تناجی
قدسی مشهدی

شمارهٔ ۱۷۰

چون غنچه دلم از نم خون زنگ برآوردخون دل من عاقبت این رنگ برآورد
نه غنچه این باغم و نه لاله این دشتعشق از چه سیه‌بختم و دلتنگ برآورد؟
در بزم تو امشب به دلم خوش اثری داشتهر نغمه که مطرب ز رگ چنگ برآورد
ننشست موافق به کسی نقش مرادمبا هرکه در صلح زدم جنگ برآورد
هرگز نشد از لذت دیدار تسلیحرص نگهت چشم مرا تنگ برآورد
آهم به وفا کرد ترا گرمتر از مندود دلم آتش ز دل سنگ برآورد