تناجی
قدسی مشهدی

شمارهٔ ۶۳

دل یکی وز هر طرف بر سینه داغ دیگری‌ستبهر یک پروانه از هر سو چراغ دیگری‌ست
هر طرف رنگی دگر برمی‌کند نظّاره‌اشساقی ما گل‌گل امشب از ایاغ دیگری‌ست
آنکه او را روز و شب در کعبه می‌جویی سراغپیش رندان در خراباتش سراغ دیگری‌ست
روزنم هرگز چنین روشن نبود از ماهتابکلبه ما روشن امشب از چراغ دیگری‌ست
شیشه را گیرم به لب ساقی چو ساغر کم دهدامشبم در باده‌پیمایی دماغ دیگری‌ست
طعنه وارستگی تا چند قدسی را هنوزبر دل از هر حلقه زلف تو داغ دیگری‌ست