شمارهٔ ۴۸۲
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر از احساسات خود در مورد عشق و جدایی صحبت میکند. او میگوید که در عشق تو، نگاهش به زمین است و در باغش به خاطر حسرت دیدن گل میسوزد. در حالی که معشوق در فکر اوست، خود او در یاد معشوق غرق شده و در پی یادگیری از درد جدایی است.
در وصل تو دیده بر زمین میدوزمدر باغم و از حسرت گل میسوزم
هوش مصنوعی: در نزدیکی تو چشمانم را به زمین میدوزم و در باغ خودم از آرزو و حسرت گلها میسوزم.
تو در نظر و من به خیالت مشغولدر وصل، طریق هجر میآموزم
هوش مصنوعی: تو در خیال من مشغولی و من در فکر وصال تو هستم، اما به همین دلیل دارم از جدایی یاد میگیرم.