شمارهٔ ۴۵۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به معشوق خود میگوید که با عادتها و رفتارش رنج و آزار نرساند و به او مروت کند. او ابراز میکند که احساساتش تحت تأثیر غم معشوق است و منتظر است که او اجازهای برای تغییر اوضاع بدهد. شاعر همچنین به این نکته اشاره میکند که حتی با وجود گناهان، معشوق باید در روز قیامت شفاعت کند. در نهایت، او از معشوق میپرسد که اگر ترک محبت کند، چه انتخاب بهتری خواهد داشت.
چند جفا شیوه و عادت کنی؟وقت نیامد که مروت کنی؟
هوش مصنوعی: چند بار میخواهی بیرحمی کنی؟ دیگر وقت آن رسیده که با انصاف و مهربانی رفتار کنی؟
خود چه شود، گر به اسیران خویشلطف به اندازه حسرت کنی؟
هوش مصنوعی: اگر خودت را در نظر نگیری و به بندگان و اسیران خود با توجه به اندوه و حسرتشان مهربانی کنی، چه اتفاقی برای تو خواهد افتاد؟
جان ز غمت بر لبم آمد نشستمنتظر آنکه تو رخصت کنی
هوش مصنوعی: جانم به خاطر غمت به لبم رسیده و منتظر هستم که تو اجازه دهی.
ما و گنه، گر تو به این روی خوبروز جزا میل شفاعت کنی
هوش مصنوعی: اگر تو با این چهره زیبا در روز قیامت قصد شفاعت کردن برای ما را داشته باشی، حتی با وجود گناهانی که داریم، ما نیز امیدوار خواهیم بود.
خود چه گزینی که ازان بهترست؟قدسی اگر ترک محبت کنی
هوش مصنوعی: خودت را به چه چیزی انتخاب میکنی که از آن بهتر باشد؟ اگر کسی عشق را ترک کند، باید در نظر داشته باشد که چه چیزی میتواند بالاتر از عشق باشد.