شمارهٔ ۲۷۵
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق عاشقان و پریشانیهای آنهاست. شاعر به چالشهای عشقی و جنون ناشی از آن اشاره میکند و از احوالات دلسوختگان و ارتباط آنها با معشوق سخن میگوید.ایهها به ناتوانی و بیحالی عاشقان در برابر عشق اشاره میکند و به بیروحی دنیا و بیفایده بودن بعضی از کمالات اشاره دارد. در نهایت، شاعرمعتقد است که عشق واقعی و زیبا باید در دلها جا بگیرد و آینههای دل به زیباییها پاسخ بدهند.
عشاق چه جمعند؟ پریشان شدهای چندبا خود ز جنون دست و گریبان شدهای چند
هوش مصنوعی: عاشقان چه تعداد هستند؟ تو چند بار از شدت عشق و دیوانگی با خودت درگیر شدهای؟
مرغان چمن، چاشنی گریه ندانندخو کرده ز گل با لب خندان شدهای چند
هوش مصنوعی: پرندگان باغ، به معنای غم و اندوه آشنا نیستند چون با لبخند به گلهای زیبا عادت کردهاند.
دانی چه بود دیده این گریهپرستان؟گرداب صفت مرکز طوفان شدهای چند
هوش مصنوعی: میدانی چه حال و روزی دارند آنانی که همیشه در حال گریهاند؟ تو خود به اندازهی یک گرداب، در مرکز طوفان و آشفتگی قرار گرفتهای.
چون صبح نخندند چرا بر دل صد چاک؟خرسند به یک جاک گریبان شدهای چند
هوش مصنوعی: چرا وقتی صبح نشده، دل را شاد کنیم و بشکافیم؟ چرا از یک ریشه و نشانه، خرسند به چند مثله و پارهای از زندگی هستی؟
یک ناله ز ضعف از دل احباب نخیزدحاصل چه بود از ده ویران شدهای چند؟
هوش مصنوعی: اگر دوستان به خاطر ضعف و ناتوانی نالهای سر ندهند، پس فایدهاش چه خواهد بود؟ وقتی که دهی ویران شده باشد، چه چیزی میتواند به دست آید؟
بردار ز رخ پرده، که مشتاق جمالندچون آینه در روی تو حیران شدهای چند
هوش مصنوعی: پرده را از روی خود بردار، زیرا افرادی که به زیبایی تو علاقهمندند، مانند آینه در تماشای تو حیرتزده شدهاند.
در حیرتم از آتش دوزخ که چه خواهداز سوخته آتش حرمان شدهای چند
هوش مصنوعی: در تعجبم از آتش دوزخ که با آن کسانی که در آتش حرمان سوختهاند، چه خواهد کرد؟
وقت است که از وادی عقلم برهاننداز شهر تسلی به بیابان شدهای چند
هوش مصنوعی: زمانی است که باید از منطقهی فکر و اندیشم برایم راهی باز کنند، زیرا به جای آرامش در شهر، به بیابانی تبدیل شدهام.
ابنای زمان، نقش صنم خانه چینانددل برکن ازین صورت بیجان شدهای چند
هوش مصنوعی: فرزندان زمان، مجسمههای بیروح و بیجان هستند که در دنیا وجود دارند. دل خود را از این تصویر ناتوان و بیفایده جدا کن و به آن وابسته نباش.