شمارهٔ ۱۸۰
هوش مصنوعی: در این اشعار، شاعر از شعلهور شدن احساساتش به خاطر یاد معشوقش سخن میگوید. او میگوید نام معشوقش را به زبان آورده و این کار باعث برافروخته شدن آتش شوقش در دلش شده است. شاعر همچنین به احساساتی چون غم و اندوه اشاره میکند و از اشکهایی که از چشمانش جاری میشود، صحبت میکند. او تصویر غمگینی را به نمایش میگذارد که در آن دوستانش از حال او آگاه نیستند و به نوعی غرق در غم معشوقش شده است. این شعر، حاوی تصاویری از عشق، اندوه و یاد معشوق است.
نام تو بردم آتش شوقم به جان فتادباز این نهفتنی سخنم بر زبان فتاد
هوش مصنوعی: وقتی نام تو را به زبان آوردم، شوق و عشق در وجودم شعلهور شد و نتوانستم احساساتم را پنهان کنم. سخنانم ناخواسته بر لبانم جاری شد.
طفلی بود که خون دلم خورده جای شیرهر قطره اشک کز مژه خونفشان فتاد
هوش مصنوعی: کودکی بود که به جای شیر، خون دل من را خورده و هر قطره اشکی که از چشمانم میریزد، مانند خون جاری میشود.
غوغای رستخیز برآمد ز هر طرفچشمت مگر به نیمنگه در زمان فتاد؟
هوش مصنوعی: آشوب و جنب و جوش قیامت از همه جا برخاست، آیا چشم تو فقط با یک نیمنگاه به آن افتاد؟
در دیدهام خیال تو هرچند سیر کردهرجا نظر فکند بر آب روان فتاد
هوش مصنوعی: هرچند که چشمم پر از تصویر توست و هر بار که به اطراف نگاه میکنم، این تصویر بر آب روان میافتد.
آگه ز حال غرقه به خونان نهای، ای رفیقکشتی ز موجخیز غمت بر کران فتاد
هوش مصنوعی: اگر از حال کسانی که در خون غرق شدهاند خبر نداری، ای دوست، کشتی اندوهت به امواج طوفانی دچار شده و به سوی ساحل افتاده است.