
هوش مصنوعی: اگر یک روز از عشق تو دست بکشم، چه میشود اگر تو هم دل سرد و بیمحبت شوی؟
گر اتفاق نیفتد قدم که رنجه کنیبه ذکر ما چه شود گر زبان بگردانی
هوش مصنوعی: اگر به دلخواه خودت قدم به سوی ما نیفتی، با یاد ما چه اهمیتی دارد و اگر زبان خود را برگردانی.
گمان مبر که بداریم دستت از فتراکبدین قدر که تو از ما عنان بگردانی
هوش مصنوعی: نگران نباش که ما از تو دست نمیکشیم، به اندازهای که تو از ما کنارهگیری میکنی.
وجود من چو قلم سر نهاده بر خط توستبگردم ار به سرم همچنان بگردانی
هوش مصنوعی: وجود من مانند قلمی است که بر روی کاغذی متعلق به تو قرار گرفته. اگر بخواهی، هر طور که میخواهی میتوانی آن را بچرخانی و تغییر بدهی.
اگر قدم ز من ناشکیب واگیریو گر نظر ز من ناتوان بگردانی
هوش مصنوعی: اگر از من خسته شوی و از نگاه کردن به من بگزی، این کار را انجام بده.
ندانمت ز کجا آن سپر به دست آیدکه تیر آه من از آسمان بگردانی
هوش مصنوعی: نمیدانم آن سپر از کجا به دست میآید که بتواند تیر غم و اندوه من را از آسمان دور کند.
گرم ز پای سلامت به سر در اندازیورم ز دست ملامت به جان بگردانی
هوش مصنوعی: اگر از پا به سلامتی دست پیدا کنی، میتوانی به راحتی به هر موضوعی فکر کنی. اما اگر از دست ملامت و سرزنش رنج ببینی، ممکن است جانت تحت تأثیر قرار گیرد و از حالت طبیعی خارج شود.
سر ارادت سعدی گمان مبر هرگزکه تا قیامت از این آستان بگردانی
هوش مصنوعی: دل من را به عشق تو تسلیم کردهام، هرگز گمان نکن که تا پایان دنیا از این محبت و ارادت دور میشوم.