شمارهٔ ۱۴۶
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عشق و longing به معشوق است. شاعر از دوری و غم ناشی از آن صحبت میکند و بیان میکند که چطور یاد معشوق بر تمام احساسات و اندیشههای او سایه انداخته است. او به زیبایی و لطافت طبیعت اشاره میکند و تأکید میکند که حتی در سختیها نیز سعی کرده عیوب خود را پنهان کند. عشق او باعث شده که هر جا برود، تصویر خود را در آینه نبیند و به یاد بدیها و سختیها ادامه دهد. در نهایت، شاعر احساسات عمیق و دلتنگی خود را به تصویر میکشد.
بی روی تو کارم همه با دیده تر بودتا دامن خاک از مژهام لخت جگر بود
هوش مصنوعی: بدون حضور تو، همه کارهایم را با چشمی اشکآلود انجام میدهم، تا جایی که خاک دامنم از اشکهای من مانند گوشت نرم شده است.
در گلشن اندیشه به یاد رخ و زلفتهر سو که شدم سنبل و گل تا به کمر بود
هوش مصنوعی: در باغ ذهنم، هنگامی که به خاطر چهره و موهایت به هر طرف نگاه میکنم، سنبل و گل تا کمر به چشم میآید.
نشکفت گلی از اثر نغمه بلبلاین فیض نصیب نفس باد سحر بود
هوش مصنوعی: هیچ گلی به خاطر آواز بلبل نرویید؛ این نعمت فقط به خاطر نسیم صبحگاهی نصیب جان میشود.
هر عیب که بود از نظر خلق نهفتمآن عیب که پوشیده نگردید هنر بود
هوش مصنوعی: من هر نقصی که داشتم را از نگاه مردم پنهان کردم، اما آن عیبی که نتوانستم پنهان کنم، در واقع هنر من بود.
هرگز ز بد خویش فراموش نکردمهرجا که شدم، آینهام پیش نظر بود
هوش مصنوعی: هرگز فراموش نکردم که رفتار ناپسند خودم را، و همیشه در هر جا که بودم، خودم را مانند آینهای در نظر داشتم.