تناجی
قدسی مشهدی

شمارهٔ ۲۸۰

آسیب واعظان به ایاغم نمی‌رسداز باد، آفتی به چراغم نمی‌رسد
از بس که باز می‌کنم از کار دل گرهناخن به تازه‌کردن داغم نمی‌رسد
گلشن پر از گل است، ولیکن ز هیچ گلبوی محبتی به دماغم نمی‌رسد
عشق است نخل میوه باغ دلم، ازاندست کسی به میوه باغم نمی‌رسد
قدسی ز خیل گمشدگان محبتماز جستجو کسی به سراغم نمی‌رسد