تناجی
قدسی مشهدی

شمارهٔ ۲۱۹

آهم از پیچیدگی، چون رشته، تن را تاب داداضطرابم اشک را خاصیت سیماب داد
گرچه اقبالم ضعیف افتاده، ادبارم خوش استآسمان روز سیاهم را شب مهتاب داد
{بیاض}باغبان گویی چمن را ز آب چشمم آب داد
بعد چندین شب که دوش آمد خیالش بر سرمچشم بیدار مرا بختم صلای خواب داد
نرگسش انگیخت نیرنگی که از یادش رودزلف اگر یادش ز کار درهم احباب داد