شمارهٔ ۴۲۶
هوش مصنوعی: این شعر به احساساتی از غم و بیتابی اشاره دارد. شاعر از طرفی به دوستان یا نزدیکانش میگوید که اگر در دل غمی ندارند، نباید داغی به سینهاش بگذارند و از آنها میخواهد که در هنگام رفتنش فقط پیالهای کنار او باشد و چراغ را نیاورند. او به عطر گلشن جان اشاره میکند و از نسیم میخواهد که از او خبرهایی بیاورد. همچنین شاعر از غم خود میگوید و از کسانی که راحتی او را برباد میدهند، میخواهد که بیشتر به حال او توجه کنند. در نهایت، او به بهار و بلبل و زیباییهای باغ اشاره میکند و ضمن تأکید بر لزوم مراقبت از خود، به دستبرد به باده و میپردازد و به دوری از بهانهها و طعنهها اشاره میکند. به عبارتی، شعر در حقیقت یک وصیت عاطفی و احساسی است.
به دل غمی چو نداری، به سینه داغ منهترا که بسته بود در، به ره چراغ منه
هوش مصنوعی: اگر در دل تو غمی نیست، دلی را نازک نکن و داغی به سینه نگذار. در و دل تو به هم قفل بوده و راهی برای روشنایی نگذار.
وصیتم شب رحلت به میفروش این بودکه جز پیاله به بالین من چراغ منه
هوش مصنوعی: در آخرین لحظات زندگیام به میفروش گفتم که فقط یک پیاله شراب در کنار من بگذار و هیچ چیز دیگری نیاور.
مرا ز گلشن جان عطر پیرهن برخاستنسیم گو به سرم منت سراغ منه
هوش مصنوعی: عطر پیراهن محبوبم از گلشن جان به مشامم رسید، اما نسیم میگوید که از من دوری کن و مرا به یاد نیاور.
غمم چو تازه نکردی، به راحتم مفریبچو ناخنی نزدی، پنبهام به داغ منه
هوش مصنوعی: وقتی غم من را تازه نکردی، مرا فریب نده. وقتی که به من آسیب نزدی، نگذار دلم روی زخمهایش حسرت بخورد.
بهار آمد و بلبل به ناله میگویدکه بیپیاله چو نرگس قدم به باغ منه
هوش مصنوعی: بهار فرارسیده و بلبل در حال آواز خواندن است و میگوید که بدون داشتن جام (شراب) و در حالی که نرگس وجود دارد، پا به باغ نگذار.
به باده دست مبر، یا همیشه بیخود باشقرابه را بشکن، یا ز کف ایاغ منه
هوش مصنوعی: هرگز به می و نوشیدن روی نیاور، یا همواره در حالت سرخوشی بمان. اگر تصمیم به نوشیدن گرفتی، یا آن را به طور کامل بشکن و رها کن، یا آن را از دست نده و به خودت مسلط باش.
به شکر قرب، مزن طعنه دور گردان راچو عندلیب شدی، دست رد به زاغ منه
هوش مصنوعی: به خاطر نزدیک بودن به نعمت و محبت، به طعنههای کسانی که از تو دورند توجه نکن. وقتی که به خوشی و زیبایی رسیدی، به حرفهای منفی و بدبینانه دیگران اهمیت نده.