تناجی
قدسی مشهدی

شمارهٔ ۸۰

بازم نشسته تا مژه در دل نگاه کیستروزم سیاه‌کرده چشم سیاه کیست
با آنکه صرف شد همه عمرم در انتظارآگه نیم هنوز که چشمم به راه کیست
دل‌دادن و سخن‌نشنیدن گناه مندل‌بردن و نگاه‌نکردن گناه کیست
جرم مرا امید به رحمت حواله کرددر حیرتم که دیده نر عذرخواه کیست
داند کسی که دیده کله کج نهادنتگل غرق خون ز حسرت طرف کلاه کیست
گر پی بری به مرتبه محرمان عشقدانی که عفو دست‌‌نشان گناه کیست
تیرش تمام سینه‌پسندست و دلنشیناین غمزه دست‌پرور طرز نگاه کیست
قدسی اگر دلم نخراشیده غمزه‌اشالماس بر جراحتم از برق آه کیست