تناجی
قدسی مشهدی

شمارهٔ ۸۳

خطش را کس به جز من مبتلا نیستبه این خط چشم هرکس آشنا نیست
چمن شد از هجوم گل چنان تنگکه مرغان را برای ناله جا نیست
به من خوش می‌رسد لطف تو امروزمگر چشم بداندیش از قفا نیست؟
چه شد بوی گل امید یا ربکه رفت از بوستان و با صبا نیست
خموشی پیشه کن گر مرد عشقیکه مرغ این گلستان را نوا نیست